دانلود آهنگ جدید - صفحه 52 از 236 - یک سایت Wordpress Blogging Service دیگر

«اشکان کمانگری» قطعه‌ی «ره سلامت»‌ را منتشر کرد

4 ژوئن 2018
بدون نظر

با آهنگسازی «فرید سعادتمند»

«اشکان کمانگری» قطعه‌ی «ره سلامت»‌ را منتشر کرد

 موسیقی ما – قطعه‌ی «ره سلامت» با صدای «اشكان كمانگری» – خواننده‌ی جوان موسیقی ایران- و موسیقی «فرید سعادتمند» به همت مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر شد. در این قطعه غزلی دیرآشنا از مولوی با تنظیم میلاد بیضا و میکس و مسترینگ نوید صالح زاده آمده است. این قطعه با اقتباس از فضای فیلم «دلبری» به كارگردانی سید جلال اشكذری ساخته و پرداخته شده است.

«میلاد بیضا» تنظیم کننده‌‌ی این اثر است و «نوید صالح‌زاده» میکس و مستر گروه اجرایی را تشکیل می دهند. «اشكان كمانگری» درباره‌ی این قطعه نوشته است: «وقتی قرار است مرگ گردنبندی زیبا بر گردن دختر زندگی باشد در بر گرفتن آن‌هم مثل نوشیدن شیر از سینه‌ی مادر است همان قدر گرم همان قدر گشوده به دنیایی دیگر پر از شگفتی… زندگی بزرگوارانه تو طی سالهای كودكی تا جوانی من ترجمان عشق ، گذشت و ایثار بود و چه غریبانه بدنبال همسفرت رفتی. امروز سالگرد رفتن تو ، طوبای زندگی من ، همه آنچه به آن مؤمن بودم و ماندم، مادرم! پیشكش.»‌

موئزیک ویدیوی این اثر نیز هم‌اکنون از سایت «موسیقی ما» قابل مشاهده است. 

منبع : موسیقی ایرانیان

طعم موسیقی زورخانه در کنار موسیقی ردیف

4 ژوئن 2018
بدون نظر

«هزارصدای سنتی» با داوری کیوان ساکت، وحید تاج و امید صباغ‌نو برگزار شد

موسیقی ما – برنامه‌های هزارصدای سنتی، روز دهم خرداد در هفتمین روز درگذشت زنده‌یاد ناصر ملک‌مطیعی و همچنین زادروز زنده‌یاد منوچهر همایون‌پور در سالن اصلی فرهنگسرای ارسباران برگزار  و به این دو هنرمند تقدیم شد.
 
کارشناسان این برنامه کیوان ساکت، وحید تاج و امید صباغ‌نو بودند و تیتراژ این برنامه هم روی آهنگ زیبای شوشتری «نوای چوپان» با صدای استاد منوچهر همایون‌پور ساخته شد. در ابتدای برنامه آرش نصیری مدیر و مجری این برنامه غزلی از کتاب «سیب هوس» صباغ نو خواند. کتابی که اخیراً منتشر و  در زمان کوتاهی به چاپ چهارم رسیده است.
 
سپس نصیری اعلام کرد که در این روز پنج گروه از اقصی نقاط ایران اجرای برنامه دارند: گروههایی از یزد، زنجان و ملایر در بخش مسابقه و گروهی متشکل از هنرمندان خوب آملی در بخش جنبی و اجرای امیرمسعود خسروی از بیرجند که موسیقی زورخانه‌ای را اجرا خواهد کرد.
 
در این برنامه گروههای شرکت‌کننده در بخش مسابقه به این ترتیب اجرای برنامه کرد:
 
1-گروه موسیقی دلانگیزان از زنجان (آهنگساز و نوازنده تار: پوریا سلیمانی/ تارباس: محمدرضاعزیزی/ کمانچه: صابر محمدی / کمانچه: سینا معتمد/ سه تار: میلاد جعفری/ تمبک: جلال نقیلو/ سنتور: پویا محمدی/ آواز: پوریا عابدینی)
 
2-گروه موسیقی بیداد از ملایر (حامدقاسمی..تار/ بابک کشتکار…تارباس/ مهدی گوهریان…سنتور/ مصطفی نجفی…تنبک/ سعید مومن‌آبادی…دف/ محسن شیخالاسلامی…اواز/ محمدمشفق.…سرپرست گروه ونوازنده نی)
 
3-گروه موسیقی خیال (سرپرست، آهنگساز ، تنظیم : احسان توکل/ مدیر برنامه : نغمه اکبری/ نوازنده تار : احسان توکل/ محسن کریمی: کمانچه/ حمید خالویی : پیانو/ جواد ضیایی : مرشد /ضرب/ فرهاد شاکر : تنبک و دف/  امید حاجیزاده : کاخن/ حسین افروز: دف/ خوانندگان: سید احمد دشمه ، مجتبی هراتی/ همخوان: نغمه اکبری)
 
همچنین در بخش جنبی، گروه «ماه حق» از شهرستان آمل قطعاتی مناجات‌گونه را اجرا کردند که برای پخش از تلویزیون شبکه مازندران ضبط شد. سرپرستی و خوانندگی این گروه با علیا کاظمیان بود که در ایام ماه مبارک، دعاهای یومیه این ماه را با آواز ایرانی اجرا و با کارگردانی و تهیه‌کنندگی سلیم کوهی ضبط کرده که از شبکه‌های مختلف پخش شده است. در این برنامه همچنین وحید عبداللهی در کنار علیا کاظمیان آواز خواند، مرتضی سیفی پاشا نی و امیرخانپور کلارینت نواختند. نوازنده پیانو و تنظیم کننده این گروه هم آهنگساز و تنطیم‌کننده روشندل، آرمین عمرانی بود.
 
پایان بخش برنامه هم اجرای موسیقی زورخانه‌ای توسط امیرمسعود خسروی بود. خسروی که یک خواننده موسیقی ایرانی و موسیقی خراسانی و همچنین مرشد زورخانه است، اول درباره موسیقی زورخانه و بخش‌های مختلف آن سخن گفت و سپس آواز خواند، ضرب و زنگ زد و تماشاگران و کارشناسان را به وجد آورد. نکته مهم این‌که نیم ساعت از نیمه شب گذشته و دیروقت بود اما حضار بعد از این اجرا به شدت این مرشد و خواننده جوان را تشویق کردند.
 
در پایان هم همه گروهها روی صحنه دعوت شدند تا استاد کیوان ساکت به نمایندگی هیأت داوران گروه برگزیده را معرفی کند. ساکت عنوان کرد که همه گروهها که در این شرایط موسیقی اصیل ایرانی کار می‌کنند و سپس این همه زحمت را به خودشان می‌دهند و از شهرستان‌های دور برای اجرای ده پانزده دقیقه‌ای در برنامه هزارصدا می‌آیند، برنده هستند. او همچنین گفت هر سه گروه اجراهای خوبی داشتند و خواست برخلاف دوره‌های گذشته دو گروه تقدیر شوند و گروه‌های خیال از شهرستان یزد و دل‌انگیزان از شهرستان زنجان را برگزیده اعلام کرد. او همچنین از پوریا سلیمانی، نوازنده تار و آهنگساز روشندل گروه زنجانی به صورت ویژه‌ای تقدیر کرد.
 
* حواشی:
– یکی از مهم‌ترین حاشیه‌های این برنامه نظرات کیوان ساکت درباره سرود رسمی‌ تیم ملی در جام جهانی بود. ساکت در انتهای برنامه و قبل از آنکه گروه برگزیده را معرفی کند به اجرای امیرمسعود خسروی اشاره کرد و گفت همگی دیده و شنیدیم که موسیقی زورخانه ما چه ملودی‌های پهلوانی زیبایی دارد و این تازه بخش مختصری از همه موجودیت موسیقی ایرانی است. او سپس به تصمیم‌گیران فرهنگی اشاره کرد و عنوان کرد آیا موسیقی ما استاد احمد پژمان ندارد، استاد فرهاد فخرالدینی ندارد، استاد هوشنگ کامکار ندارد؟ آیا این همه استاد بزرگ ندارد؟ حتی شهرداد روحانی هم برای جام جهانی آهنگ ساخته بود چرا از آن آهنگ استفاده نکردید. او این آهنگ را حتی از بقیه کارهای خود آهنگساز به مراتب ضعیف‌تر دانست و تنها اعتبار آن را صدای سالار عقیلی عنوان کرد. ساکت همچنین گفت که این کار اصلا ویژگی‌های ایرانی نداشت و بیشتر یونانی بود تا ایرانی!
 
– گروه «خیال» از شهرستان یزد هم آهنگی دلنشین درباره ایران خواندند که در لابلای آن مرشد جوان یزدی ضرب و زنگ زورخانه می‌زد و «چو ایران نباشد تن من مباد» را با آوازی خوش می‌خواند. بعد از این اجرا نصیری عنوان کرد در تمام شش سال برگزاری برنامه هزارصدا امشب برای اولین بار ضرب زورخانه روی صحنه هزارصدا آمد و آن هم دوبار.
 
– محمدرئوف قنبری، محمدهاشم احمدوند، رحمت شاکری، بامداد فلاحتی و فرشته هوشمند از جمله مهمانان ویژه این برنامه بودند.
 
– بنابر آنچه نصیری پیش از این اعلام کرده بود، مقرر شده است که به زودی هزارصدا در شهرستان‌ها برگزار شود و به احتمال زیاد برنامه‌های بخش سنتی هزارصدا هم به زودی به شکل دیگری و در جای دیگری برگزار خواهد شد.
 
هزارصدا برنامهای برای معرفی استعدادها و چهره‌های تازه موسیقی ایرانی است که در دو بخش سنتی و پاپ برگزار می‌شود و به زودی مسابقه موسیقی مناطق مختلف ایران هم به آن اضافه خواهد شد.

منبع : موسیقی ایرانیان

«بادزنگ» موزیک ویدئوی «مسیر بادهای بزرگ» را منتشر کرد

4 ژوئن 2018
بدون نظر

آغاز فصل جدید فعالیت یک گروه دو نفره مشهدی

«بادزنگ» موزیک ویدئوی «مسیر بادهای بزرگ» را منتشر کرد

موسیقی ما – گروه آلترناتیو «بادزنگ» که به تازگی دومین آلبومش را با نام «دره خاموش» منتشر کرده، فصل جدید فعالیتش را با انتشار موزیک ویدئوی «مسیر بادهای بزرگ» آغاز کرد.
 
این گروه دو نفره مشهدی از علیرضا احمدزاده و مسعود فیاض‌زاده تشکیل شده که اولین آلبومشان یعنی «دنیای ناتموم» را سال 1394 منتشر کردند. با این‌که نسخه فیزیکی آن آلبوم عملاً پخش نشد، اما در فضای مجازی در میان مخاطبان موسیقی آلترناتیو دیده شد.
 
سبک و سیاق کار آن‌ها نزدیک به الکترونیک راک است که پیش از این در میان آثار رسمی ایرانی کمتر وجود داشت. نکته مهم در کارشان وجود بیان فارسی بدون هیچ گونه تمایل به لهجه انگلیسی است. آن‌ها قرار است به زودی تک آهنگ دیگری منتشر کنند و این روزها برای کنسرت مرداد ماه در تهران آماده می‌شوند.

می‌توانید موزیک ویدئوی «مسیر بادهای بزرگ» را از «تماشاخانه سایت موسیقی ما» ببینید و دانلود کنید.

