دانلود آهنگ جدید - صفحه 98 از 236 - یک سایت Wordpress Blogging Service دیگر

آشور مرادیان آرتیست کمپانی «پایستی» شد

6 مارس 2018
بدون نظر

پس از کمپانی مطرح پرل درامز

موسیقی ما- آشور مرادیان که پیش از این به عنوان آرتیست کمپانی مطرح پرل درامز معرفی شده بود و سابقه حضور در چند جشنواره و همکاری با خوانندگان نام‌آشنای پاپ و سبک‌های دیگر را در کارنامه خود داشت، آرتیست کمپانی «پایستی» شد
.
او که سابقه حضور در چند جشنواره و همکاری با خواننده‌های مطرح پاپ و سبک‌های دیگر را در کارنامه دارد از این پس به عنوان هنرمند این برند سوئیسی فعالیت خواهد کرد. این نوازنده درامز که چندین مدرک بین المللی معتبر نوازندگی و صدابرداری نیز دارد، در مدرسه بین المللی موسیقی با سیستم یکپارچه آموزشی (Modern Music School) آلمان با ٨٧ شعبه در سراسر دنیا، به آموزش درامز مشغول است. از سوی دیگر مرادیان برگزارکننده سمینارهای تخصصی درامزهای پرل در تهران است
.
شرکت «پایستی» یک شرکت سوئیسی تولید کننده و طراحی سنج است. این موسسه سومین شرکت بزرگ تولید کننده سنج، گنگ و ساز کوبه‌ای فلزی در جهان است.

منبع : موسیقی ایرانیان

انتشار فراخوان سومین جشنواره سراسری آواها و نواهای رضوی

6 مارس 2018
بدون نظر

شانزدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع)

انتشار فراخوان سومین جشنواره سراسری آواها و نواهای رضوی

موسیقی ما – فراخوان سومین جشنواره سراسری آواها و نواهای رضوی از سری برنامه‌های شانزدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) منتشر شد.

بهزاد مریدی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران با اعلام این مطلب گفت: به مناسبت سالروز میلاد با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) و بزرگداشت حضرت احمد بن موسی (شاهچراغ)(ع) و همزمان با دهه کرامت، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران سومین جشنواره سراسری آواها و نواهای رضوی را برگزار می‌کند.

وی افزود: اهداف این جشنواره شامل اشاعه و ترویج فرهنگ منور رضوی، گسترش فعالیت‌های فرهنگی و هنری مرتبط با سیره اهل بیت (علیهم‌السلام) به‌ویژه حضرت امام رضا علیه‌السلام، تجلیل از تولیدکنندگان و پدیدآورندگان آثار حوزه فرهنگ رضوی و کمک به انتشار گسترده‌تر این عرصه معنوی و همچنین تولید و نشر آواها و نواهای مذهبی در حوزه فرهنگ رضوی است.

مریدی درباره بخش‌های جشنواره گفت: این جشنواره در دوره‌ سوم برگزاری با کمی تغییر در دو بخش رقابتی، غیر رقابتی برگزار خواهد شد.

وی ادامه داد: بخش رقابتی این جشنواره شامل: ساخت ملودی، آهنگسازی و تنظیم با موضوع رضوی و بخش غیر رقابتی آن شامل: موسیقی اقوامِ نواحی مختلف ایران، مرور آثار تولید شده، کُرال و آکاپلا، موسیقی ردیف _ دستگاهی، موسیقی پاپ و بخش ملل است.

 دبیر دومین جشنواره آواها و نواهای رضوی آخرین مهلت ارسال آثار به جشنواره را اول تیرماه ٩٧ و زمان برگزاری جشنواره را همزمان با دهه کرامت اعلام کرد و از کلیه هنرمندان سراسر کشور دعوت کرد برای شرکت در این جشنواره و اطلاع از جزئیات فراخوان به سایت Tehran.shamstoos.ir مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ایرانیان

ایرانگردی «بابک جهانبخش» با پریزاد در آستانه سال نو

6 مارس 2018
بدون نظر

با اجرا در شهرهای کرمان، خرم‌آباد، تهران و اهواز

ایرانگردی «بابک جهانبخش» با پریزاد در آستانه سال نو

موسیقی ما – «بابک جهانبخش» در واپسین هفته‌های سال 96 روزهای شلوغی خواهد داشت. این خواننده باسابقه طی روزهای آینده تور کنسرت‌هایش را در نقاط مختلف ایران پیگیری می‌کند و برای اجراهای نوروزی در فروردین آماده می‌شود. بابک جهانبخش در روزهای 6 و 8 اسفند به ترتیب مهمان مردم اصفهان و آبادان بود و حالا قرار است روز 17 اسفند در سالن تلاش شهر کرمان اجرای زنده داشته باشد. او سپس به همراه اعضای گروهش راهی خرم‌آباد می‌شود و عاشقانه‌های خود را روز 19 اسفند در دیار فلک‌افلاک و به میزبانی سالن بانک صادرات می‌خواند.
 
مقصد بعدی تور آخر سال بابک جهانبخش، پایتخت است. او روز 23 اسفند به همت شرکت «اکسیر نوین» و تهیه‌کنندگی «محمدرضا خانزاده» به دیدار دوستان تهرانی خود می‌رود. این برنامه در حقیقت تمدید کنسرت‌های دی و بهمن جهانبخش است که استقبال خوب دوستدارانش را به دنبال داشت. آخرین شهری هم که تا این لحظه برای اجراهای اسفندماه این خواننده قطعی شده، اهواز است. او روز 25 اسفند در سالن سینما هلال این شهر اجرای برنامه خواهد داشت.
 
اما بابک جهانبخش این روزها در تدارک تولید آثار جدیدش است. در حالی که شنیده می‌شد قرار است آلبوم جدید او پس از ماه‌های محرم و صفر و در همین سال 96 منتشر شود اما شنیده‌ها حکایت از آن دارد که فعلاً تمرکز اصلی او روی تولید تک‌آهنگ است. همچنین گفته می‌شود که بعید نیست در سال 97 مجموعه جدیدی از آثار این خواننده در قالب آلبوم منتشر شود و او این روزها نیم‌نگاهی هم نسبت به آلبومش دارد. قطعه «پریزاد» آخرین اثری بود که از بابک جهانبخشد در شب یلدا منتشر شد و بهمن‌ماه هم موزیک‌ویدئوی این اثر در اختیار مخاطبان قرار گرفت.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

تفاهم‌نامه همکاری بنیاد رودکی و كنسرواتوار دولتي مسكو امضا شد

6 مارس 2018
بدون نظر

با موضوع همکاری متقابل در زمینه تولید آثار فاخر موسیقی

تفاهم‌نامه همکاری بنیاد رودکی و كنسرواتوار دولتي مسكو امضا شد

موسیقی ما – در نخستین نشست کمیته مشترک همکاری‌های فرهنگی ایران و روسیه، تفاهم‌نامه همکاری بنیاد فرهنگی هنری رودکی و كنسرواتوار دولتي مسكو به امضا رسید.

به گزارش «موسیقی ما»، این تفاهم‌نامه میان علی اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی و آلكساندر سرگييويچ ساكولوف، رئیس کنسرواتوار دولتی چایکوفسکی مسکو، در ساختمان وزارت فرهنگ این کشور امضا شد.

موضوع اصلی این تفاهم‌نامه، توسعه همکاری متقابل در زمینه های آموزشی، پژوهشی و تولید و اجرای آثار فاخر موسیقی است. همکاری و مشارکت در انجام پژوهش های علمی در زمینه های مورد علاقه طرفین، همکاری در برگزاری دوره‌ها و کارگاه های آموزش موسیقی در ایران و روسیه، مساعدت در تبادل استاد و هنرجوی موسیقی از جمله بندهای این تفاهم‌نامه است. مساعدت در برگزاری کنسرت های فاخر موسیقی ایران و روسیه، در دو کشور و مساعدت و همکاری در تولید و اجرای مشترک موسیقی از دیگر مواردی است که طرفین در خصوص گسترش همکاری‌ها به تفاهم رسیدند.

این تفاهم‌نامه در چارچوب چهاردهمین اجلاس کمیسیون مشترک همکاری‌های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه، در شهر مسکو به امضا رسید.