منبع : موسیقی ایرانیان

همکاری فرشاد قنبری با آهنگساز فیلم «مکس دیوانه»

4 ژوئن 2018
بدون نظر

با برنده شدن این آهنگساز در دو مسابقه «جانکی ایکس ال» رقم خورد

همکاری فرشاد قنبری با آهنگساز فیلم «مکس دیوانه»

موسیقی ما – یکی از آهنگسازان ایرانی یعنی فرشاد قنبری در دو مسابقه جانکی ایکس ال (از سازندگان مطرح موسیقی فیلم‌های سینمای هالیوود) برنده شد و به این ترتیب قرار است با او در یک پروژه مشترک موسیقایی همکاری کند.
 
چند ماه پیش بود که آهنگساز هلندیِ مطرح هالیوود جانکی‌ایکس‌ال (Junkie XL) فراخوان مسابقه‌ای برای آهنگسازی موسیقی فیلم منتشر کرد که در این مسابقه قرار بود شرکت کنندگان بر اساس شخصیت زن داستانِ فیلم «مد مکس» قطعه‌ای بسازند.
 
در نهایت اسامی ۶۸ نفر به عنوان برگزیده اعلام شد که نام «فرشاد قنبری»، آهنگساز و پرودیوسر ایرانی در ابتدای لیست قرار داشت. همچنین اخیراً جانکی ایکس ال، فراخوان جدیدی برای ساخت قطعه‌ای براساس فیلم « Tomb Raider» که خودش آهنگساز اصلی آن است منتشر کرد و از علاقه‌مندان خواست تا این بار قطعه‌ای براساس صحنه‌ای از این فیلم بسازند. جالب این‌جا است که این بار هم پس از پایان مسابقه اسامی ۱۵۶ نفر اعلام شد و نام فرشاد قنبری پیش از سایر منتخبان آمده‌ است.
 
این آهنگساز که در ساخت موسیقی برای بازی هم تجربیات زیادی دارد و موسیقی بازی فوتبال (فیفا ۱۸) را ساخته، پیش از شروع مسابقه در ویدئویی گفته بود جایزه نفر اول همکاری با خود او در یک پروژه خواهد بود. جانکی ایکس ال که سابقه همکاری با هانس زیمر در ساخت موسیقی فیلم «بتمن مقابل سوپرمن» و «مرد عنکبوتی۲» را در کارنامه دارد در رابطه با این مسابقه گفته دوست دارد باعثِ ایجاد ارتباط بین افراد از نقاط مختلف دنیا شود. از دیگگر فیلم‌های او می‌توان به «مکس دیوانه: جاده خشم»، «ددپول» اشاره کرد.

منبع : موسیقی ایرانیان

«حامد همایون» همبازی «مرتضی پاشایی» در فیلم «ماموریت غیرممکن»!

3 ژوئن 2018
بدون نظر
موسیقی ما – در حالی که ظهر دیروز رسانه‌ها از حضور حامد همایون به عنوان بازیگر در فیلم «ماموریت غیرممکن» خبر دادند، خبرنگار «موسیقی ما» جزئیات جالبی از این فیلم را به دست آورده که صحت آن می‌تواند حائز نکات جالب توجهی باشد.

به گزارش «موسیقی ما»، فیلم سینمایی «ماموریت غیرممکن» یک طنز اجتماعی با موضوع فرار مغزها و حمایت از تولید داخلی است که فیلمبرداری آن ۲۰ خرداد در تهران آغاز می شود. هنوز از بازیگران فیلم خبری منتشر نشده ولی شنیده ها حاکی است محمدرضا شریفی نیا و چندین بازیگر چهره و پنج خواننده مشهور پاپ کشور از جمله حامد همایون در این فیلم حضور دارند. این خواننده‌ها در نقش خود و بعنوان خواننده در فیلم حضور خواهند داشت و بدل مرتضی پاشایی نیز یکی از این پنج نفر است.

گویا برخی ناگفته‌های زندگی شخصی و خصوصی مرتضی پاشایی نیز در سناریوی ان فیلم گنجانده شده است که می‌تواند با واکنش خانواده پاشایی رو به رو شود.

در سالهای گذشته و پی از فوت این خواننده که واکنش‌های فراوانی را در فضای اجتماعی ایران در پی داشت، بحث ساختن فیلم سینمایی «مرتضی پاشایی» بارها و بارها در رسانه‌ها مطرح شد. اخباری که همواره با واکنش تند خانواده این خواننده رو به می‌شد و در این بین اظهارات «سید ضیاءالدین دری»،کارگردان سینما و تلویزیون که قرار بود فیلم پاشایی را بسازد به شدت خبرساز شد .

این کارگردان مطرح که سریال های مهمی چون «کیف انگلیسی» را در کارنامه‌اش دارد، درباره دلایل انصرافش از ساخت این سفیلم سینمایی گفته بود: « پیشنهاد تولید فیلم زندگی پاشایی را من مطرح کردم و این پیشنهاد از طرف خانواده این خواننده نیز پذیرفته شد اما به دلیل نبود شرایط مناسب، اجرایی کردن آن را متوقف کردیم چراکه هر چند مانور دادن بر روی این قضیه مهم بوده اما فضای فرهنگی کشور آماده پذیرش چنین کارهایی نیست. فیلمساز، خواننده، هنر پیشه، نویسنده، شاعر و هر کسی که در زمان حیا تش شهرتی بدست آورده و محبوب شده است، دیگر متعلق به خودش نیست بلکه متعلق به مردم است و مردم دوست دارند زندگی این افراد را در قالب فیلم ببینند. ولی دلایل زیادی دست به دست هم دادند تا من از ساخت این فیلم منصرف شوم. متاسفانه در حال حاضر و چند ماه مانده به سالگرد فوت این خواننده، فضای بدی در جامعه درباره این خواننده و اتفاقات و حواشی پس از فوتش بوجود آمده است. بخاطر همین بهتر دیدیم که این پروژه متوقف شود.»

حال به نظر می‌رسد محمود فلاح (تهیه کننده ماموریت غیرممکن) و یعقوب غفاری (مجری طرح و کارگردان این فیلم) برای چهارمین سالگرد درگذشت مرتضی پاشایی برنامه‌هایی را درذهن داشته باشند و حواشی این ماجراها به بهتر و بیشتر دیده شدن فیلم «ماموریت غیرممکن» کمک کند.

حامد همایون با اجرای ترانه «چتر خیس» در فیلم، اولین خواننده «ماموریت غیرممکن» خواهد بود.

استفاده از آخرین تکنولوژی روز سینما در زمینه جلوه‌های ویژه بصری از ویژگی‌های ماموریت غیر ممکن خواهد بود.

در خلاصه داستان آمده است: کریم عاشق خوانندگی است و بدون اینکه بداند دلداده ماموری شده که ماموریت دارد فرمولی را از دانشمندی سرقت کند. پس از متوجه شدن این داستان کریم، دو راه بیشتر ندارد…

منبع : موسیقی ایرانیان

از کولدپلی و اَدل تا متالیکا و التون جان و دیگران

3 ژوئن 2018
بدون نظر
 موسیقی ما – چرا ستارگان پاپ دستمزدهای تا این اندازه بالایی دارند؟ این سوالی است که بسیاری از ما بارها از خودمان و دیگران پرسیده‌ایم.
 
در قرون وسطی،‌ هنرمندان صحنه‌ای تنها عهده‌دار سرگرم کردن مهمانان در اعیاد و ایام تعطیل بودند. ولی امروزه شاید فقط میلیونرها باشند که از همراهی و معاشرت با یک موسیقی‌دان درجه‌یک جهانی لذت می‌برند. درآمد خالص موسیقی‌دان‌هایی که ما در این فهرست می‌آوریم، بسیار بالا است. به همین دلیل، «فوربز» مجبور شد تا رتبه‌بندی جداگانه‌ای از ثروتمندترین موسیقی‌دان‌های دنیا ارائه دهد. دلیل این همه ثروت آن‌ها چیست؟ استعداد؟ بخت و اقبال؟ موفقیت؟ یا…؟
 
ستارگان موسیقی پاپ و راک این پول‌های میلیونی را آسان به دست نمی‌آورند. درآمدهای میلیونی آن‌ها نیازمند کار زیاد و سخت، کنسرت‌های بی‌شمار، مصاحبه‌های پایان‌ناپذیر و جلسه‌های طاقت‌فرسای استودیویی است. از این رو، فارغ از اینکه این هنرمندان چه درآمدهایی دارند، قطعاً برای این همه زمانی که می‌گذارند، سزاوار آن هستند.
 
مجله‌ی امریکایی «فوربز» که در سراسر دنیا با لیست‌های اقتصادی که در زمینه‌های مختلف فرهنگی، هنری، سیاسی، ورزشی و… منتشر می‌کند، معروف است، رتبه‌بندی پردرآمدترین موسیقی‌دان‌های سال ۲۰۱۷ را منتشر کرده است. این فهرست به قرار زیر است:
 
1) دی‌دی: با ۱۳۰ میلیون دلار در صدر فهرست پردرآمدترین موسیقی‌دان‌های دنیا قرار دارد. شان کامز به یاری تور «Bad Boy Family Reunion»، قرارداد تبلیغاتی و فروش یک‌سوم سهام شرکتش «شان جان» به مبلغ ۷۰ میلیون دلار، به رتبه‌ی نخست این فهرست دست‌ یافته است. این رپر امریکایی آمیزه‌ای از کاریزما، هوش‌مندی و فن اجرا را دارد و همین ویژگی، او را به قله‌ی امپراتوری موسیقی، مد و لباس، تلویزیون و… رسانده است. اما خود او در گفت‌وگو با فوربز باور دیگری دارد: «من آدم متوسطی هستم. در ۱۲ سالگی وارد دنیای کسب‌وکار شدم و از پخش روزنامه و کار در دستشویی‌ پمپ‌بنزین شروع کردم. حتی رقاص صحنه و آرایشگر هم بوده‌ام. در واقع همه کار کرده‌ام تا خود را به این صنعت نزدیک‌تر کنم.»
 
2) بیانسه: ۱۰۵ میلیون دلار. تور جهانی «Queen Bey’s Formation» که در اواخر سال ۲۰۱۶ پایان یافته بود و فقط بخشی از آن در بازه‌ی رتبه‌بندی «فوربز» قرار می‌گرفت، در حدود ۲۵۰ میلیون دلار عایدی داشته است! بیانسه از سال ۲۰۰۸ تا کنون درآمدی بیش از ۷۰۰ میلیون دلار داشته است. او و همسرش «جِی.زی» امسال تابستان صاحب یک جفت دوقلو شدند.
 
3) درِیک: ۹۴ میلیون دلار. این ستاره‌ی کانادایی -که در دوازده ماه گذشته، بیشترین نرخ استریمینگ را در جهان داشته-‌ بخش عمده‌ای از درآمد خود را از تور برنامه‌ی «Boy Meets World» به‌دست آورده است. او همچنین قراردادهای پول‌سازی با اپل، ‌اسپیریت و نایکی بسته است.
 
4) دِ ویکِند: ۹۲ میلیون دلار. با حدود ۵/۵ میلیارد استریم در دو سال گذشته و سودی بیش از ۱ میلیون دلار در هر یک از اجراهای آخرین تورش، «آبل مکنن تسفی» سهم چشم‌گیری را در اقتصاد موسیقی نو داشته‌ است. او در گفت‌وگو با فوربز گفت: «موزیسین‌ها آن‌طور که ما در دوران طلایی از موسیقی پول در می‌آوردیم، پول نمی‌سازند.»
 