عباس خامه‌یار معاون توسعه فرهنگی و بین المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سرگئی آبروالین معاون وزیر فرهنگ روسیه ریاست نشست کمیته مشترک همکاری‌های فرهنگی ایران و روسیه را بر عهده داشتند.

لازم به ذکر است، بنیاد فرهنگی هنری رودکی به عنوان یکی از متولیان اصلی حوزه موسیقی، مسئولیت دو ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران را بر عهده دارد.

منبع: 

سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ایرانیان

شب پرحرارت «دارکوب»‌ها با اجرای روزبه بمانی

6 مارس 2018
بدون نظر
موسیقی ما- گروه موسیقی دارکوب شب گذشته بار دیگر در تالار وحدت روی صحنه رفت تا نخستین شب از کنسرت زمستانی خود را برگزار کند.

به گزارش «موسیقی ما»، ابتدای این کنسرت به دلیل ضعف مفرط عوامل صدابرداری تالار وحدت، صدای موسیقی در سالن از کیفیت بسیار پائینی برخوردار بود ولی به مرور و با بهتر شدن شرایط اعضای دارکوب که هر کدام از آنها جزو بهترین نوازنده‌ها و موزیسین‌های داخلی هستند، با انرژی تمام ساز زدند تا نخستین شب از اجرای زمستانی دارکوب با شور و حرارت زیادی برگزار شود.

همایون نصیری در ابتدای این کنسرت رو به حضار گفت: «خوشحالیم که با مخاطبینی تا این حد فرهیخته طرف‌ایم که هنوز موسیقی جدی را حمایت می‌کنند و این برای ما قابل احترام است.» نصیری افزود: «امشب با انرژی تمام برای شما ساز می‌زنیم و می‌کوبیم چون کار دارکوب‌ها کوبیدن است.»

چند قطعه اول با حضور محسن شریفیان و سجاد عرب‌زاده اجرا شد و سپس همایون نصیری رو به حضار گفت: «مفتخرم که در این قسمت از برنامه یکی از عزیزترین مهمانان حاضر در سالن را به شما معرفی کنم. مهمانی که مهمان نیست و در واقع یک دوست تمام عیار است و من به دوستی با ایشان همیشه افتخار کرده‌ام. از 17 سالگی در ارکسترشان ساز زده‌ام و قطعا تا همیشه این همکاری برای من افتخار است. خوشحالم که بعد از چند سال سکوت دوباره با شکوه ویژه‌ای برگشته‌اند و استقبال قابل توجهی را از ایشان شاهد بوده‌ایم. دوست خوبم آقای علیرضا عصار…»

جمعیت به شکلی ویژه عصار را تشویق کردند و در ادامه قطعه «رود» از ساخته‌های آرین ملکیان و سولوی عود میثم مروستی اجرا شد و اجرای پرحرارت و پرطرفدار «ترش رو» بخش بعدی برنامه بود که سجاد عرب‌زاده آنرا خواند. معرفی سیامک انصاری دیگر بخش کنسرت بود و «یک نظر بر یار کردم» در ادامه اجرا شد. در اواسط کنسرت به یک باره با پخش دکلمه نخست قطعه «خون بس» با صدای روزبه بمانی، مهم ترین بخش کنسرت زمستانه دارکوب آغاز شد و روزبه بمانی روی صحنه آمد و قطعه جدید گروه دارکوب «خون بس» که بسیار مورد توجه قرار گرفته است را اجرا کرد. نخستین اجرای زنده و رسمی روزبه بمانی به خوبی مورد توجه قرار گرفت و سپس این خواننده و ترانه سرا در سخنانی کوتاه گفت:«این اولین اجرای رسمی و زنده من روی صحنه بود و اقعا برایم سخت بود. حالا میفهمم که شما چقدر سختی کشیده‌اید آقای عصار روی صحنه! ولی قطعا هر خواننده‌ای هم این شانس را ندارد که اولین اجرای رسمی وزنده خود را با بهترین‌های مملکت‌اش روی صحنه ببرد. واقعا برای من حضوردرکنار اعضای دارکوب لذت‌بخش بود.»

پس از ترک صحنه از سوی روزبه بمانی نیز همایون نصیری گفت: «روزبه بمانی احتیاجی به تعریف من ندارد و سالهای سال خودش را با آثارش ثابت کرده است. چقدر خوشحالیم که با روزبه همکاری می کنیم. وقتی با روزبه بمانی کار می کنی به جرات میتوانم بگویم که دیگر کارکردن با شاعران دیگر سخت است.» «جانا» جدیدترین قطعه گروه دارکوب با ترانه و ملودی سجاد عرب‌زاده نیز برای اولین بار اجرا شد و همایون نصیری از انتشار این اثر در هفته‌های آینده خبر داد.

محسن شریفیان که از سوی همایون نصیری به عنوان ستاره و نابغه موسیقی جنوب معرفی شد قطعه «لیوا» را با شور و حال خاصی اجرا کرد و این بخش از بخش‌های پرطرفدار این کنسرت بود. تکرار اجرای قطعه «ترش رو» نیز اختتامیه‌ای بود به نخستین شب کنسرت گروه دارکوب در تالار وحدت که علیرغم صدابرداری نامناسب در اوایل برنامه، درانتهای کنسرت از سوی همایون نصیری از عوامل صدا تقدیر و تشکر به عمل آمد و اجرای چند قطعه بی‌کلام کوبه‌ای از سوی اعضای گروه نیز غافلگیری دارکوب ها در این برنامه بود.

در شب دوم این کنسرت نیز حضورهمایون شجریان با استقبالقابل توجه دوستداران موسیقی حاضر درسالن روبه رو شد.همایون نصیری هنگام معرفی شجریان گفت:«امشب مهمانی دارم که خود و خانواده اش افتخار موسیقی ایران در جهان اند. کسی که افتخار میکنم در ارکسترش ساز زده ام و امشب مفتخرم حضورشان را در سالن اعلام کنم.»

سهراب پورناظری، حبیب رضایی، بهرام دهقانیار، هانا کامکار و… از دیگر چهره های سرشناس حاضر در سالن در شب دوم برنامه بودند.

همایون نصیری، هومن نامداری، آرش پزندمقدم، مسعود همایونی، محسن شریفیان، روزبه بمانی، سجاد عرب‌زاده، حسین رضائی نیا و… دراین کنسرت در قالب گروه دارکوب به اجرای برنامه پرداختند.

کنسرت زمستانه گروه دارکوب به همت موسسه «کامیاب بهاران» و به تهیه کنندگی علی حق شناس روی صحنه رفت.

منبع : موسیقی ایرانیان

رضا یزدانی: راکِ ایرانی، فقط «کاوه یغمایی»!

5 مارس 2018
بدون نظر
موسیقی ما – بهمن بابازاده: دهمین آلبوم رسمی رضا یزدانی امسال به نام «درهم» منتشر شد تا هجدهمین سال فعالیت هنری این خواننده مصادف با دهمین آلبوم رسمی‌اش باشد. خواننده‌ای با فراز و نشیب‌های فراوان در سالهایی که هر کدام از آنها دستخوش حواشی و اتفاقات مختلفی بود و باعث شد رضا یزدانی به عنوان خواننده در دوره‌های مختلف طرفداران زیادی را به سمت آثار خود بیاورد.

آلبوم «پرنده بی پرنده» که دومین آلبوم رسمی این خواننده به حساب می‌آمد، آغاز موج جدیدی در موسیقی راک ایرانی بود که به مرور لفظ «پاپ- راک» به عنوان لفظ غالب درباره این سبک استفاده شد و خیلی زود پرطرفدار شد. کنسرت‌های رضا یزدانی مورد استقبال قرار گرفت و حضورش در سینماهم باعث شد این خواننده خیلی زود از سوی رسانه‌ها و مردم جدی گرفته شود. آثارش با کلام یغما گلرویی، اندیشه فولادوند و … و موسیقی حمیدرضا صدری و کارن همایونفر و البته خودش به یک باره دست به دست شد و یزدانی خیلی زودتر از آنچه تصورش را می‌کرد با اقبال عمومی رو به رو شد.