5) کولدپلی: ۸۸ میلیون دلار. پاپ-راکرهای انگلیسی، تور خود با عنوان «سر پُررویا» را در بهار آغاز کرده‌ و در مکان‌ها و استادیوم‌های بسیاری در شهرهای جهان اجرا داشته‌اند که به صورت متوسط در هر شهر ۵ میلیون دلار سود داشته‌ و بیشتر درآمد زندگی حرفه‌ای آن‌ها از این راه بوده است.
 
6) گانز اند روزِز: ۸۴ میلیون دلار. شاید عجیب به نظر برسد اما راکرهای افسانه‌ای با تورهای خود در پنج قاره به عرصه‌ی رقابت بازگشتند و توانستند بدون آنکه قرارداد تبلیغاتی قابل‌توجهی داشته باشند، درآمد خارق‌العاده‌ای کسب کنند.
 
7) جاستین بیبر: ۳۸ و نیم میلیون دلار. ‌این خواننده کانادایی، بیشترین درآمد سالانه‌ی حرفه‌ای خود را از بیش از ۱۰۵ اجرای زنده در دوران رتبه‌بندی «فوربز» داشته است. او همچنین مبلغ زیادی از قرارداد با برند «کلوین کلاین» (CK) و آیکون‌های جاست‌اموجی (ایموجی‌های جاستین بیبر) و بیش از یک میلیارد چرخش استریمینگ به‌دست آورده است.
 
8) بروس اسپرینگستین: ۷۵ میلیون دلار. آلبوم خاطره‌ساز «زاده‌شده برای دویدن» بروس در حدود ۱۰ میلیون دلار عایدی داشته و دیگر آلبوم او «فصل و شعر» به این درآمد افزوده است. او حالا مدتی است که روی صحنه نمی‌رود تا خود را برای سری جدید اجراهای خود در برادوی آماده کند.
 
9) اَدل: 69 میلیون دلار. این خواننده جایزه‌ی «آلبوم سال» گرَمی خود را به بیانسه تقدیم کرد، اما همه‌ی درآمد آن برای خود او بود. با وجود رد کردن بسیاری از قراردادهای تبلیغاتی در طول این سال‌ها، او هنوز هم درآمد بسیار زیادی از تورهای پیاپی خود به‌دست می‌آورد.
 
10) متالیکا: 5/66 میلیون دلار. متالیکا به‌عنوان یکی از پیشگامان سبک راک‌متال از دهه‌ی هشتاد تاکنون،‌ به‌تازگی دهمین آلبوم خود با نام «متصل… به خودتخریبی» را منتشر کرده که با موفقیت مالی و استقبال بالای منتقدان مواجه شده است؛ ولی بخش زیادی از سود مالی گروه، از برگزاری تور دور دنیای آنها است که تا بهار ۲۰۱۸ ادامه دارد.
 
11) گَرِت بروکس: ۶۰ میلیون دلار. تور بازگشت سلطان موسیقی کانتری که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، حال به یکی از جذاب‌ترین‌های تاریخ امریکا بدل شده است. یکی از دلایل آن این است که بروکس چند برنامه را در یک روز روی صحنه می‌برد؛ کاری که معمولاً فقط شمار کمی از همتایانش انجام می‌دهند. او همچنین مجموعه «گزیده‌ها-بخش اول» را در قالب یک کتاب و پنج سی‌دی در نوامبر منتشر کرد.
 
11) التون جان: ۶۰ میلیون دلار. این «مرد موشکی» در دهه‌ی هفتاد زندگی‌اش هنوز هم تورهای بسیار موفقی دارد و در بازه‌ی رتبه‌بندی ما، ۹۹ اجرای زنده در لاس‌وگاس و جاهای دیگر داشته است. برنامه‌ی بزرگ دیگر او ساخت موسیقی فیلم «شیطان پرادا می‌پوشد» در برادوی است.
 
13) پل مک‌کارتنی: 54 میلیون دلار. سِر پل هنوز هم شبی بیش از صدهزار دلار از کنسرت‌های خود و آهنگ‌های پیشین بیتلز درآمد دارد. مک‌کارتنی هنگام پیوستن به رتبه‌بندی فوربز برای ۱۰۰ ذهن برتر کسب‌وکار گفت: «این بسیار مهم است که آدم‌های خوب اطرافت باشند. برای این است که من یک‌جایی در این فهرست قرار می‌گیرم.»
 
13) رِد هات چیلی پپرز: 54 میلیون دلار. با بیش از ۱۸۰ اجرای زنده در بازه‌ی رتبه‌بندی فوربز، این گروه هنوز پس از ۳۴ سال بسیار پرطرفدار و محبوب هستند. تور اجرهای آن‌ها -به‌ویژه برای خواننده‌ی گروه آنتونی کیدیس که کمی پیش از شروع تور به خاطر انفولانزای روده‌ای در بیمارستان بستری شده بود- بسیار پرحادثه بود.
 
15) جیمی بافِت: 5/50 میلیون دلار. امپراتوری او در ماگاریتاویله شامل هتل‌ها،‌ رستوران‌ها و یک ایستگاه رادیویی ماهواره‌ای است و بخش عمده‌ای از درآمد او را تشکیل می‌دهد.
 
16) کالوین هریس: 5/48 میلیون دلار. این دی‌جی پردرآمد، میلیون‌ها دلار از اجراهای وگاس خود به‌دست آورد و با اجراهای خود در فستیوال‌ها درآمد صدهاهزار دلاری داشته است.
 
17) تیلر سوئيفت: ۴۴ میلیون دلار. حتی در سالی که فعالیت چندانی نداشت، قراردادهای تبلیغاتی، درآمد فروش موسیقی‌ و شمار اندک اجراهایش، سوئیفت را جزء بیست نفر اول فهرست پردرآمدترین‌ها نگاه داشته است. با انتشار آلبوم جدید او «شهرت» (پرفروش‌ترین آلبوم سال۲۰۱۷)، ‌باید منتظر افزایش چشمگیر درآمد او برای فهرست سال آینده باشیم.
 
18) کِنی چِزنی: 5/42 میلیون دلار. سرپرست «No Shoes Nation» همچنان می‌درخشد و سالن‌های بزرگ امریکا را پر می‌کند. آلبوم سال ۲۰۱۶ او «حمد کیهانی» در صدر فهرست پرفروش‌ترین‌های امریکا قرار دارد. چزنی همچنین با شرکت‌هایی نظیر «اَپل» قرارداد تبلیغاتی بسته است.
 
19) لوک برایان: ۴۲ میلیون دلار. او به عنوان یکی از هنرمندان امریکایی شناخته می‌شود که بیشترین تورها را در سال برگزار می‌کند اما بخش زیادی از درآمد برایان، از طریق برنامه‌ی تلویزیونی «باک کاماندر» است. او همچنین از قراردادهایی که با «کابلا» و «میلر لایت» دارد، پول بسیاری به دست می‌آورد.
 
19) سلین دیون: ۴۲ میلیون دلار. خواننده‌ی آهنگ «تایتانیک»،‌ پس از وقفه‌ای که سال گذشته به‌سبب مرگ همسرش در ژانویه‌ی ۲۰۱۶ در کارش داشت، تور اجراهای پول‌ساز خود را در لس‌آنجلس از سر گرفت. او همچنین تابستان گذشته یک تور در اروپا برگزار کرد.
 
19) جِی.زی: ۴۲ میلیون دلار. این هنرمند همچنان یکی از پردرآمدترین‌ها باقی مانده است. با وجود گزارش‌هایی در خصوص حضور مخاطبان کمتر از ظرفیت در تور اخیرش،‌ قرارداد جدید ۲۰۰ میلیون دلاری او با «لایو نِیشن» او را یکی از هنرمندان پردرآمد چند دهه‌ی آینده نگه خواهد داشت.
 
22) تییِستو: ۳۹ میلیون دلار. این دی‌جی ۴۸ ساله‌ی هلندی همچنان درآمدی بالاتر از بسیاری از ستارگان موسیقی دارد و در این رده‌بندی در رتبه بیست‌ودوم قرار گرفته است.
 
22) برونو مارس: 39 میلیون دلار. چند سال پیش،‌ مارس در گفت‌وگو با فوربز عنوان کرده بود: «من احساس می‌کنم دارم کم‌کم شروع می‌کنم.» کسب چند جایزه‌ی گرمی و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار درآمدی که پس از آن داشت -که بخش زیادی از آن به تور اخیر او بازمی‌گردد- نشان داد که حق با او است.
 
24) چِین اسموکرز: ۳۸ میلیون دلار. برنامه‌ی بسیار فشرده‌ی تور کنسرت‌های این گروه و آهنگ‌های هیت آن‌ها همانند «نزدیک‌تر» و «پاریس» این زوج هنری را به یکی از پردرآمدترین‌های موسیقی الکترونیک دنیا بدل کرده است. این گروه به‌تازگی یک قرارداد پرمنفعت سه‌‌ساله را با «وین نایت‌لایف» در لس‌آنجلس امضا کرده که راه را برای حضور آن‌ها در این فهرست در سال جدید نیز هموار می‌کند.
 
25) جنیفر لوپز: ۳۸ میلیون دلار. کماکان به اجراهای پراستقبال خود در سلسله برنامه‌‌های دائمی «سین سیتی» ادامه می‌دهد. همچنین به‌تازگی تهیه‌کننده و داور برنامه‌ی تازه‌ای به نام «دنیای رقص» شده‌است.
 

***

 
منابع:
 
https://www.naija.ng/1109387-top-20-richest-musicias-world.html#1109387

https://www.forbes.com/pictures/5a260dbca7ea432f2e74f3e9/18-kenny-chesney-425-mill/#718359c8540d

منبع : موسیقی ایرانیان

ویدیو گفت و گو با ارشد تهماسبی – بخش اول, ارشد تهماسبی

3 ژوئن 2018
بدون نظر
> بخش دوم این گفت و گو را اینجا ببنید

 موسیقی ما –

ارشد تهماسبی (نوازنده‌ی برجسته‌ی تار و سه‌تار) به تازگی کتاب «گوشه – فرهنگ نواهای ایران» را از طریق انتشارات «ماهور» منتشر کرده؛ اثری که 25 سال از زندگی‌اش را به آن اختصاص داده است. این کتاب بهانه گفت‌وگوی ما با این آهنگساز و نوازنده‌ی کارکشته بوده؛ اما نمی‌شود به گفت‌وگو با او نشست و از چیزهای دیگر نگفت. از «چاوش»، از همکاری‌اش با بزرگانی چون مشکاتیان و لطفی و علیزاده، از آن روزهایی عجیب که که برگزاری کنسرت و حمل ساز و برگزاری کلاس‌های آموزشی شرایط خاص خودش را داشت. خب لابد خیلی‌ها از آن روزها خاطره‌های بسیار و عجیب دارند. خاطراتی که هنوز تاریخ موسیقی ایران نتوانسته حق مطلب‌اش را ادا کند و به درستی در جایی ثبت و ضبط نشده است.

اما گفت‌وگو با «ارشد تهماسبی» چیزی فراتر از یک گفت‌وگو درباره‌ی این مسائل است. نگاه خاص او به هنر و موسیقی را در کمتر کسی می‌توان پیدا کرد. او از «موسیقی» که حرف می‌زند، درست شبیه مرد عاشقی است که به هیچ‌چیز فکر نمی‌کند، مگر معشوق. نه به زیبایی‌های معشوق یا موقعیت‌اش؛ تنها به خود خودش. حتی به این هم فکر نمی‌کند که معشوق چه آلامی را گریبان‌‌گیرش می‌کند. او را دوست دارد؛ چون کار دیگری جز دوست داشتن او بلد نیست.

شاید به همین خاطر هم هست که «تهماسبی» خودش را از فضای این روزهای موسیقی کنار کشیده و این‌همه سال، عمرش را گذاشته روی همین کتاب و چند پژوهش دیگر در دست دارد. اینکه فضای کنونی خوب است یا بد، نمی‌دانیم. خود تهماسبی هم می‌گوید قضاوتی درباره آن ندارد. فقط می‌داند که خودش آدمی نیست که بتواند در آن فضا تاب بیاورد و برای همین ترجیح می‌دهد در دفتر زیبایش میان دست‌سازهایش بنشیند و کتابش را بنویسد و در این میان -اگر فرصتی دست داد- آلبومی منتشر و کنسرتی هم برگزار کند.
 

 

  • به عنوان اولین سوال درباره‌ی جدیدترین اثر تالیفی‌‌تان توضیح می‌دهید؟ چه نیازی احساس کردید که نگارش این کتاب را آغاز کردید؟

 اولین نیاز دانایی خودم بود تا بدانم و بشناسم. همیشه دنبال این بودم تا موضوعاتِ مختلف را برای خودم کشف کنم؛ اما اگر بخواهم اشاره کنم که جرقه‌ی این کار چه زمانی خورد؛ می‌توانم به زمانی اشاره کنم که هنرجوی آقای «سیاوش دیهیمی» در همدان بودم و پیش ایشان کتاب «هفت دستگاه موسیقی» با گردآوری موسی معروفی را دیدم. آن زمان، اسم دستگاه‌ها را شنیده بودم؛ اما با گوشه‌ها‌ آشنایی نداشتم. این کتاب پر از نام‌های عجیب و غریب برای من بود. دو ماه بعد تهران بودم و در مغازه‌ی گلبهار در خیابان ولی‌عصر این کتاب را 150 تومان خریدم؛ البته چیز زیادی از آن دستگیرم نشد. زمان گذشت تا اینکه وارد دانشکده شدم و بعد از مدتی به عنوان نوازنده با گروه شیدا و عارف کار می‌کردم، اما از سال 71 سعی کردم خودم را از فعالیت‌های اجرایی کنار بکشم و به دغدغه‌ی اصلی‌ام یعنی امور نوشتن و تحقیق بپردازم.
 

  • نگارش این کتاب از چه زمانی آغاز شد؟

حدود مهرماه سال 72 نوشتن این فرهنگ را آغاز کردم. یادم هست همراه با استادم آقای علیزاده و چند نفر از همکارانِ دیگر، مشغول برگزاری کنسرت‌های «هم‌نوایان» در کشتارگاه آن زمان که آقای غریب‌پور تبدیل به فرهنگ‌سرا کرده بود، بودیم؛ شب که به خانه‌ آمدیم، مقداری فیش روی میزم بود؛ آقای علیزاده پرسید اینها چیست و من توضیح دادم که می‌خواهم فرهنگ گوشه‌ها را بنویسم. این کار تداوم داشت و من ده سال روی آن کار کردم تا اینکه آن را به نشر کارنامه سپردم. می‌دانید که «محمد زهرایی» وسواس و دقت بسیار زیادی در کار نشر داشت و همین زمانِ انتشار را طولانی می‌کرد؛ به همین خاطر فرصت داشتم تا چیزی حدود 13 بار این کتاب را ویرایش کنم.  بعد از فوتِ آقای زهرایی، یک ویرایش دیگر از کتاب انجام دادیم؛ اما طاقتم طاق شد و فکر کردم شاید با این روند، اصلا انتشاارِ این کتاب را نبینم، به همین‌خاطر با توافق کتاب را پس گرفتم و تحویل آقای موسوی – موسسه‌ی ماهور- دادم؛ ایشان یک سال شبانه‌روز برای انتشار این کتاب وقت گذاشت و در این فرصت ما ویرایش جدیدی از آن انجام دادیم و سرانجام کتاب یازده اردیبهشت امسال بعد از 25 سال به دست من رسید.
 

  • «فرهنگ گوشه» هم‌اکنون کامل‌‌ترین کتابی است که در این زمینه وجود دارد؟

اولین فرهنگی که چاپ شد، فرهنگ کوچک خانم «ارفع اطرایی» بود. کتاب ایشان فرهنگ موسیقی بود و در آن اسم افراد و اصطلاحات موسیقی را نیز آورده بود. کتاب ایشان، نقطه عطف این کار بود؛ اگرچه اطلاعات‌ِ این کتاب اندک است. بعد از آن فرهنگ دو جلدی آقای مهدی ستایشگر منتشر شد که به نظرم کتاب ارزشمندی است و آن هم فرهنگ عام است. اما به عنوان یک فرهنگ تخصصی گوشه‌ها و نواهای موسیقی ایران؛ این اولین باری است که چنین کتابی منتشر می‌شود.
 

  • این گوشه‌ها کامل هستند؟

 نه؛ اگر من می‌خواستم همین‌طور ادامه دهم و هر ردیفی که منتشر می‌شود را اضافه کنم، این فرهنگ هیچ‌زمانی تمام نمی‌شد؛ به همین خاطر می‌خواستم اسم کتاب را «گوشه‌ای از گوشه‌ها» بگذارم؛ اما یک‌روز با مرحوم زهرایی به خانه‌ی «ابتهاج» رفتیم تا این اثر را ببیند، ایشان گفتند نام «گوشه‌ای از گوشه‌ها» برای این کتاب کم است و به همین خاطر نامش را «گوشه» گذاشتیم، البته این گوشه‌ها می‌توانند بازیابی و شناخته شوند؛ در واقع این ادعا را ندارم که تمام گوشه‌های موسیقی را دربرگرفته است؛ اما گوشه‌های ده تا پانزده ردیف در آن آمده است. از مخبرالسطلنه هدایت تا فرصت‌الدوله‌ی شیرازی و تمام رسالات قدیم و همچنین عناوینی که در موسیقی مقامی و ساسانیان کاربرد داشته است. «دستگاه» نیز در این کتاب یک مدخل دارد؛ بنابراین می‌شود گفت در این کتاب به عناوینی که نواهای موسیقی رسمی ما در طی تاریخ دارد، تا جایی که مقدور و ممکن است، پرداخته شده. 
 

  • 25 سال زمان زیادی برای خلق یک اثر نیست؟‌ می‌خواهم بگویم نوشتن این کتاب باعث دوری شما از صحنه یا انتشار آلبوم نشد؟

 همان‌طور که گفتم من خیلی انگیزه‌ی این کار را نداشتم؛ گاهی در یک فاصله‌ی زمانی طولانی یعنی هر پنج سال یک‌بار، آلبومی را منتشر کردم؛ اما برای من آنقدر که کشف یک مطلبِ مکتوب می‌‌تواند هیجان‌انگیز باشد، اجرا روی صحنه آن هیجان را ندارد. من همیشه دنبال این بودم که بشناسم و مطالعه کنم؛ حتی جمع‌آوری آهنگ قدما هم برایم یک انگیزه بود. می‌شود گفت اولین کسی بودم که بعد از «محمدعلی امیر جاهد» که در زمانِ حیاتش آثار خودش را چاپ کرد، آثار یک آهنگسازِ بزرگ تاریخ را جمع‌آوری کردم.
 

 درویش‌خان.
 

  • این انگیزه از چه زمانی شکل گرفت؟

 قبل از انقلاب در تالار وحدت، گروه خوش‌نوای «پایور» آثار درویش‌خان را اجرا می‌کرد، من بسیار تحت تاثیر این اجرا قرار گرفتم، پشت صحنه به استاد پایور که پوشه‌ی نت‌ها دستش بود، گفتم این آهنگ‌ها را از کجا می‌شود پیدا کرد؟ ایشان با درایت و نکته‌سنجی به من گفت: «از لای کتاب‌ها». من انتظار داشتم که نت‌ها را به من بدهد، اما ایشان چیز مهم‌تری به من داد؛ بعد از آن آثار درویش‌خان، مخبری، تصانیف عارف، رنگ‌ها و پیش‌درآمدها را جمع‌آوری کردم.
 

  • هم‌اکنون که این اثر بعد از 25 سال به پایان رسیده است؛ چه برنامه‌ای دارید؟ 

 طبیعتا کارهای نیمه تمامی دارم؛ در این سال‌ها شروع به بازکردنِ‌ سرفصل‌هایی کرده‌ام که تا حدودی روی‌شان کار ‌کردم؛ اما الان بسیاری از آنان نیمه تمام مانده است. می‌خواستم خیالم از این کتاب راحت شود و سر فرصتِ به آنها بپردازم؛ برای مثال مشغول نوشتن یک کتاب با نام «موسیقی به زبان ساده» هستم و کتاب دیگری درباره‌ی بررسی گوشه‌های سیار دارم که نام آن را «سیر در سیاره‌ها» گذاشته‌ام؛ اما شاید هم تا مدتی کار چندانی نکنم و بیشتر به استراحت بپردازم؛ باید ببینم که چه اتفاقی خواهد افتاد.

 

  • آقای تهماسبی، شما در رویایی‌ترین زمانِ دانشکده‌ی موسیقی که بسیاری از اساتید در آن مشغول فعالیت بودند، وارد این دانشگاه شدید و پس از مدتی آن را رها کردید. چرا؟

 من دانشگاه را رها کردم اما نه به خواسته‌ی خودم؛ من هم با شما موافقم که دانشکده‌ی هنرهای زیبا در آن زمان فضای رویایی داشت؛ به‌خصوص اینکه رییس دانشکده در آن‌زمان زنده‌یاد «محمدرضا لطفی» به عنوان شخصی انتخابی از طرف دانشجویان نه انتصابی رییس دانشکده بود، طبیعی است برای هر کسی می‌تواند آرزو باشد که یک یا دو هفته آن فضا را تجربه کند؛ هرچند من این اقبال را داشتم که دو ترم دانشجوی آن دانشگاه باشم. در آن سال اما انقلاب فرهنگی شد و رشته‌ی موسیقی برای هفت سال تعطیل شد؛ دکتر «داریوش صفوت»‌ که مدیریت آن زمان دانشگاه را برعهده داشت، به ما توصیه کردند که موسیقی دیگر تعطیل است و شما رشته‌های دیگر را انتخاب کنید. من به ایشان نگاه کردم و گفتم من برای گرفتن لیسانس و مدرک نیامده‌ام؛ آمده‌ام موسیقی بخوانم و حالا که دانشگاه تعطیل است،‌ نمی‌خواهم دانشکده‌ی دیگری بروم. البته چون سربازی رفته بودم، نگران نبودم. بنابراین ترک دانشگاه هم به خواسته‌ی خودم بود و هم ناخواسته. اتفاقا بعد از هفت – هشت سال، آقای «محمدرضا ابراهیمی» یکی از شاگردانم، دانشجوی دانشگاه تهران شد. در آن زمان به نظرشان آمده بود که استادان خوبی در دانشگاه وجود ندارد و به همین‌خاطر به دانشجویان گفته بودند خودتان استادانی را انتخاب کنید؛ آنها هم من را پیشنهاد داده بودند، من هم گفتم هر وقت لیسانس من را به در خانه‌ام فرستادم من به دانشگاه می‌آیم و درس می‌دهم.
 