انتشار دهمین آلبوم رسمی رضا یزدانی «درهم» بهترین بهانه بود برای یک گفتگوی مفصل و جدی درباره همه این سالها، حواشی سینمایی و موسیقایی و حرف و حدیث‌هایی که همواره درباره این خواننده گفته و مطرح شده است.
 

  • * امروز 18 سال از نخستین آلبوم رسمی تو گذشته. درمورد این 18 سال و اتفاقاتی که به تو گذشت بگو. آیا خودت از این روند راضی هستی و اگر به عقب برگردیم آیا تصمیم اشتباهی داشته‌ای که بخواهی آن را انجام ندهی؟

چند روز پیش یکی از بچه‌ها چندتا از این صفحه‌های گرامافون را زده بود که من به دیوار می‌زدم. ده آلبوم و یک آلبوم تصویری بود و من همینطور نشسته بودم و نگاه می‌کردم و پیش خودم می‌گفتم این زندگی من در 18 سال است. از شهر دل و حضرت مولانا شروع شد و به آلبوم دهم رسید. خداراشکر خیلی راضی هستم. شاید روند کاری من در سال‌های اول کمی کند بود و بین آلبوم‌ها فاصله بود که البته بخش اعظم آن به واسطه‌ی ارشاد بود که اجازه نمی‌دادند. «پرنده بی پرنده» دو سال و «هیس» 18 ماه در ارشاد بود. از «ساعت بیست و پنج» روال سالی یک آلبوم را داشتیم. در مجموع راضی هستم. اتفاقا چندبار صحبت این موضوع شده که چه اتفاقاتی در این 18 سال افتاده و خیلی‌ها آمدند و خیلی‌ها رفتند. فقط من و آقای علیرضا عصار از نسل اول موسیقی پاپ ایران مانده‌ایم. ما سه نسل را دیده‌ایم که آمدند و رفتند و این یک عمر است. وقتی نگاه می‌کنیم که ببینیم دلیل آن چه بوده و آیا موسیقی و تنظیم بوده یا جنس صدایی که خد ابه ما داده یا مراقبت‌هایی که کردیم و مسائلی که انتخاب کردیم، به فاکتورهای زیادی می‌رسیم که باعث شده خداراشکر هنوز که هنوز است بلیت کنسرت‌هایم سولدآت شود و هنوز بتوانم خودم را در بورس نگه دارم.
 

  • * آلبوم اول تو غافلگیری بزرگی در بازار موسیقی آن سالها بود. یک آلبوم راک، لحن خوانش تو هم در تصور عمومی تاثیرگذار بود که یک خواننده‌ی راک لباس چرمی می‌پوشد و روی استیج می‌آید. از آن زمان شروع کنیم و به کنسرت اول و اجرای چهارنفره‌تان برسیم. کمی درمورد آن سال‌ها صحبت کنیم.

این چیزی بود که من انتخاب کرده بودم و تصمیم داشتم که کار متفاوتی از نظر تنظیم و ملودی و وکال خواننده داشته باشم. به غیر از آلبوم شهر دل وقتی از آلبوم پرنده بی پرنده شروع کردیم قرار بود این اتفاق بیفتد. آن‌موقع خیلی به من می‌گفتم که صدای تو شبیه به فریدون فروغی است و بیا به همان سبک بخوان. حتی پیشنهاد می‌کردند که مثل فرهاد بخوانم ولی من تصمیم نداشتم که مثل کسی بخوانم و مثل بچه‌هایی باشم که آن‌موقع مثل کسی می‌خواندند و قطعا تاریخ مصرفی داشتند و من نمی‌خواستم خودم را درگیر تاریخ مصرف کنم. به همین‌خاطر شروع کردیم و چیزی که دوست داشتم و آن را انتخاب کردیم را خواندم. از پرنده بی پرنده شروع شد و خیلی‌ها می‌گفتند این چرا اینگونه می‌خواند و هرجا که بخواهد دهانش را باز می‌کند و هرجا بخواهد می‌بندد ولی ما آن سال‌ها را گذراندیم.
 

  • * بعد از 18 سال در این نقطه‌ای که نشسته‌ای خیلی‌ها اعتقاد دارند هنوز و هنوز بهترین آلبوم تو «خاطرات مبهم» است. درمورد آن آلبوم حرف بزنیم.

اتفاقا در صفحه‌ی اینستاگرام خودم یک نظرسنجی گذاشتم که الان آلبوم را شروع می‌کنم و شما می‌خواهید که آلبوم بعدی در فضای چه آلبومی باشد و سه آلبوم را برای من نام ببرید. 2000 کامنت داشتم و نتیجه جالبی داشت. «ساعت‌ها خوابند»، «ساعت فراموشی» و «خاطرات مبهم».
 

  • * خودت این فکر را می‌کردی؟

می‌دانستم که «ساعت‌ها خوابندن» و «خاطرات مبهم» در آن هست ولی انتظار «ساعت فراموشی» را نداشتم. البته خیلی متنوع بود و خیلی‌ها «سلول شخصی» و «دوئل در آینه» را دوست داشتند. از نظر خودم بهترین آلبوم من «سلول شخصی» با فاصله زیاد است.
 

  • * شاید دلیل این انتخاب شخصی تو، جاری بودن دغدغه‌های شخصی خودت در آن آثار است…

«سلول شخصی» برای من به گونه‌ی دیگری است. فقط این آلبوم، آلبوم سختی است و مخصوصا سی دی اول که ترانه‌های اندیشه فولادوند است ترانه‌های سختی دارد و به نظر من شاید نتوانم دیگر «سیگار پشت سیگار» و «شلیک کن رفیق» و «سمت هیچ» را تکرار کنم. برای من با فاصله آلبوم «سلول شخصی» در اولویت است ولی برای مردم اینگونه نیست و خیلی سخت با آن ارتباط می‌گیرند و دلیل آن این است که از لحاظ ملودی و تنظیم خیلی از فضای پاپیولار دور است. قشر دانشجوی موسیقی و کافه نشین‌ها خیلی آن را دوست دارند. کسانی که ادبیات خوانده‌اند و توانسته‌اند تک به تک این واژه‌ها را درک کنند ارتباط خوبی با این آلبوم گرفته‌اند. مثلا در «سمت هیچ» که یک سری کلمه را در انتهای هم ردیف کرده‌ایم هرکدام آن‌ها یک کتاب و مکتب است.
 

  • * تفسیرهای مختلفی هم درمورد آن شد.

بله و ارشاد هم خیلی به ما کمک کرد. من حتی فکر نمی‌کردم «شلیک کن» هم مجوز بگیرد. حتی تراک‌های دیگر «سیگار پشت سیگار» و «سلول شخصی» هم فکر نمی‌کردم که مجوز بگیرند.
 

  • * نوستالژی‌خوانی و پرداختن به نوستالژی نسل‌های مختلف در آثار تو مورد توجه قرار گرفت و همچنان هم ادامه دارد و این روزها من پس‌لرزه‌های آثار جدیدی که خوانده‌ای را هم می‌بینیم.

همیشه گفته‌ام که ترانه‌های نوستالژی را خیلی دوست دارم. وقتی تو یک ترانه‌ی نوستالژی می‌خوانی، آن کار دیگر تاریخ مصرف ندارد و ترانه‌ی «شمال» همیشه با جاده‌ی شمال است. «لاله‌زار»، «نوار»، «کارتن»، «کوچه ملی»، «کافه نادری» و خیلی کارهای دیگر را خواندم. همیشه اعتقاد داشتم که در کارهای نوستالژی اتفاق خوبی خواهد افتاد. من فکر می‌کنم 12 یا 13 کار درمورد تهران خواندم و مردم تهران خیلی آن‌ها را دوست دارند و با آن زندگی می‌کنند. در آلبوم آخر هم تراک «دارند پایتخت رو عوض می‌کنند» را داشتیم و به شکل دیگری به تهران نگاه کردم. خودم فکر می‌کردم که دیگر به سراغ آن نروم مگراینکه ترانه‌ی عجیب و دوست‌داشتنی گیرم بیاید که آمد. روزی این را برای من فرستادند و من از ترانه‌سرای آن تعجب کردم. میثم بهاران اسم و رسمی هم ندارد و واقعا ترانه‌ی خیلی خوبی به من داد.
 

  • * دغدغه‌های اجتماعی تو در همه‌ی این سال‌ها بالا و پایین‌های مختلفی را تجربه کرده است. رضا یزدانی که «برج» و «دنیای وارونه» را می‌خواند انتقادهایی را به خود دید و به مرور فضای کاری‌اش بیشتر به فضای عاشقانه و شاید روابط انسانی نزدیک‌تر شد. آیا این بستگی به افزایش سن تو داشت و دغدغه‌های شخصی و نگاه تو به جامعه و مطالعاتی که داشتی؟ کمی درمورد مفاهیم آثارت صحبت کنیم.

مدل من اینگونه است که آینه‌ی خودم هستم. هرآن‌چه در هر آلبومی می‌بینید حال و روز همان روزهایم است و سعی نمی‌کنم خودم را از آن حال و روز خارج کنم. مثلا نمی‌گویم بیایم و یک کار اجتماعی بخوانم و یک کار نوستالژی بخوانم و بعد آن یک کار عاشقانه بخوانم. بستگی دارد که حال و روز من در آن ایام چگونه باشد و حالم خوب باشد یا بد، عاشق باشم یا فارغ. من همیشه دوست داشتم که کارهای اجتماعی بخوانم ولی در جاهایی مثل «خاطرات مبهم» که آلبوم منتشر شد، ما دیدیم که چقدر مردم عاشقانه دوست دارند و بالاخره آدم در هر سالی باشد حس و حال عاشقانه دارد.
 

  • * آن آلبوم تفسیرهای عاشقانه‌ی پر اندوهی داشت. دلیل آن چه بود؟ چرا آن عشق، اندوهبار و پر از حسرت به نظر می‌رسید؟

حال و روز کارن همایونفر بود. 5تای آن کارها را کارن ساخت و 5 تای دیگر را من ساختم. آن 5تا بهترین ملودی‌های آن روزهای کارم بود و به نظرم بهترین ملودی‌های کل آثار کارن همایونفر بود. جنس ملودی‌سازی کارن اینگونه است و خیلی عمیق‌اند. بعضا یکی دو ترانه مثل «ادامه بده» و «گرامافون» که روی آن‌ها گفته شد و برعکس من که همیشه روی ترانه ملودی می‌گذارم کاملا روند برعکسی بود و کارها ملودی داشت. «کجا گمت کردم» ملودی یکی از فیلم‌هایی بود که کارن ساخته بود و فکر می‌کنم اسم آن «نسکافه‌ی داغ» بود. من خودم آن‌ها را جدا کردم و گفتم این ملودی‌ها را می‌خواهم. غم عجیبی که در آن آلبوم است به‌خاطر همین بوده است.
 

  • * درمورد روند مفهومی کارهایت نگفتی که چرا از فضاهای اجتماعی به سراغ فضاهای عاشقانه غمناک آمده‌ای.

اینگونه نیست و همیشه در تلاطم بوده‌ایم . مثلا ساعت فراموشی و خاطرات مبهم خیلی عاشقانه بودند و در ساعت‌ها خوابند کار اجتماعی زیادی دارم؛ مثل قوی سیاه، دیوانه و کارهای دیگر. در آلبوم سلول شخصی که همه کارها اجتماعی شد. من در آن فضا آنگونه بودم و اندیشه فولادوند در کنار من بود که مدلش همینگونه است. بعد که به دوئل در آینه و درهم رسیدیم که در درهم همه مدل کاری داریم.
 

  • * مخاطب چقدر در انتخاب مفاهیم آثارات نقش دارد؟

قطعا تاثیر دارد ولی نه به گونه‌ای که بگویم الان مخاطب اینگونه دوست دارد و باید اینگونه کار کنم. * ترجیح می‌دهی که هنرمند مسیری باشد که مخاطب پیگیر آن است؟ بله. همیشه باید آرتیست به مخاطب چیز جدیدی بدهد. واژه تربیت درست نیست ولی باید همیشه اینگونه باشد. شاید براساس موسیقی پاپ خیلی‌ها این کار را بکنند ولی من به این عقیده ندارم.
 

  • * به آلبوم «درهم» رسیدیم و بازگشت تو به آلبوم شهر دل و مولاناخوانی و شاملو و …. این اتفاق از کجا شروع شد؟

من این سال‌ها حافظ می‌خواندم. خدا آقای معلم را رحمت کند. من در جشن دنیای تصویر همیشه یک حافظ می‌‌خواندم و قرارمان بر همین بود. همیشه با علی شوخی می‌کردیم که چندسال دیگر حافظ تمام می‌شود و باید سراغ شاعر دیگری برویم. من دیوان شمس را خیلی دوست دارم و همیشه آن را باز می‌کنم و می‌خوانم و حتی فال می‌گیرم. همه با حافظ فال می‌گیرند و من دوست دارم دیوان شمس را باز کنم و تفالی بزنم. این «دام دیگر نهاده‌ام» هم یک فال بود. ما یک روز نشسته بودیم و گفتم می خواستم یک کاری انتخاب کنم. گفتم بگذار خودش به من بگوید که چه چیزی بخوانم. باز کردم و این شعر آمد. در تنظیم آن خیلی وسواس به خرج دادم و تنظیمش این نبود. میلاد یک چیزی زده بود و من ده بار عوض کردم تا اینگونه‌ای شد که شما می‌شنوید. درمورد اشعار شاملو هم بگویم که خیلی سال‌های پیش شاید 10 یا 12 سال پیش سالگرد احمد شاملو بود و ما خانه‌ی آیدا بودیم و من دوتا از کارهای شاملو را در آن‌جا با گیتار زدم و خواندم. پسر اقای شاملو، سیاوش، که فوت شدند هم در آن‌جا بودند. همه خوششان آمد و گفتند اگر می‌شود آن را روی سی دی برایشان بزنم. من در استودیوی خانگی بهروز در اکباتان آمدم و آن دو کار را در سی زدم زدم و یک نسخه به آیدا و یک نسخه به سیاوش شاملو دادم. آن ماجرا گذشت تا به این آلبوم رسیدیم. بهروز الان در کانادا هست و یک روز به من گفت می‌خواهی شاملو را کار کنی؟ من گفتم چی بود؟ و بهروز گفت این کار و این کار بود که یکی از آن‌ها به واسطه‌ی ترانه‌‌ای که دارد را نمی‌توان کار کرد. بهروز نسخه‌ای که آن سال‌ها ضبط کرده بودیم را برای من فرستاد و من دیدم چه ملودی خوبی دارد. من کاملا یادم رفته بود و خواستم که تنظیمی برای آن بکنیم و ببینیم چگونه درمی‌آید. یک تنظیم خیلی پینک فلویدی اسپیشیال که تمیز و واقعا استاندارد بود و من روی آن هیچ نظری ندادن و تقریبا کار بدون اعمال نظر من است. خیلی این کار را دوست دارم.
 

  • * اسم آلبوم «درهم» به خاطر تعدد میزان سلیقه‌ها و آدم‌هایی است که در آن استفاده شده است؟ یکی همین است.

سه دلیل برای آن بود که یکی همین است. این آلبوم 7 ترانه‌سرا دارد. به غیر از شاملو که دوتا است و مولانا، 7 تراک دیگر هرکدام یک ترانه‌سرا دارد. همیشه من 3-4 تا کار از مهدی ایوبی داشتم که در اینجا مهدی فقط تراک درهم را دارد. دلیل دیگر این است که من می‌توانم به تو بگویم که این کار شبیه تراک کدام آلبوم است. مثلا این تراک خیلی به آلبوم فلان نزدیک است.
 

  • * یک طرفدار خیلی پیگیر شاید بتواند این نزدیک‌ها را تشخیص دهد.

بله دقیقا. و دلیل آخر این است که این آلبوم دهم من است و اگر یک «ر» وسط «د» و «ه» بیاید می‌شود «درهم». که ما از همین موضوع در تیزرها استفاده کردیم. * استفاده هوشمندانه‌ایش بود. درمورد پوستر آلبوم «درهم» متهم به کپی شدی. یکی از بچه‌های بمرانی نوشته بود این پوستر از جای دیگری است. اولا که پوستر آن نیست و همین پوستر است و آن عکس پشت جلد است.
 