  • بعد از آن زمان وارد کانون چاووش شدید؟

بله. من سال 60 عضو کانون چاووش شدم.
 

قبل از اینکه من وارد چاووش شوم، آقای علیزاده با همراهی آقای «مشکاتیان» گروه عارف را داشتند و کنسرتی در دانشکده برگزار کردند که من کارهای اجرایی آن را انجام می‌دادم، به‌طور کلی من آن‌زمان آدم فعالی بودم و‌ آقای علیزاده احساس می‌کردند که می‌تواند روی من حساب کند. زمانِ «ساوند چک» به من گفت با «پرویز» صحبت کرده‌ام تا به گروه بیایی؛ از این اتفاق خیلی خوشبخت شدم؛ اما من آقای «محمدرضا لطفی» را از کودکی در سنندج می‌شناختم. ایشان آن زمان عضو سپاه دانش بود و گاهی در خانه‌ی پدری من که خانه‌ی بزرگی بود، ساز می‌زد و من از همان‌جا دل‌بسته‌ی تار شدم.
 

  • و به این ترتیب شما وارد این کانون شدید؟

آن دوران برای اهل موسیقی، کانون «چاووش» اشتهار بسیار زیادی داشت و می‌توان گفت تنها جایی بود که بار موسیقی آن‌ سال‌ها را به دوش می‌‌کشید؛ این کانون به شکلی قطب موسیقی بود. به‌هر روی بعد از مدتی که در آنجا رفت و آمد می‌کردم، عضو این کانون و همکار استادانم و دیگر دوستانی که همچنان در زمینه‌ی موسیقی فعال هستند، شدم.
 

  • آقای علیزاده و لطفی هم‌زمان استادانِ شما هم بودند؟

این افرادی که شما نام بردید، به همراه استاد «هوشنگ ظریف» استادان من هستند؛ چون من از موسیقی‌شان بهره بردم؛ اما به عنوان یک هنرجو در مجموع هفت- هشت ماه سر کلاس این سه استاد عزیز نشستم. قبل از انقلاب چند ماه در هنرستان شبانه از حضور استاد ظریف استفاده کردم، بعد از انقلاب در زمان دانشگاه دو ترم شاگرد آقای علیزاده بودم  که البته فضای آن روزهای دانشکده پر از تیر و تفنگ و شعار و فعالیتِ گروهک‌ها بود و به همین خاطر فعالیت چندان منسجمی وجود نداشت. بعد از آنکه عضو چاووش شدم آقای لطفی به من و آقایان بهرزوی‌نیا، متبسم، ‌خانم‌ افتاده پیشنهاد کردند که با ما تمرین کنند و ما چند نفر، دو تا دو ماه و نیم بدون اینکه اسمش کلاس باشد یا ایشان از ما شهریه‌ای دریافت کند، نزد ایشان رفتیم و ایشان آواز بیات ترک و شاید آواز ابوعطا را با ما نواخت.
 

  • درباره‌ی حال و هوای آن روزهای چاووش می‌گویید؟

تنها چیزی که بر فضای چاووش حاکم بود همدلی و عشق به موسیقی بود و همه‌مان در این فکر بودیم که چه کنیم تا هر روز بهتر شویم و بهتر کار کنیم؛ درواقع به هیچ عنوان مساله‌ی پول و شهرت مطرح نبود، چیزهایی که در این روزگار کاملا عوض شده است و خب شاید بخشی از آن هم به اقتضائاتِ زمان برگردد. در آن روزگار اختلافِ سطح طبقاتی در نمود پیکان و رنو بود و هیچ این فضاهای کنونی دیده نمی‌شد؛ درواقع  در یک فضای انقلابی که همه فکر می‌کردیم  جامعه‌ی بهتری در انتظارمان است، ما هم می‌خواستیم به وسیله‌ی موسیقی در این حرکت سهیم باشیم. در آن زمان از لطفی که بزرگ کانون بود تا من که کوچک‌ترین بودم؛ همه‌مان به تساوی و به صورت یکسان‌ از هر اثر دو هزار تومان حقوق می‌گرفتیم و کسی هم شکایتی از این ماجرا نداشت و منتی سر دیگری نمی‌گذاشت. هر کدام از ما که دوران چاووش را تجربه کردیم، متفق‌القول هستیم که خاطره‌انگیزترین، زیباترین و جذاب‌ترین دورانِ زندگی موسیقایی‌مان همان دوران بوده است.
 

  • صرف‌نظر از فضای عاطفی که در آن زمان وجود داشت، فکر می‌کنید چه چیزی در آن دوران وجود داشت که باعث خلقِ آن آثار ماندگار شد؛ آثاری که هیچ زمان دیگری حتی توسط آن اساتید تکرار نشد؟

اگر منظورتان این است که کار اساتید افت کرده (که به نظر من هم در برهه‌هایی کرده است) من به آنها حق می‌دهم. لطفی، علیزاده و مشکاتیان با شور و عشق تمام مشغول تولید اثر و درواقع پس‌دادنِ آموخته‌هایشان بودند و برای این ماجرا یک فضای سه- چهار ساله‌ی محدود داشتند . فضای چاووش در آن زمان کاملا خصوصی بود. اگر شما می‌خواستید کنسرت بدهید، آن را به هم می‌زدند. هیچ‌کس نمی‌توانست ساز حمل کند. حالا در چنین فضایی مرکزی وجود داشت که ما کار خودمان را در آن انجام می‌دادیم. تولید نوار هم داشتیم؛ چون ممیزی در کار نبود. بعد ممیزی آمد و نوارخانه‌ی چاووش هم تعطیل شد. خب فرض کنید شما نه می‌توانید ساز حمل کنید، نه می‌توانید کنسرت دهید و نه می‌توانید نوار تولید کنید؛ اگر شما جای این اساتید بودید حالتان چطور می‌شد؟ حتما رویتان تاثیر می‌گذاشت. اوج خلاقیتِ این آدم‌ها همان دوران بود. خب یکی خانه‌نشین شد. یکی مثل لطفی مهاجر شد و بیست سال رفت. یکی مثل علیزاده چهار سال رفت و برگشت؛ در میانِ این اتفاقات جان آدمی‌زاد می‌رود. منگر آدم چقدر انرژی دارد؟ هر کس که صبح تا شب بدون اینکه به پول یا شهرت فکر کند، فقط بخواهد موسیقی کار کنید و هیچ امکانی به او ندهند (نه تنها هیچ امکانی ندهند که هر امکانی که خودت فراهم کرده‌ای را هم سلب کنند،) بعد از مدتی فرسوده می‌شود . برای همین است که مشکاتیان دق‌مرگ شد. من الان 60 ساله‌ام، مشکاتیان 50 و چند ساله بود که فوت شد. درست است که لطفی بیمار شد، اما من حتما فشارهایی که در این سال‌ها به او وارد شد را در این مساله دخیل می‌دانم. چه انتظاری از این موسیقی‌دانان دارید؟ تا کی می‌شود انرژی داشت و پول نخواست و تولید کرد و مزاحمت‌ها را تحمل کرد و سنگ‌اندازی‌ها را طاقت آورد؟ 
 

  • وقتی شرایط سخت می‌شود، خود اهالی موسیقی باید کنار هم از یکدیگر پشتیبانی کنند؛ اما ما دیدیم که اعضای این گروه نیز بعد از مدتی دچار تفرقه شدند یا لااقل دیگر با هم کار نکردند.

فرض کنید چاووش یک خانواده بود که پدر و مادری داشت. این بچه‌ها بعد از مدتی بزرگ شدند و خودشان خانواده تشکیل دادند. خیلی‌ها می‌پرسند که چرا اعضای چاووش دیگر با هم کار نمی‌کنند؟ اما ما حتی اگر دوباره جمع هم شویم، آن اتفاق رخ نمی‌دهد. شما وقتی از خانواده‌تان جدا شدید و صاحب خانه و فرزند شدید، اگر باز به خانه‌ی پدری بازگردید، خیلی با آن فضا ارتباط حسی برقرار نمی‌‌کنید؛ اگرچه آنجا را دوست دارید و یاد و خاطره‌اش همیشه با شما هست. تمام هنرمندان چاووش این سال‌ها گروهِ خودشان را تشکیل داده‌اند؛ از متبسم گرفته تا کامکارها و دیگران. آنها حق دارند حالا ایده‌های خودشان را پیاده کنند. البته مسایل پشت پرده هم وجود دارد؛ اما انتظار اینکه آن فضا دوباره شکل بگیرد و آن آدم‌ها با همان احساس دوباره دور هم جمع شوند، توقع بی‌جایی است.
 

  • بعد از چاووش، آقای لطفی و علیزاده و خیلی‌های دیگر رفتند؛ شما چه کردید؟

من هیچ‌وقت نخواستم پایم را از مملکتم بیرون بگذارم. زمانی که در تهران موشک‌باران شد، خانه‌ی ما در رودبار غربیِ‌ میرداماد بود، درست بغل گوش‌مان در میدان پرستو، خانه‌ای موشک خورد و یک ساختمان چهار طبقه پایین ریخت؛ من به همسرم گفتم طاقت می‌آوری در اینجا بمانی؟ او موافقت کرد و من کار «درویش‌خان» را آن زمان تمام و آن را تقدیم به قربانیان حملات موشکی کردم.
 

  • با توقف فعالیت‌های موسیقایی،‌ زندگی سخت می‌گذشت؟

ما خیلی سخت زندگی نکردیم. تا دوره‌‌ی چاووش خیلی سخت زندگی می‌کردیم؛‌ چون مجالی برای فعالیت‌های دیگر نبود؛ ‌اما بعد از آن، شروع به تدریس و تربیت شاگرد کردیم و زندگی می‌گذشت. البته حالا هم موزیسین‌ها زندگی سختی دارند؛ اما هیچ‌‌کدامشان به جایی نرسیدند که موسیقی را ترک کنند. همه‌ی آن بچه‌ها همچنان کار موسیقی را ادامه می‌دهند و با شرایط سخت زنده مانده‌اند. (خنده) البته اداره‌ی اماکن و ارشادِ آن زمان تمام مراکز موسیقی که بعد از انقلاب دایر شده بودند مانند «چاووش» را تعطیل کرد و آنهایی که مجوز پیش از انقلاب را داشتند مثل آموزشگاه‌های ملک و بهارلو دایر ماندند.
 

  • آقای تهماسبی می‌گویید چه موسیقی گوش می‌دهید؟

من چون زیاد می‌خوانم و می‌نویسم، خیلی فرصت گوش دادنِ موسیقی ندارم؛ به‌خصوص اینکه وقتی موسیقی خوب گوش می‌دهم آنقدر هیجان‌زده می‌شوم که در خودم قرار نمی‌گیرم و طاقت نمی‌آورم؛ اما اگر بخواهم موسیقی گوش دهم حتما موسیقی دوره‌ی رادیو یعنی دهه‌ی 40 و 50 تا اواسط دهه‌ی 60.
 

  • یعنی موسیقی گل‌ها ؟‌

بله.
 

  • اما گروه «چاووش» و در راس آنان آقای ابتهاج و لطفی که مخالفِ جریانِ گل‌ها بودند.