  • * کلی هم در توییتر سروصدا شد و هوادارانت به او تاختند. علی عمرانی مجبور شد آن پست را بردارد و پست دیگری گذاشت و دوباره پستش را برداشت.

من اصلا در جریان این‌ها نبودم. بعد خبرنگارها به موضوع پرداختند و به همین بهانه پرونده‌ای از پوسترهای موسیقی‌ها و فیلم‌هایی که در ایران از جهان برداشتند و ایرانیزه کردند کار شد. یعنی یک عکس رفت و به کجاها رسید. چه جالب که من این‌ها را نمی‌دانم. من در توییتر نیستم ولی بالاخره باید خبردار می‌شدم و خیلی عجیب است. من اصلا این‌ها را نشنیدم. فقط چند روز بعد علی اوجی برای من یک عکس از یک خواننده‌ی غربی فرستاد که شبیه به این بود. درصورتی که من شباهتی نمی‌دیدم. ایده‌ی این کار این شکلی نبود. خانم الیکا شاهوردی ایده‌ی این کار را داشت و یکی ایده‌ی سیمرغ را داشت که من این ایده را دادم که چیزی روی لباس من باشد که بیشتر ادامه پیدا کند. گفتم من در «نیما دیزاین» یک طراح لباس دارم که در انگلیس کار می‌کند و آن‌جا لباس می‌دهد و برای من هم پلیور می‌فرستد. یک طراح ایرانی است که محصولاتش به ایران نمی‌آید و در انگلیس و ایتالیا به فروش می‌رود. تابستان‌ها برای من تی‌شرت و زمستان‌ها پلیور می‌فرستد. من دیدم که طرح جذابی است و یک عکس داشتیم که این بود و در شهرک سینمایی گرفته بودیم. من آن‌جا کار می‌کردم و سر سریالی بودیم که بچه‌ها آمدند و عکس گرفتیم. یک عکس هم که لت داخلی آلبوم است و من گفتم بچه‌ها اینجا چه لوکیشن خوبی است برای اینکه آدم تکثیر شود. همان‌جا من این طرح را در لحظه دادم و گفتم اینجا که من را مربع‌مربع داری را می‌توانی تکثیر کنی و او گفت آره. دوربین را کاشت و عکس‌ها را گرفتیم و این شد. این عکس را ماجرا شد را قرار بود بوم نقاشی را سوراخ کنیم و دست‌ها و صورت بیرون بیاید و همه چیز نقاشی شود. من نمی‌دانم که ان عکس هم از بوم بیرون آمده بود؟
 

  • * بگذریم. به سراغ فضای کنسرت‌هایت برویم. فکر می‌کنی فضای کنسرت‌هایت چقدر از نسل جدید به مخاطبانت اضافه کرده است؟

خیلی. من از جایی این را می‌فهمم که خیلی از طرفدارانم آلبوم‌های قدیمی را نمی‌شناسند. به دهمین دلیل می‌فهمم که این‌ها بچه‌های جدید هستند و وقتی ما از آلبوم‌های قدیمی می‌خوانیم همخوانی ضعیف است. از کامنت‌ها هم می‌فهمم که می‌گویند از کدام آلبوم به بعد کارهایم را دنبال کرده‌اند.
 

  • * کمی سخت است که مخاطب نسل جدیدی که به گفته‌ی خیلی از کارشناسان با یک هرج و مرج در موسیقی پاپ سروکله می‌زنند، کار تو و امثال تو را گوش کنند.

کار من سخت نیست. کار بچه‌های پاپ دیگر مثل احسان که کار خوب می‌خوانند سخت می‌شود. من یک سبک دیگر می‌خوانم. من پاپ_راک می‌خوانم که مخاطبش از جنس دیگری هستند. مخاطب من هیچ‌وقت نمی‌رود و آن کارها را گوش بدهد. یعنی نمی‌تواند آن جنس موسیقی را گوش بدهد. واقعا برای من سوال است که این موسیقی چه می‌گوید؟
 

  • * و انقدر قارچ‌وار زیاد می‌شود.

من یک نکته‌ای را بگویم. وقتی با این سرعت بالا می‌رود با همین سرعت هم نابود می‌شود. این‌ها خواننده‌های یک‌ساله هستند و من دیده‌ام که در کنسرت‌های سوم به بعد کم می‌آورند. این‌ها نمی‌توانند در مارکت بمانند. به نظرم آسیب‌شناسی مفصلی دارد که در زمان ما نمی‌گنجد. من نمی‌خواهم درمورد آن صحبت کنم چون اگر بخواهم عقیده‌ام را درمورد این جنس موسیقی و این جنس مخاطب بگویم می‌دانم داستان زیادی می‌شود.
 

  • * در فضایی که تو شروع کننده‌ی آن جریان بودی اتفاقات زیادی افتاده است. در حوزه ی پاپ_راک خیلی گروه‌ها و چهره‌ها آمده‌اند. آیا این جریان را بررسی و رصد می‌کنی؟

رصد نمی‌کنم و مثل یک آدم عادی آن را می‌بینم. الان گیتاریست گروه گره، سهیل زرین کلک، گیتاریست من است و نوازنده‌ی خوبی است. بچه‌ها مخاطب محدودی دارند و در اندازه‌ی برج آزادی هستند ولی اتفاق خیلی خوبی است. اگر یادت باشد خودِ تو سالها قبل مصاحبه‌ای با من کردی و گفتی نگران نیستی که کاوه یغمایی و بچه‌های دیگر بیایند؟ اصلا اینگونه نیست. من همیشه سعی می کنم کار خودم را در بهترین حالت انجام دهم.
 

  • * ولی به نظر من راک ایرانی درحال پوست اندازی است.

خداروشکر این اتفاق می‌افتد و خداروشکر من این موضوع را دوست دارم.
 

  • * با سرعت زیادی این راه طی می‌شود؟

نه متاسفانه اینگونه نیست.
 

  • * مخاطبینی که من می‌بینم باورنکردنی است که حتی 14 و 15 ساله بین آن‌ها است.

بله هست ولی بیا نسبت بگیر به کسانی که به کنسرت‌هایی می‌روند که صحبتشان را کردیم. حتی یک صدم هم نیست.
 

  • * همه جای دنیا همینگونه نیست؟مخاطب جاستین بیبر با مخاطب «ریدیوهد» مساوی هستند؟

شما حساب کن اگر جاستین استادیوم پر می‌کند، ایرون میدن و متالیکا هم هنوز استادیوم پر می‌کنند. ولی در اینجا فقط 300 نفر برج آزادی را داریم.
 

  • * نباید جامعه جهانی را با ایرانی مقایسه کنیم.

تو مقایسه می‌کنی.
 

  • * ولی جریان خوبی در راک ایرانی به وجود آمده است. حرف من این بود…

وقتی آن روز درمورد کاوه یغمایی از من پرسیدی من گفتم اتفاقا اتفاق خوبی است و هیچ‌وقت جای من تنگ نمی‌شود. گوش مخاطب عادت می‌کند و شاید کسی که نمی‌توانست آهنگ من را گوش بدهد یک روز آن را گوش بدهد. داستان اینجاست که نگه داشتن مخاطبی که این جنس از موسیقی را گوش بدهد کار سختی است.
 

  • * یک بار دیالوگی درمورد کوروش یغمایی گفتی که من با گذشت سالیان سال هنوز نتوانسته‌ام آن را هضم کنم. در روزنامه شرق، لیلی نیکونظر با تو مصاحبه‌ای داشت که گفت کوروش یغمایی پیشرو راک است و تو گفتی: مگر «یارم بیاد، دلدارم بیاد» هم شد راک؟! این جمله، واقعا جمله‌ی تو بود؟

من اصلا یادم نمی‌آید.
 

  • * حتی تیتر مصاحبه این بود که: «قلبم یک درمیون برای راک می‌زنه…».

چقدر خوب این چیزها را به خاطر داری و عجب حافظه‌ای. تو من را خوب می‌شناسی و من معمولا من به ندرت درباره ی کسی حرف می‌زنم.
 

  • * بله همینطور است. آن جمله با آن صراحت عجیب بود.

اگر به من بگویی که یک نفر را در ایران بگو که به درستی راک کار می‌کند من می‌گویم کاوه یغمایی. من هم موسیقی و هم تنظیم‌ها و نوازندگی کاوه یغمایی را دوست دارم و به نظرم از همه لحاظ پرفکت است. مخاطب زیادی هم دارد ولی من هیچ‌وقت نمی‌آیم و چنین حرفی بزنم. این‌که یک عده می‌آیند و می‌گویند چه کسی پرچم‌دار راک است یا پدر و مادر راک است واقعا خیلی مسخره است. چون هیچ‌وقت نمی‌توانی ادعای چنین چیزی را داشته باشی. اگر کسی قرار باشد مدعی باشد می‌گویم من کردم و همه‌ی بدبختی‌هایش را من کشیده‌ام ولی من هرگز چنین حرفی نمی‌زنم چون کس دیگری در گوشه‌ی دیگری درحال کار بوده است. من قشنگ به یاد دارم روزی که من داشتم آلبوم شهر دل را منتشر می‌کردم و درحال ضبط آن در استودیوی صبا بودم دقیقا ضبط من و کاوه پشت سر هم بود. آقای شاه ‌بیگی کار من و آلبوم شهر دل را ضبط می‌کرد و آقای قاسم عابدی کار کاوه و آلبوم مترسک را ضبط می‌کرد. و همه‌ی این‌ها هم به‌صورت آنالوگ بود. یعنی در 5 دقیقه اگر در دقیقه 4و 55 یک سوتی می‌دادی دوباره باید به ثانیه‌ی 1 برمی‌گشتی. شهر دل منتشر شد و کاوه مترسک را منتشر نکرد و به او مجوز ندادند. مترسک بعد از پرنده بی پرنده منتشر شد. تمام بدبختی‌های بی‌مجوزی را من برای پرنده بی پرنده کشیدم و دوسال‌ونیم طول کشید.
 

  • * این جنگ بین اوهام، کاوه یغمایی و رضا یزدانی همیشه بوده و همه طرفدارانی که درمورد این مباحث صحبت می‌کنند صرفا حول همین سه گروه می‌چرخند و هیچ‌وقت هم به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد.

خیلی اشتباه است و داستان اینجاست که سبک ما سه تا کاملا با هم فرق دارد و هیچ ربطی به هم ندارد. شهرام شعرباف که حافظ خوانده و یک مدل دیگری است که مال خودش است و کس دیگری نمی‌تواند آن‌گونه بخواند. کاوه که کارهای ماژور و من هم کارهای مینور می‌خوانم. سه جنس و صدای مختلف وجود دارد و به نظرم کلیت این بحث خیلی زرد است. هرکس کار خودش را می‌کند. مهم این است که چه کسی چه کاری انجام می‌دهد. خیلی از بچه‌های راک هستند که یک آلبوم می‌دهند و حس می‌کنند که کل نظرات درمورد موسیقی راک را باید ایشان بدهند. من ده آلبوم کار کردم و 20 سال است. اگر شما حرفی دارید بروید و کار کنید و بیایید روی آن اثرها حرف بزنیم نه اینکه روی کار دیگران حرف بزنید. من جز آدم‌هایی هستم که هیچ‌وقت حاشیه نداشتم.
 

  • * یک اگر من می‌گذارم. این دوستانی که در حوزه راک کار می‌کنند خداروشکر نسبت به حوزه‌ی پاپ و سنتی خیلی پشت هم هستند. در کنسرت‌های هم می‌روند و همدیگر را حمایت می‌کنند. حداقل این فضا برای من قابل احترام است.

تو می‌دانی که اولین کنسرت شهرام شعرباف در برج آزادی را من ساپورت کردم. آن‌موقع فیسبوک بود و من سه نوبت تبلیغ این کنسرت را کردم و خودم به کنسرت رفتم. من تا جایی که از دستم بربیاید ساپورت کرده‌ام. شهرام شعرباف از من قدیمی‌تر بود و خیلی قبل‌تر شروع کرده بود ولی مجوز نگرفته بود. من هرآن‌چه از دستم بربیاید را انجام داده‌ام و با همه قلبم این کار را کردم.
 

  • * درمورد دغدغه‌های سینمایی تو حرف بزنیم. یک سوال خیلی مهم؛ چرا در قاتل اهلی، رضا یزدانی نبود؟

من نمی‌خواهم وارد جزئیات آن بشوم چرا که اگر این کار را بکنم بلوایی به پا می‌شود.
 

  • * پای آقای لشکری قوچانی (تهیه کننده قاتل اهلی) وسط است؟

نه اصلا. اتفاقا اصلا اینگونه نیست. قرار بود این کار را من بخوانم وآقای کیمیایی گفتند تو هم بازی کنی و هم بخوانی. ولی نشد و من نمی‌خواهم درمورد آن صحبت کنم.
 

  • * تو مختاری که اظهارنظر نکنی ولی به هرحال فضای آن فیلم و کاراکتر مسعود کیمیایی و شخصیتی که از او در ذهن همه‌ی مخاطبان است انقدر از آثاری که منتشر شد دور بود و یک‌جورهایی باهم گره خورده بودید. همان‌طور که مسعود کیمیایی رزومه خودش را بد و بدتر می‌کند در حوزه‌ی موسیقی هم پس‌رفتی دارد.

من فقط یک چیزی بگویم که این اتفاق را باورم نمی‌شد. تنها چیزی که می‌توانم بگویم همین است. اولین بار یک کلیپ یک دقیقه‌ای پولاد در صفحه‌اش گذاشت و من آن را دیدم باور نکردم و گفتم امکان ندارد مسعود کیمیایی اجازه‌ی این کار را بدهد. واقعا بعید بود چون آقای کیمیایی موسیقی و اکت و گویش خواننده را خیلی خوب می‌شناسد و این‌ها نبود. من نمی‌دانم چگونه آقای کیمیایی در این حد اغماض کرده بود که این اتفاق افتاد.
 

  • * واقعا باورنکردنی بود که مسعود کیمیایی انقدر راحت کوتاه بیاید ولی خب بالاخره داستان پسرش بود.

متاسفانه این داستان سال‌هاست که به آقای کیمیایی ضرر می‌زند و معلوم نیست تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند. آقای لشکری هم در جشنواره‌ی پارسال در سالن آمد و گفت یک‌چیزی از تو می‌خواهم و اگر بروی و بگویی تکذیب می‌کنم. من نگاهی به او کردم و گفتم چرا بخواهید چیزی بگویی و تکذیبش کنی؟ من به شما پیشنهاد می‌کنم از اول چیزی نگویی. ایشان گفتند بیا و جای پولاد بخوان. من گفتم هزارسال هم بگذرد همچنین کاری نمی‌کنم.هم به‌خاطر آقای کیمیایی که هرچقدر هم ما با هم خوب نباشیم برای من ارزش‌مند هستند و 10 سال است که ما نان و نکم همدیگر را خورده‌ایم و من برای 5 فیلم سینمایی ایشان موسیقی کار کرده‌ام و هیچ‌وقت نمیآیم وهمچنین کاری را بکنم. یک سری کارها کثیف هستند و تو نباید خودت را وسط آن بیندازی.
 