مخالف نبودند؛ اولین اجرای آقای لطفی در گل‌های تازه شماره 106 بود که «بمیرید بمیرید» را اجرا کرد. ایشان حدود ده تا دوازده برنامه در «گل‌های تازه» اجرا کرده است؛‌ اما وقتی انقلاب می‌شود، تمام بنیان‌ها فرو می‌ریزد و ما از هیجان‌زدگی فکر می‌کنیم هر چه پیش از این بوده باید خراب کنیم. مثلا چون آقای پایور شهناز و کسایی با کراوات در تلویزیون برنامه اجرا می‌کردند، دیگر اجازه‌ی اجرای برنامه را پیدا نکردند، ساز ویولون که نوازندگان برجسته‌ای داشت، مظهر غرب‌زدگی شد و بسیاری از نوازندگان بزرگ این ساز که با موسیقی‌شان خاطره‌انگیزترین تصانیف را ساخته بودند، چون زنده‌یاد خرم و تجویدی گوشه‌نشین شدند و بسیاری از نوازندگانِ چاووش که ویولون می‌نواختند، بعد از انقلاب کمانچه کشیدند. در چنین فضایی، آقای لطفی هم مخالفِ جریان «گل‌ها» نبود؛ اما فضا طوری بود که حرف آنها زده نمی‌شد. یعنی سکوت می‌شد. انقدر هم تبِ خلقِ سرود حاکم بود که فرصتی برای چیز دیگری نمانده بود.
 

  • اما همین ماجرا به سال‌ها گوشه‌نشینی بزرگانی چون تجویدی و خرم و شریف و کسایی و خیلی از اسطوره‌های موسیقی انجامید؟

بله، من الان 60 ساله‌ام؛ وقتی جلیل شهناز خانه‌نشین شد 57 ساله بود، آن‌هم در اوج درخشش. پایور هم همین‌طور. در آن زمان موسیقی در سکوت بود و یک جریان چند ساله دست چاووش افتاد. چاووش این خلا را پر کرد اما به خاطر دل‌مشغولی‌هایش حرفی از آنها نمی‌زد. هر چند همه‌ی ما خاطرات موسیقی‌مان را با گل‌‌ها به یاد می‌آوریم؛ شیوه‌ی تار زدن را از طریق نواخته‌های شهناز و مجد در جانِ لطفی رسوب کرده بود. شما در جمله‌پردازی لطفی اولین چیزی که به گوش‌تان می‌خورد، سازِ مجد است. مجد را از کجا شنیده بود؟ شاگردش که نبود از رادیو شنیده بود؛ به خصوص اینکه آن زمان کاست تولید کردن رسم نبود و صفحات تک‌آهنگی بود. ارزشی که موسیقی آن دوران دارد را تاریخ نمی‌تواند منکر شود. بار موسیقی ما را «گل‌ها» به دوش کشیده است. به هر حال کارهایی ناروا و غیر منصفانه نیز اتفاق افتاده است.
 

  • مثلِ امتحانی که آقای ابتهاج برای نوازندگان و استادان قایل شدند که هر کس می‌خواهد در رادیو بنوازد، باید امتحان دهد؟

من خیلی در جریان این ماجرا نیستم. بالاخره آدم‌ها نقاط ضعف دارند و مرتکب اشتباه می‌شوند. شما تنها اگر کار نکنید، اشتباه نمی‌کنید. ما همه آدمی‌زاد هستیم. البته ایشان عنوان کردند از موسیقی‌دانان جوان که می‌خواهند وارد رادیو شوند، باید امتحان گرفته شود و شنیده‌ام که از حسین علیزاده هم امتحان گرفتند. این ضوابط ، ضوابط غلطی بوه است. خیلی جفا شده است. خیلی خطا شده است؛ اما یادتان باشد آدم‌ها بری از خطا نیستند، اما مهم این است که پروسه‌ی کار را از ابتدا تا انتها چطور طی کرده‌ باشند. این باید ملاک ارزش‌‌گذاری افراد قرار گیرد.
 

  • شما در اوج دوران چاووش حضور داشتید؛ اما بعد یک‌باره به قولِ خودتان دست به فعالیت‌های پژوهشی می‌زنید و از اجرا کنار می‌‌کشید، این معنای محروم کردنِ کسانی که سازِ شما و آثارتان را دوست داشتند، نیست؟

گفتم دغدغه‌ی اصلی من اجرا نبود؛ اما این ماجرا به حساسیت‌های آدم‌ها ربط دارد؛ هر کسی یک جور برخورد می‌کند. برخی می‌توانند با شرایط مماشات کنند و برخی نمی‌توانند. برخی از ناهنجاری‌ها زودتر دل‌خور می‌شوند و برخی نه؛ یادم هست حدود 20 سال قبل می‌خواستم در همدان یک کنسرت بگذارم، 6 ماه به من زنگ می‌زدند و سوال و جواب می‌‌کردند و درگیر مجوز بودم. در حالی که می‌خواستم کنسرت تک‌نوازی بگذارم و دو سه تصنیف هم خودم بخوانم؛ همان زمان آقای متبسم که در هلند بود، به من پینشهاد اجرای یک سخن‌رانی و کنسرت داد و تمام برنامه‌ریزی‌ها چهار روز طول کشید تا آن برنامه اجرا شود. شما حیرت خواهید کرد از اینکه ما چه سرنوشتی را طی کردیم؛ ساعت‌ها می‌شود درباره‌ی آن زمان صحبت کرد؛ زمانی که موزه‌ی تار را تاسیس کرده بودم  یک آهنگ دشتی ساختم که باعث شد انگیره پیدا کنم قطعات دیگری بسازم و خواستم آنها را با خوانندگی «محسن کرامتی» اجرا کنم، زنده‌یاد «داریوش زرگری» هم تنبک می‌نواخت و ما یک گروه ده نفره آماده کردیم؛ قرار شد بلیت‌ها را ده روز قبل به من بدهند؛ اما سه ساعت قبل از اجرا دادند و ما ناگزیر دستی می‌نوشتیم که آقای فلانی 8 بلیت و خانم فلانی ده بلیت می‌خواهد؛ از آن طرف کنسرت ما با بازگشتِ آقای علیزاده به تهران همراه شده بود و ما می‌خواستیم در بروشور این کنسرت را به ایشان تقدیم کنیم و بنویسیم: «گروه طلوع این کنسرت را به استاد علیزاده تقدیم می‌کند» بارها رفتیم و آمدیم و آخر اجازه‌ی این کار را ندادند؛ آخر سر اعلام کردند یک نفر می‌تواند این مساله را پشت بلندگو اعلام کند که آقای موسوی – مدیر انتشارات ماهور- این کار را انجام داد.
 

  • اما تمام کارهای شما با موفقیت همراه بود؛ این مساله شما را مجاب به کار بیشتر نمی‌کرد؟

 نه. اذیت می‌شدم الان هم اذیت می‌شوم، برای همین هیچ کجا نمی‌روم.
 

  • سالار اولین آلبوم خود با نام «عشق ماند» را با آهنگسازی شما خواند که جزو موفق‌ترین کارهایش است.

یقینا همین‌طور است.
 

  • چطور ایشان را کشف‌ کردید؟

به حمید متبسم که خب همیشه با گروه دستان، فعال هستند؛ زنگ زدم و گفتم یک خواننده می‌خواهم.  گفت خواهر شاگردت«هومن شریعت‌زاده» که الان فوق تخصص ارتوپد است، با کسی ازدواج کرده است که خوب می‌خواند. امتحانش کن. سالار آن‌وقت 21-22 ساله و بسیار باانگیزه و آماده بود. یک کاست به او دادم که تمرین کنند و بعد در استودیو ظرف یک روز و نیم همه را خواند. اینکه سالار عقیلی دیگر آن سالار عقیلی نیست، دلیلی دارد که همه می‌دانیم. در بازار موسیقی امروز، منش هنرمندانه و شخصیت هنری نه تنها حرف اول را نمی‌زند، حتی کسی به آن فکر هم نمی‌‌کند، همه چیز پول و اشتهار و بیلبورد و تبلیغات است. 
 

  • هیچ در این مدت به ایشان نظرتان درباره‌ی کارشان را گفته‌اید؟

بله! به همسرش هم گفتم؛ اما آدم‌ها خودشان، راه زندگی‌شان را انتخاب می‌کنند اما من انتخاب کردم که دیگر با هیچ خواننده‌ای کار نکنم، اصلا فکر هم نمی‌توانم بکنم که می‌شود با سالار کار کرد، خیلی‌ها هم می‌توانند. اوضاع حالا خیلی عوض شده است، من اولین بار که دیدم موسیقی‌دان ایرانی عکسشان را روی سی‌دی‌شان گذاشته‌اند، از تعجب شاخ روی سرم سبز ‌شد. خب هر کس نگرشی دارد، من هم نگرش خودم را دارم و فکر می‌کنم همین راه را ادامه می‌دهم و کمتر می‌خورم. البته من اینجا اظهار فصل نمی‌کنم نمی‌گویم فضیلت این است و آن رذالت است. اصلا داوری نمی‌کنم. هر کس راهِ خودش را می‌رود. ما برای آلبوم «به یاد طاهرزاده» 6 ماه، هفه‌ای سه روز، روزی 6 ساعت تمرین می‌کردیم و لطفی بعدازظهرها 4 ساعت جداگانه با تعریف کار می‌کرد، یعن 6 تا 9 ماه زندگی‌مان برای تولید یک کاست صرف شده بود، در حالی که حالا اصلا نمی‌شود به یک نوازنده یا خواننده گفت دو روز تمرین کنیم؛ می‌آیند و در استودیو می‌خوانند و می‌نوازند و دستگاه‌های جدید هم معایب را می‌گیرد. ما به موسیقی فکر می‌کردیم، نمی‌دانم حالا به چه فکر می‌کنند؟‌ 
 
 

منبع : موسیقی ایرانیان

امام خوبی‌ها؛ شاعر مهربانی‌ها | موسیقی ما

3 ژوئن 2018
بدون نظر

مروری بر جزئیات دیوان اشعار و سروده‌های بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران

موسیقی ما هر سال همزمان با نیمه خرداد، غم بزرگی در دل دوباره جان می‌گیرد.  غم ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران که با رهبری خود بساط شاهنشاهی را در ایران برچید و نقطه عطف مبارزه با ظلم در تاریخ شد. حضرت امام خمینی (ره) در دنیا به عنوان یک رهبر دینی و سیاسی بزرگ شناخته می‌شود اما ایشان برخلاف تمامی سیاستمداران دنیا طبع لطیفی داشتند و سروده‌های بسیار زیبایی را از خود به یادگار گذاشته‌اند. شاید کمتر کسی بداند که حضرت امام خمینی (ره) در قالب‌های مختلف شعر آثار زیبایی دارند که از لحاظ محتوا بسیار عمیق و فارغ از جغرافیای زمان هستند. در این گزارش به بهانه سالروز درگذشت حضرت امام خمینی (ره) نگاهی بر اشعار و سروده‌های ایشان داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
*دیوان اشعار امام خمینی (ره)
اولین اشعار امام (ره) 18 روز پس از رحلت ایشان توسط فرزندشان سید احمد خمینی برای انتشار در اختیار روزنامه کیهان قرار گرفت که غزلی چهارده مصرعی با مطلع «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» بود. این اشعار به سرعت بازتاب گسترده‌ای در میان مردم و رسانه‌های بین المللی پیدا کرد. چرا که خیلی‌ها وجهه رهبری، فرماندهی و مدیریتی را از این پیشوای دینی بزرگ دیده بودند و سروده‌هایی چنین زیبا و عاشقانه برایشان جالب بود.
انتشار این سروده‌ها رسانه‌های بین المللی را به تحسین واداشت و روزنامه نیویورک تایمز نوشت که این غزل امام خمینی (ره) در آخرین شماره هفته نامه سیاسی – هنری New Republic منتشر خواهد شد. ترجمه این غزل هم توسط «ویلیام چیتیک» مترجم و متخصص متون کلاسیک عرفانی، فلسفی اسلامی برای آن هفته نامه انجام شده بود. در ادامه دیوان اشعار رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران به همت موسسه تنظیم و نشر آثار ایشان در 438 صفحه منتشر شد. این کتاب شامل 6 فصل یعنی غزلیات، قصاید، رباعیات، مسمط ترجیع بند و اشعار پراکنده بود و عمده این اشعار در سبک عراقی هستند.
*جزئیات دیوان اشعار
اشعار امام خمینی (ره) در قالب اوزان عروضی شعر فارسی است. اما همان طور که در مقدمه دیوان ایشان اشاره شده، اشعار موجود، همة اشعار امام خمینی(س) نیست و بسیاری از اشعار وی در سفرها و نقل و انتقالات دوران زندگی ایشان خصوصاً در زمانی که ساواک به منزل ایشان در قم حمله ور شد از بین رفته یا مفقود شده است. بسیاری از اشعار موجود نیز از طریق ارادتمندان و دوستان ایشان جمع آوری شده است. در اواخر عمر پر برکت امام، بنا به خواهش و اصرار خانم دکتر فاطمه طباطبایی (عروس امام و همسر مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی)، حضرتش اشعاری سروده‌اند که همه آنها باقی است و در دیوان ایشان آمده است.
متأسفانه اشعار دیوان امام، فاقد تاریخ دقیق است و نمی‌توان دیدگاه عرفانی او را در عرصه شعر با حوادث و وقایع زندگی پر ماجرای وی مقایسه و تحلیل و تفسیر کرد. با این وجود به طور کلی می‌توان از فحوای اشعار، مواردی را که مربوط به دوران جوانی و قبل از مرجعیت ایشان است با اشعاری که بعد از مرجعیت و در دوران مبارزه با نظام ستمشاهی و بعد از آن سروده‌اند تا حدودی مشخص نمود.
به نظر می‌رسد تمامی اشعاری که امام با نام مستعار«هندی» تخلص کرده‌اند مربوط به دوران جوانی و قبل از مرجعیت ایشان باشد. تعداد غزل‌ها و اشعاری که تخلـــص«هـــندی» دارد بالغ بر ده مورد است.
 
*غزل های امام (ره)
غزل‌های امام (ره) همگی در حال و هوای غزل‌های عرفانی فارسی با همان واژگان و اصطلاحات و مفاهیم سروده شده است؛ البته بعضی واژگان جدید نیز در آنها ملاحظه می‌شود. در بعضی از غزل‌های امام، ابیاتی از غزل‌سرایان نامدار مورد اقتباس قرار گرفته که به پاره‌ای از آنها در مقدمه دیوان ایشان، اشاره شده است.
همان طور که آمد، بیشترین سروده‌های امام در قالب غزل است. غزل، در تاریخ عرفان ایران یکی از مهم‌ترین قالب‌ها برای بیان مضامین عرفانی است. از همین نکته می‌توان دریافت که عرفان چه جایگاهی در اندیشه امام دارد. بنا بر آنچه در مقدمه دیوان امام آمده، اشعار مفقوده ایشان عمدتاً در شکل غزل بوده است. از طرف دیگر، کمتر کتاب یا سخنرانی از امام سراغ داریم که خالی از نکات عرفانی باشد. بلکه می‌توان گفت تمامی آثـــار ایشان بر پایه‌های مستحکم عرفان بنا شده است. اما غزلیات امام، ناله و فریاد عاشق دلسوخته‌ای است که از فراق معبود و محبوب می‌نالد. او همه چیز را در معشوق خویش می‌بیند و می‌جوید. تمام عالم و هرچه در آن است فقط اگر او را به محبوب نزدیک کند ارزش دارد ولاغیر. غزلیات امام یکسر عشق است و عرفان و از این لحاظ کمتر شاعر عارف یا عارف شاعری را سراغ داریم که غزلیاتش همه وقف عشق و یار و دلدار باشد. از همین منظر، مسایل و نکات اجتماعی و نیز استعاره و مطایبه سیاسی در غزلیات امام نسبت به سایر غزل‌سرایان کمتر به نظر می‌رسد. شاید بتوان اکثر غزلیات امام را منسوب به دورانی دانست که آن مهاجر بزرگ در وادی سیر و سلوک، عزم سفر من الخلق الی الحق را داشته است. همچنین آن مرد الهی هم به لحاظ زمانی و تاریخی و هم به علت اتکاء به خداوند و شجاعت بی‌مانند، نیازی به استفاده از استعاره سیاسی نداشت و اگر لازم می‌دید که از ستمگری حکومت و اقویا انتقاد کند، آشکار و صریح به این کار می‌پرداخت. با همه اینها، نکات خاصی که وجهه اجتماعی و سیاسی دارد در غزلیات او به چشم می‌آید که به بعضی از مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود؛ با این تذکر که نکات اجتماعی و سیاسی مورد نظر امام ـ چه نکات مثبت و چه نکات منفی ـ همه از این مـــنظر مطرح شده‌اند که چگونه در قرب سالک به معبود تأثیر می‌گذارد.
 
علاوه بر مفاهیم عاشقانه و سیاسی مضامین دیگری نظیر جهاد، ریاکاری و گسستن از خلق، حرکت و عمل، تحرک جوانی و بشارت و… در غزل‌های حضرت امام (ره) وجود داشت.
*رباعیات
در دیوان امام خمینی (ره)، 117 رباعی به چاپ رسیده است که صرف نظر از رباعیاتی که خطاب به عروس خود(خانم طباطبایی، همسر مرحوم حاج سید احمد خمینی) سروده‌اند، دارای ویژگی اجتماعی و سیاسی آشکاری است که در پی مواردی از آن می‌آید.
رباعیاتی درباره جمهوری اسلامی و بشارت‌هایش، ریاکاری صوفیان، تعلقات و عناوین دینی، فلسفه و نقص سلوک هم توسط ایشان سروده شده و در دیوان اشعارشان موجود است.
*قصیده
در دیوان امام خمینی سه قصیده به چاپ رسیده است. در شعر فارسی، قصیده نوعی از شعر است که معمولاً با وصف طبیعت آغاز می‌شود، از 16 بیت بیشتر است ـ گاه بالغ بر دهها بیت می‌شود ـ و عمدتاً در مدح و منقبت یا ذم کسی کاربرد دارد. ادب فارسی پر است از قصاید بسیار زیبا که توصیف طبیعت در آنها بسا که از موضوع مدح یا ذم اشخاص به مراتب بیشتر است. اما در هر سه قصیده امام، موضوع مدح (حضرت فاطمه زهرا(ع) و حضرت فاطمه معصومه(ع) در یک قصیده و حضرت مهدی موعود (عج) در دو قصیده بعدی) آنچنان با عشق و شور وصف شده‌اند که توصیف طبیعت در این قصاید فقط زمینه‌ای است که بر جذابیت مدح می‌افزاید.
پیر جماران (ره) در میان قصاید خود به توصیف شهر قم اشاره ویژه‌ای داشته است.
*مسمط
در دیوان حضرت امام دو مسمط وجود دارد. مسمط نوعی از شعر است که شاعر، بین چهار تا ده مصراع را بر یک قافیه بیاورد و سپس مصرع دیگری با قافیه دیگر ردیف کند و این قافیه در بین مصرع‌های هم قافیه، تکرار شود. هر دو مسمط امام، همان حال و هوای قصاید ایشان را دارد و تغییر شکل بیان، تأثیر چندانی بر محتوای شعری ایشان نداشته است الا اینکه در مسمط اول از واژگان و اصطلاحاتی استفاده شده است که در قصاید فارسی سابقه ندارد و مربوط به شرایط زمانی و واژگان مرسوم روز بوده است، مانند «فرمان شلیک»،« بمباردمان»،« ناپلئون» و غیره.
*ترجیع بند
در دیوان حضرت امام، فقط یک ترجیع بند، وجود دارد. ترجیع بند نوعی از شعر است که در آن، شاعر، چند غزل یا چند بند شعر در بحر موافق با قافیه‌های مختلف بیاورد و در هر بند، بیتی را با قافیه‌ای دیگر، تکرار کند. این بیت تکراری را ترجیع یا برگردان گویند. تنها ترجیع بند امام به نام نقطه عطف معروف شده است زیرا ترجیع یا بیت تکراری آن چنین است:‌ای نقطه عطف راز هستی بر گیر ز دوست، جام مست‌
این ترجیع بند، به صورت آشکار، نکته سیاسی یا اجتماعی ندارد لاکن یکی از بندها یا غزل‌های آن را می‌توان تا حدودی با زندگی سیاسی پیر دیر این سرزمین مقایسه کرد.
 
*قطعات و اشعار پراکنده
اکثر قطعات و اشعار پراکنده‌ای که در دیوان حضرت امام به چاپ رسیده است دارای صبغه عرفانی است. دو قطعه از این قطعات در وصف یادگار امام و همسر ایشان است که مشخص است بنا به خواهش عروس امام، سروده شده است. در انتهای یکی از دو قطعه مزبور، شاعر با طـــنز لطیفی می‌گوید:
دخترم شعر تازه خواست ز من معـــر گفتم کــه یادگار بود
یکی از قطعات این بخش از دیوان، دارای تخلص«هندی» است و از فحوای آن نیز معلوم است که به دوران جوانی امام بر می‌گردد. در میان این اشعار، تک بیتی نیز در باره حج وجود دارد که خالی از نکته اجتماعی نیست هرچند مفهوم آن عمیقاً عرفانی است:
روی تو کعبه دل عشاق زنده است دل مرده آن که طی طریق حجاز کرد
 
*طنز
نکته جالب‌تر برای مخاطبان این است که حضرت امام خمینی (ره) در زمینه سرودن اشعار طنز، با وجود عدم تعدد اما تبحر داشتند. قطعه شعر طنزی در میان این قطعات به چشم می‌خورد که یک مورد استثنایی است. در اشعار امام ـ همین طور در سخنان ایشان ـ طنز و نکات لطیف بسیاری وجود دارد که بررسی آن فرصت دیگری را می‌طلبد؛ لاکن این مورد حاوی طنزی آشکار و اجتماعی است که می‌توان گفت مهم‌ترین شعری است که در میان قطعات و اشعار پراکنده، دارای وجهه قوی اجتماعی و سیاسی است. این قطعه، به دوران تحصیل در حوزه علمیه قبل از انقلاب اسلامی، اشاره دارد:
قم بدکی نیست از برای محصـل سنگک نرم و کباب اگــر بگــذارد
حوزه علمیه دایر است ولیـــکن خان فرنــگی مآب اگــر بگــذارد
هیکل بعضی شیوخ قدس مآب است عینک با آب و تاب اگــــر بگذارد
ساعت ده موقــع مطالعـــه ماست پینکی و چرت و خواب اگــر بگذارد
 
*دیدگاه سایر شاعران
بسیاری شاعران درباره سروده‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران روی این موضوع تأکید دارند که سرودن چنین اشعاری توسط یک شخصیت سیاسی جالب است و چنین نظراتی دارند. حمید سبزواری در این باره گفت: امام خمینی(ره)، یک شخصیت ممتاز سیاسی- مذهبی بودند و به خاطر صداقتی که بین مردم و ایشان وجود داشت، خود را به عنوان شاعر معرفی نمی‌کردند. شخصیت عرفانی امام در شعرشان موج می‌زند که وی را به شاعری عارف تبدیل کرده است. عرفان، انسان را به جایگاهی والا می‌رساند و به همین واسطه، اشعار امام نجات بخش جامعه خواهند بود.
جواد محقق نیز معتقد است: شعر امام خمینی(ره)، در ادامه آثار شاعران حوزوی سروده شده و از سبک شعری عالمان دینی پیروی کرده است. عرصه شعر علمای مذهبی، مانند شاخه‌ای تناور از شعر فارسی سر برآورده است. این گروه، بهترین اشعار را به ادبیات فارسی عرضه کرده اند.با این حال، بسیاری از این شعرا ناشناخته‌اند.
نظر عبدالجبار کاکایی هم این است: امام خمینی(ره)، داعیه شاعری نداشتند و پایبند انتشار آثارشان نبودند. علمای مشهوری چون؛ خواجه نصیر طوسی، حاج ملاهادی سبزواری، علامه طباطبایی و شهید مطهری در کنار پرداختن به علم، به سرودن شعر هم می‌پرداختند. اما امام در دوران جوانی با غزلیات و قصاید خود، در بین طلاب شهرت داشتند. اشعاری که ایشان در جوانی سروده‌اند از لحاظ زبان و تکنیک، و اشعاری که بعد از آن سروده‌اند، از لحاظ محتوایی قابل اهمیتند.
رحیم زریان نیز در این باره گفت: اشعار امام خمینی(ره)، متاثر از حافظ و مایه‌های عرفانی اشعار اوست. غزلیات و رباعیات ایشان قوی، ناب و تاثیرگذارند و مضامین عرفانی و مذهبی در اشعار ایشان وجود دارند. امام خمینی(ره) قبل از آنکه به عنوان سیاستمداری توانا شناخته شوند، شخصیتی صاحب نظر در فقه، فلسفه و عرفان بودند که توانایی ایشان در شعرسرایی، پس از رحلتشان آشکار شد.
محمدعلی بهمنی هم یکی از مهم‌ترین دلایل استقبال از اشعار امام خمینی(ره) را شخصیت ایشان دانست و افزود: به همین دلیل، باید با توجه به جایگاه امام، بعضی از شعرها از دیوان ایشان حذف و استواری اشعارشان حفظ شود؛ چون بعضی از اشعار، ممکن است برای زمان کوتاهی باارزش باشند و پس از آن اهمیت خود را از دست بدهند؛ این نکته درباره همه شاعران صدق می‌کند و هرگز از ارزش سایر اشعار نمی‌کاهد و چه بسا باعث توجه بیشتر به قوت سایر اشعار نیز بشود. اما در کل، غزلیات امام خمینی(ره) از پختگی و استواری خاصی برخوردارند.
کامران شرفشاهی نیز در این باره اظهار داشت: اشعار امام خمینی(ره)، شان ادبیات و شعر را در دیدگاه جامعه بالا برد. امام، در اوج تواضع خود را شاعر نمی‌دانستند، اما آثار ایشان سرشار از شور عرفانی و تعالیم دینی است. در واقع، شعر مجالی برای بیان برخی از عقاید و اندیشه‌های امام بوده است.
سعید بیابانکی هم با اشاره به این نکته که در زمان حیات امام خمینی(ره)، کمتر کسی از شاعربودن امام اطلاع داشت و با چاپ اولین شعر ایشان در روزنامه کیهان، خبر شعرسرایی امام منتشر شد، گفت: به دلیل عجله کردن در انتشار اشعار امام، آثار ایشان بدون کارشناسی منتشر شد، در صورتی که اگر گزیده اشعار امام منتشر شود، ارزش آن بیشتر خواهد بود.
اما صابر امامی اشعار امام خمینی(ره) را متاثر از سبک عراقی دانست و گفت: ایشان با استفاده از مضامین عرفانی، به هنجارشکنی، نوآوری و جسارت در شعرگویی پرداخته‌اند. امام ادعای شاعری نداشتند، ولی در ادامه اسطوره‌های شعر فارسی مانند؛ سعدی، حافظ و مولوی به خلق اثر پرداختند. ما در آثار امام خمینی(ره)، آشکارا شاهد سنت شکنی در شعر، توسط یک عالم دینی هستیم که این ویژگی، سروده‌های امام را ممتاز کرده است.
عباس چشامی نیز معتقد است: عرفان گرایی به سبک حافظ گرته برداری از مباحث فلسفی ملاصدرا، از خصوصیات آثار ادبی امام خمینی(ره) است. این ویژگی، وابسته به درک عرفانی ایشان است. همچنین بهترین اشعار امام، در دوران میانسالی ایشان سروده شده‌اند.
امیر مرزبان در آخرین اظهارنظر درباره دیوان اشعار امام خمینی(ره) گفت: ذوق عرفانی و بلاغت اشعار حافظ، در دیوان شعر امام خمینی(ره) نمایان است. استفاده از مضامین فلسفی و زبان کهن، از خصوصیات اشعار ایشان است. بنابراین نباید غزلیات امام را با اشعار دوره‌های جدید مقایسه کرد. همچنین بسیاری از سروده‌های ایشان، از نظر آئینی از جایگاه خاصی برخوردارند.
مجموعه نظرات شاعرانی که دیدگاهشان را با ایبنا در میان گذاشتند، این انگیزه را ایجاد می‌کند که در این روزها و به یاد امام خمینی(ره) دیوان اشعارشان را مرور کنیم و از این زاویه به تماشای شخصیت ادبی ایشان نیز بنشینیم.
 
*کدام خواننده‌ها آثاری از امام خمینی (ره) را اجرا کرده‌اند؟
دکتر «محمد اصفهانی» یکی از خواننده‌هایی است که شعری از حضرت امام خمینی (ره) را اجرا کرده است. او در آلبوم «فاصله» قطعه «شکوه» را با شعر پیر جماران خواند. این همان شعر معروف حضرت امام با مضمون «انتظار فرج از نیمه خرداد کشم» است که در میان مخاطبان معروف شده است. موسیقی آن قطعه اثری از «علیرضا کهن دیری» بود. همچنین محمد گلریز که سابقه دیدار با حضرت امام را دارد، قطعاتی با اشعار ایشان را اجرا کرده است.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

زكریا یوسفی: این اثر برای كسانی است كه می‌خواهند بندیر را علمی‌تر بنوازند

3 ژوئن 2018
بدون نظر

«شیوه نوازندگی بندیر» منتشر می‌شود

زكریا یوسفی: این اثر برای كسانی است كه می‌خواهند بندیر را علمی‌تر بنوازند

موسیقی ما –  كتاب «شیوه‌ نوازندگی بندیر» اثر زكریا یوسفی تا هفته آینده روانه بازار موسیقی خواهد شد؛ اثری كه این هنرمند كوبه‌ای معتقد است، برای آنهایی كه به ساز بندیر علاقمند هستند و می خواهند قدری متودیک‌تر  و علمی‌تر این ساز را بنوازند، می‌تواند راهگشا باشد.

این هنرمند در توضیح جزییات جدیدترین اثرش به «موسیقی ما» می گوید: «قطعا برای درک بهتر هر سبک از موسیقی علاوه بر شیوه نواختن آن ساز و متبحر شدن در آن، مطالعه‌ی همه ابعاد آن بسیار مهم است. در صورت تسلط و تجربه کافی در شیوه نوازندگی و ابعاد مختلف تئوریک آن سبک، هنرجو یا نوازنده می‌تواند با آگاهی بیشتری ساز را در سبک‌های مختلف  به کار گیرد و بنوازد. البته روی صحبت من بیشتر با کوبه‌ای‌نوازان است که به جهت کوبه‌ای بودن و ضربی بودن سازشان دستشان بازتر از نوازندگان ملودیک است اما نباید به هر قیمتی جمله‌بندی‌های آن ساز را در هر سبکی به کار ببرند.»

زكریا یوسفی در عین حال می گوید: «همیشه سعی کرده‌ام در آثاری که در آنها می‌نوازم و از هر ساز کوبه‌ای که بهره برده‌ام، قابلیت‌های آن ساز را چه در شرایط صحنه‌ای و چه در شرایط استدیویی در نظر بگیرم و از آن استفاده صحیح کنم. پیش از این هم در کتاب «در حلقه دف» که حدود 10 سال پیش آن را تالیف و منتشر كردم، ریتم‌های غیر مرسومی در آن ارائه دادم که شامل آشنایی با ابعاد تئوریک ریتم‌ها و شناخت دورهای مختلف در کنار ارتقای تکنیک نوازندگی آن ساز بوده و ریتم‌ها صرفا متعلق به فرهنگ خاصی نبوده‌اند؛ می‌شود گفت شامل واریاسیونی از ریتم‌های فرهنگ‌های مختلف بود و  آثار دیگری از خودم را در کنار آن ریتم‌ها در بر می‌گرفت.»

این هنرمند كوبه‌ای نواز ادامه می دهد: «کتاب «شیوه نوازندگی بندیر» که مدت‌ها رویش کار کرده‌ام و قرار است طی چند روز آینده به بازار موسیقی بیاید، برای آن‌هایی است که عاشق بندیر هستند و دوست دارند این ساز را ملودیک‌تر و علمی‌تر بنوازند. در این اثر هدف من آشنایی نوازندگان با جمله‌بندی و الگوهای ریتمیک مختلف  این ساز است که می‌شود گفت یک ساز کوبه‌ای چند فرهنگی است و همچنین در نظر داشتن علائم اجرایی جهت سهولت، دشیفر و نواختن این ریتم‌ها با ساز بندیر که ماحصل عشق من و  در حد استعدادم است.»
 
به گزارش موسیقی ما، كتاب «شیوه نوازندگی بندیر» اولین اثر تالیفی درباره ساز بندیر است كه توسط نشر «نای و نی» منتشر خواهد شد.

منبع : موسیقی ایرانیان

موزیک‌ویدئوی «قبل از تو» با صدای «سیروس سلیمی» منتشر شد

2 ژوئن 2018
بدون نظر

با ترانه روزبه بمانی و تنظیم هومن نامداری

موزیک‌ویدئوی «قبل از تو» با صدای «سیروس سلیمی» منتشر شد

موسیقی ما  موزیک‌ویدئوی «قبل از تو» با صدای «سیروس سلیمی» منتشر شد. این اثر با ترانه روزبه بمانی، تنظیم هومن نامداری و ملودی سیروس سلیمی تهیه شده و به کارگردانی قاسم فرمان‌بردار به تصویر کشیده شده است. قطعه قبل از تو چندی پیش از سایت «موسیقی ما» منتشر شد که بیش از پنجاه هزار دانلود داشت. این اثر شروع فصل جدید فعالیت‌های هنری سیروس سلیمی بود و بازخورد خوبی برای این خواننده به دنبال داشت. همچنین قرار است به زودی قطعات و ویدئوهای جدید این خواننده با مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شود.

موزیک ویدئوی «قبل از تو» با صدای سیروس سلیمی را از اینجا می توانید دانلود کنید.

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ایرانیان