  • * به نظرم منطقی‌ترین کار را کرده‌ای. به عنوان صحبت پایانی درمورد دغدغه‌های سینمایی و تئاتری تو صحبت کنیم. به هرحال تو در این سال‌ها خیلی این مدل فضاها را تجربه کردی. آیا هنوز هم نسبت به این جریان علاقه‌مند هستی و دوست داری این فضا ادامه پیدا کند؟

بعد از تیک‌آف این داستان برای من خیلی جدی شد. قبل از تیک‌آف این داستان بود وخواننده‌ی سوگلی سینمایی‌ها بودم و خیلی از تیتراژها را خواندم و اکثر رفیق‌هایم بچه‌های سینما هستند تا موسیقی. ولی تیک‌آف که اکران شد خیلی نظرات خوب بود و آدم‌های مهمی مثل مصطفی کیایی و فریدون جیرانی و خانم بنی‌اعتماد واکنش‌های خوبی نسبت به آن داشتند. فرهاد اصلانی یک ساعت و نیم پشت تلفن با من حرف زد و می‌گفت به این دلیل و این دلیل تو در فیلم بهترین بودی. من می‌گفتم بیخیال ولی او کاملا جدی بود. و این باعث شد که من ببینم که می‌توانم سعی کنم در این حوزه هم موفق بشوم. که قطعا این داستان به احسان عبدی‌پور کارگردن، و خانم کرامتی تهیه کننده و بچه‌های دیگر برمی‌گردد. به همین دلیل بعد از این، سیلی از فیلم‌نامه و سریال برای من سرازیر شد و من اغلب آن‌ها را رد کردم. سریال از یاد رفته را قبول کردم که بهرام بهرامیان کارگردان آن بود و بیتا فرهی در این سریال مادر من است و میترا حجار خواهر من هستند. حسین یاری و پوریا پورسرخ، آقای دهقان‌نسب و خانم سیما تیرانداز، سعید راد و یک مجموعه‌ی خیلی قوی هستند. سریال بسیار بسیار قوی و در سطح الف است. من نقش پسری را دارم و فیلم‌نامه‌ی بسیار خوبی بود که نمی‌توانستم آن را رد کنم. و اگر آن را رد می‌کردم بعدا جز پشیمانی‌های بزرگ زندگی من می‌شد. یک جوان پولدار از قشر مرفه و شازده‌ای است که بوکس دوست دارد. دندان‌هایم شکست و در 18 روز سه مسابقه بوکس دادم و یک ماه به‌خاطر آن کار کردم.

  • * چه زمانی پخش می‌شود؟

فکر می‌کنم اردیبهشت و خرداد پخش شود و یک مثلث عشقی است که مردم دوست دارند.
 

  • *اگر نکته‌ای است که به آن نپرداختی بگو.

یکی دو پروژه سینمایی هست که انشالله شروع می‌کنیم. آلبوم را شروع کرده‌ایم و یک فکرهای عجیب و غریبی درمورد آلبوم بعدی دارم که قطعا ترکیب محتوایی و فضای سه آلبوم خاطرات مبهم، ساعت فرموشی و ساعت‌ها خوابند در آن هست.

منبع : موسیقی ایرانیان

اولین کنسرت «مسیح و آرش» برگزار می‌شود

5 مارس 2018
بدون نظر

۱۷ اسفند به همت موسسه «آراد»

اولین کنسرت «مسیح و آرش» برگزار می‌شود

موسیقی ما – مسیح و آرش عدل‌پرور پس از مدت‌ها انتظار، نخستین کنسرت خود را برگزار می‌کنند.

به گزارش «موسیقی ما»، این دو خواننده سرشناس که از سال‌ها پیش مورد توجه مخاطبین موسیقی قرار گرفته بودند، از حدود دو سال پیش و در همکاری با موسسه «آراد» به جرگه خوانندگان رسمی پیوستند و پس از انتشار چند تک‌آهنگ با مجوز رسمی، اکنون خود را برای برگزاری اولین کنسرت آماده می‌کنند.

این کنسرت در تاریخ 17 اسفند 1396 در تالار وزارت کشور برگزار خواهد شد و بلیت‌فروشی آن ساعت 14 روز سه‌شنبه 15 اسفند 1396 از طریق سایت «آرادکنسرت» آغاز خواهد شد.

پس از اجرای تهران، تور کنسرت‌های این دو چهره در شهرهای مختلف کشور آغاز خواهد شد.

این دو برادر فعالیت‌های موسیقایی خود را تحت امتیاز موسسه فرهنگی هنری «آراد» به مدیریت میلاد ماهان‌راد و سعید سال‌افزون انجام می‌دهند.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

روزهای برگزاری هفته موسیقی خراسان تغییر کرد

5 مارس 2018
بدون نظر

با تصمیم مسئولان برگزاری

روزهای برگزاری هفته موسیقی خراسان تغییر کرد

موسیقی ما- هفته موسیقی خراسان با عنوان «نوای غربت موسیقی خراسان» قرار بود 14 تا 18 اسفندماه در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شود، این در حالی است که کنسرت‌های روز 14 و 15 این هفته موسیقایی به 16 و 17 اسفندماه موکول شد.

بر این اساس روز 16 اسفند گروه موسیقی «صبا» به سرپرستی خلیل شیری ساعت 18:30 ، 17 اسفند گروه های موسیقی «پیوند تربت» به سرپرستی  عباسعلی اسماعیلی ساعت 17:30 و «دل شيدا» به سرپرستی غلامحسین سلامی ساعت 18:30  و گروه‌های موسیقی «ژنده پيل» به سرپرستی احمد شامی شهدآبادی و «سيمرغ» به سرپرستی میثم قومورلو 18 اسفندماه ساعت 17:30 و 18:30 به اجرای موسیقی منطقه خود خواهند پرداخت.

همچنین مراسم اختتامیه این هفته موسیقایی روز 18 اسفندماه بعد از اجرای دو گروه موسیقی با حضور مسئولان موسیقی و هنرمندان برگزار خواهد شد که در بخشی از این مراسم از عثمان محمدپرست پیشکسوت دوتارنوازی ایران تجلیل خواهد شد.

هفته موسیقی خراسان خراسان با هدف تجلیل و بزرگداشت موسیقی نواحی ایران و نیز توجه به نسل جوان این سبک از موسیقی به همت موسسه فرهنگی –هنری هواداران هنر ایرانیان  برگزار می شود.

 

منبع : موسیقی ایرانیان

کارن کیهانی «آخرین قطره‌ی صدا» را منتشر کرد

5 مارس 2018
بدون نظر

توسط انتشارات ماهور

موسیقی ما- «کارن کیهانی» کتاب «آخرین قطرهی صدا»  برای پیانو و ویلنسل را توسط انتشارات ماهور به بازار عرضه کرد. 
 درباره‌ی این اثر، به قلم کارن کیهانی می‌خوانیم: «کتاب پیش رو، پارتیتور قطعه‌ی «آخرین قطره‌ی صدا» از آلبوم باغ بی‌برگی (موسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور، تابستان 1396) است. این اثر به سفارش آنسامبل نیواک و در بهار سال ۱۳۹۵ در تهران نوشته شده و در آذرماه همان سال در کنسرت گفتاگوی برای نخستین‌بار توسط خواهران زربخش، در تالار رودکی تهران اجرا شده است. آخرین قطره‌ی صدا، نخستین قطعه از مجموعه‌ی حباب‌ها‌ (Bubbles) است. در این اثر تکنیک تقلید (ایمیتاسیون)، نه به شکل غربی آن -که مبنای اصلی پلی‌فونی در موسیقی کلاسیک اروپایی است- بلکه از منظر تقلید در  «جواب آواز» (در موسیقی کلاسیک ایرانی) به عنوان ایده‌ی اصلی مورد استفاده قرار گرفته‌است و نتیجتاً در سرتاسر اثر، یکی از دو ساز ویلن و ویلنسل نقش آواز و دیگری نقش جواب‌آواز را ایفا می‌کنند؛ اگرچه این نقش بی‌وقفه جابه‌جا می‌شود.

منبع : موسیقی ایرانیان

شکل آب؛ کنار رود سن

5 مارس 2018
بدون نظر

[ نسیم قاضی‌زاده – روزنامه‌نگار و منتقد ]

اگر “شکل آب” را دیده باشید، بعید است از اینکه موسیقی‌اش توانست اسکار بهترین موسیقی را بگیرد تعجب کرده باشید اما اگر جزو آن دسته‌ای بوده باشید که فقط “دانکرک” را دیده‌اند و ارادت ویژه به “هانس زیمر” بزرگ دارند باشید احتمالا انتظار تماشای ایشان را با مجسمۀ طلایی‌اش در دست می‌کشیدید، شاید هم تصور می‌کردید که جان ویلیامز برای ششمین بار و بعد از هزاربار نامزدی برای “جنگ ستارگان” این جایزه را به خانه ببرد اما دیشب، شبِ فرانسوی‌ها بود و الکساندر دسپلا که سه سال پیش هم برای “هتل بزرگ بوداپست” این جایزه را از آن خود کرده بود توانست بار دیگر این مجسمۀ طلایی را در دستانش لمس کند.

نامزدهای دریافت بهترین موسیقی فیلم اینها بودند: “شکل آب” به آهنگسازی الکساندر دسپلا، “دانکرک” به آهنگسازی هانس زیمر، “جنگ ستارگان” به آهنگسازی جان ویلیامز، “رشته خیال” به آهنگسازی جانی گرینوود و “سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری” به آهنگسازی کارتر بورول که در نهایت دسپلا اسکار را برای دومین بار بعد از نه بار نامزدی به خانه برد. این نوشته نگاهی دارد به سه موسیقی پررنگ‌تر از آهنگسازانی پرآوازه‌تر در میان نامزدهای اسکار 2018.
 

گول قیافۀ عجیب و غریب موجود دوزیستِ “شکل آب” را نخورید؛ “شکل آب” داستانی دارد رمانتیک که موسیقی از همان جنس را هم طلب می‌کرده است و دارد. الکساندر دسپلا آهنگساز فرانسوی آنچه را که از یک آهنگساز فرانسوی انتظار می‌رود برای “شکل آب” ساخته است، یک موسیقیِ گرم، پراحساس، پر از والس، که در کنارشان قطعات فرانسوی باکلام هم و حتما یک “مونامور” ویژه را می‌توان شنید. ارکستر سمفونیک لندن به رهبری “دومینیک لامینیر” اجرای آن را به عهده داشته که اوج هنرش را باید در اجرای قطعۀ “تم الیسا” که اصلی‌ترین موتیف “شکل آب” است جستجو کرد. همچنین از آنجا که بخش‌هایی از داستان فیلم به فضای تعقیب و گریز اختصاص دارد، موسیقی از این دست را هم می‌توان در آن شنید.  با این وجود آنچنان که در ابتدا گفتم، صدای موسیقی “شکل آب” صدایی است هم‌وطن آهنگسازش؛ کاملا فرانسوی؛ همان موسیقی که می‌توان کنار سن راه رفت و شنیدنش؛ موسیقی‌ای که پیچیدگی‌های زیادی ندارد، هارمونیکا، فلوت، آکاردئون در آن جریان اصلی را به دست دارد و از همان جنسی است که سالها قبل “یان تیرسن”ِ عزیز برای “ماجراهای شگفت‌انگیز آملی پولن” موسیقی نوشت و هنوز که هنوز است می‌توان این موسیقی را در مدیوم‌های مختلف شنید و از آن لذت برد.

اسکاری‌ها همیشه ثابت کرده‌اند که علاقه دارند آهنگسازی جایزه عمواسکار را به خانه ببرد که بتوان به موسیقی‌هایش فارغ از تصویر هم دل سپرد. اسکاری‌ها طی قریب به اتفاق دوره‌های گذشته نشان داده‌اند که موسیقی ورای تصویر همیشه برای آنها اهمیت دارد و دلشان نمی‌خواهد مخاطبی که به اعتبار جایزه اسکار بها می‌دهد، زمانی که به تنهایی به ساندترک آن گوش می‌سپارد دست خالی برود.

الیسا شخصیت اصلی فیلم دختری است که به دلیل حادثه ای که در کودکی برایش اتفاق افتاده توانایی تکلمش را از دست داده اما او هم نقطه اشتراکش با دوست عجیب و غریبش توانایی برقراری ارتباط بدون استفاده از کلمات است. آهنگساز هم در کمال ذکاوت از المان “سوت” برای این صمیمیت به وجود آمده و در عین حال غربت و بی‌کلامی الیسا و دوستش بهره برده است.

از جمله به یادماندنی‌ترین لحظات استفاده از موسیقی صحنه‌ تاثیرگذاری است که الیسا برای دوست عجیب و غریبش صفحه‌ موسیقی پخش می‌کند و او در آب در حال رقصیدن است. صحنه‌ای که تصویرش را می‌توان روی پوستر رسمی فیلم هم مشاهده کرد و والس را در آن شنید. “شکل آب” موسیقی است با 26 ترک! که حدود یک ساعت و ربع است. در واقع می‌توان گفت که کمتر صحنه‌ای بدون موسیقی است.
 

  • جنگ ستارگان؛ آخرین جدای

ویلیامز قطعا یکی از پرقدرت‌ترین نمادهای موسیقی هالیوود است. او نزدیک به 40 نامزدی بهترین موسیقی فیلم برای اسکار را دارد و این یعنی اینکه تقریبا هر سال حداقل یکی از موسیقی فیلم‌هایی که نوشته نامزد دریافت اسکار بهترین موسیقی فیلم شده‌اند. او که ساخت موسیقی تمامی قسمت‌های قبلی جنگ ستارگان را هم به عهده داشته که تم اصلی آن از مهم‌ترین تم‌های موسیقی فیلم دنیا محسوب می‌شود، امسال نتوانست آنچنان که باید و شاید موسیقیِ درخوری برای آخرین ساخته جورج لوکاس بنویسد.

موسیقی ” جنگ ستارگان؛ آخرین جدای” موسیقی است همچون تمامی آثار ویلیامز ارکسترال اما بر خلاف آثار درخشان او حتی برای قسمت‌های دیگر همین فیلم، موسیقی‌ای بسیار پر سر و صدا که در آن از ملودی قوی و بیادماندنی هم خبری نیست. این اتفاق را البته که باید در میان آثار ویلیامز استثناء فرض کرد چرا که او پیوسته ارج و قرب ویژه‌ای را به موسیقی می‌دهد اما خب! ظاهرا همان اسکار 1977 برای اولین قسمت این سه گانه برای دریافت جایزه بهترین موسیقی از نظر آکادمی کافی بوده است.
 

هانس زیمر همچون همیشه موسیقی نوشته که نمی‌توان آن را نشنیده گرفت. او به راحتی یارای مقابله به تصویر را دارد و می‌تواند یک تنه حواس تماشاگرش را پرتِ موسیقی‌اش بکند، موسیقی در “دانکرک” همچون ماری زیر پوست تصاویر می‌خزد و جلو می‌آید.  اما موسیقی دانکرک یک تفاوت اساسی با موسیقی‌های قبلی‌اش دارد. زیمر با وجود اینکه موسیقی‌ای نوشته ارکسترال اما در ترکیب با صداسازی و ساندافکت های مختلف و صداهای جنگ که لحظه‌ای فیلم و شخصیت‌هایش را رها نمی‌کنند، چندان نمی‌شود صدای موسیقی را به معنای راستین آن شنید. در اغلب لحظات موسیقی در کنار موسیقی متفاوتی که زیمر نوشته افکت‌های صوتی وجود دارد. باند صوتی دانکرک البته که از غنی‌ترین‌ها در میان آثار سینمایی 2017 است و در عین حال شفافیتی مثال زدنی دارد. زیمر در دانکرک، علاوه بر ارکستر به مثابه ابزار همیشگی آهنگسازی، از انبوهی “چیزها” و وسایل دیگر برای ساخت موسیقی استفاده کرده است. در موسیقی زیمر می‌شود بارها صدای ضربان قلب، صدای عقربه‌های ساعت، صدای نزدیک شدن بال هواپیماها، صدای خشاب کردن اسلحه، صدای پیچیدن باد در بادبان قایق‌ها و کشتی‌ها را شنید. به اینها اضافه کنید حضور پررنگ صداهای الکترونیک و سازهای الکتریک را که بخش اصلی ملودی را می‌نوازند. با این حال می‌توان به اسکاری‌ها که همیشه علاقه وافری به “تم” داشتن برای ساندترکِ برگزیدۀ سال دارند، حق داد که چرا موسیقی “دانکرک” را به عنوان موسیقی برگزیده انتخاب نکرده‌اند؛ این هانس زیمر آن هانس زیمرِ “شیرشاه” و “گلادیاتور” نبود، شاید بیشترین شباهت را بتوان با کار قبلی‌اش برای کریستوفر نولان یعنی “شوالیه سیاه برمی‌خیزد” پیدا کرد تا مثلا حتی “اینسپشن” (تلقین).
 

منبع : موسیقی ایرانیان