مو سپیدانی از قلب تاریخ رنسانس

19 ژانویه 2018
بدون نظر

گروه صربستانی در تالار رودکی روی صحنه رفت

موسیقی ما – گروه موسیقی «رنسانس» از کشور صربستان در حالی در تالار رودکی روی صحنه رفت که فرزاد طالبی (مدیر کل دفتر موسیقی) به تماشای آن نشست. گروه «رنسانس» میهمان ویژه‌ای هم داشت و کمال موفتیچ (سفیر بوسنی و هرزه‌گوین) برای تماشای اجرای این گروه صرب به تالار رودکی آمده بود.
 
مردان بلند قامت گروه موسیقی رنسانس حدود ۶٠ ساله بودند و یکی از اعضای این گروه ۶ نفره، جوانی حدود ٣۵ ساله بود که اجرا و آواز زیبای آنها موجب تشویق‌های مخاطبان در تالار رودکی می‌شد.
 
کشور صربستان در بخش جنوب شرقی اروپا و مرکز شبه‌جزیره بالکان واقع است و اجرای این گروه گاهی ذهن را به اروپای شمالی و موسیقی این سرزمین و اسکاتلند می‌برد.
 
گروه موسیقی «رنسانس» در سال ١٩۶٩ در بلگراد تشکیل شد. این گروه موسیقی در یوگسلاوی قدیم و جنوب شرقی اروپا است و بیشترین اجراها را در سطح اروپا داشته است. رنسانس چهار دهه است که بیش از سه هزار کنسرت در اروپا، آفریقای شمالی و خاورمیانه برگزار کرده و در فستیوال‌های بسیاری در یوگسلاوی سابق و دیگر کشورها شرکت کرده است.
 
از جمله این فستیوال‌ها می‌توان به «بموس» در بلگراد، فستیوال تابستانی «دوبرونیک» در کرواسی، جشنواره موسیقی قدیم «پانونین» در لهستان، جشنواره موسیقی قدیم در اشتوتگارت، گردهمایی باخ در لایپزیگ، ٧۵٠امین سالگرد شهر برلین، جشنواره مدیترانه در باری ایتالیا، جشنواره‌های قدیم در رومانیا و غیره اشاره کرد.
 
این گروه که به تفسیر تاریخی رنسانس پایبند است، دارای رپرتواری است که گستره چشمگیری از قطعات موسیقی قرون وسطی، رنسانس و باروک و همچنین موسیقی سنتی مردم بالکان را شامل می‌شود.
 
با کوشش اعضای این گروه، پژوهش‌های موسیقی قرون وسطی و رنسانس به سیستم آموزشی صربستان معرفی شد و آنها در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌های بلگراد در این حوزه مشغول تدریس هستند.
 
دراگان ملاجنوویچ (آواز، دیوان، تنظیم)، دارکو کاراییچ (باقلاما)، ژرژ گرییچ (پایپس، کاوال، بگ پایپ، هورن، ذرنا)، مومیر ریستیچ (فیدل) و زوران کستادینوویچ (ویل) اعضای گروه موسیقی رنسانس بودند.

منبع : موسیقی ایرانیان

دو جوان برگزیده ی جشنواره، کنسرت آهنگساز پیشکسوت را یاری دادند

19 ژانویه 2018
بدون نظر

گروه مهرنیا موسیقی ایران را با فرمی نو روایت کرد

دو جوان برگزیده ی جشنواره، کنسرت آهنگساز پیشکسوت را یاری دادند

موسیقی ما- گروه موسیقی «مهرنیا» به سرپرستی و آهنگسازی «مهران مهرنیا» شب گذشته در سی و سومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر روی صحنه رفت و موسیقی ایران را با فرمی نوین روایت کرد. این در حالی است که «مهرنیا» در این کنسرت در اقدامی تحسین آمیز از دو برگزیده ی جشنواره موسیقی جوان و همچنین جشنواره ایرج بسطامی دعوت کرده بود تا او و گروهِ حرفه ایش را یاری کنند.

اجرای گروه «مهرنیا» دربردارنده دو بخش بود، در بخش اول بداهه نوازی هایی از مهرنیا، همراه نوازندگی سازهای کوبه ای مهرداد کریم خاوری و نازنین پدرثانی اجرا شد. در بخش دوم نیز قطعاتی همراه با دو هنرمند جوان اجرا شد. تصنیف «پرواز خاکستر» به یاد مصیبت دیدگان زلزله استان کرمانشاه، تصنیف «حکمران چمن» بر اساس شعری از محمد سلمانی و اجرای قطعه ای با شعری از حافظ آثاری هستند که توسط گروه «مهرنیا» در قالب این پروژه برای تماشاگران اجرا شد. در این اجرا خوانندگان اشعاری از شاعران کلاسیک تا معاصر را خواندند. در اجرای شب گذشته این گروه، مهرنیا علاوه بر سرپرستی و آهنگسازی گروه نوازندگی تار و سه تار را نیز بر عهده داشت و مهرداد کریم خاوری نوازنده دف، نازنین پدر ثانی نوازنده تنبک، سلیمان رضایی و امید آزاک خوانندگان گروه، او را همراهی می کردند.

در این کنسرت محمد سلمانی شاعر، عباس سجادی شاعر و مدیرعامل بنیاد نیاوران، حسام الدین سراج خواننده موسیقی ایرانی و امید صباغ نو شاعر و ترانه سرا حضور داشتند.

در ادامه اجراهای سی و سومین جشنواره موسیقی فجر در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران، جمعه شب دونوازی پریچهر خواجه و بهنام معصومی و رسیتال پیانوی خانم آکی سوگی یاما روی صحنه می روند و و جشنواره به اجراهای این دوره خود پایان می دهد.

منبع : موسیقی ایرانیان

نوای «صبا» در رودکی طنین انداز شد

19 ژانویه 2018
بدون نظر

گروه مهتاب با سرپرستی و آهنگسازی «بهار امیری» روی صحنه رفت

نوای «صبا» در رودکی طنین انداز شد

موسیقی ما- کنسرت گروه «مهتاب» به سرپرستی احسان ذبیحی‌فر و خوانندگی مجتبی عسگری در نهمین روز جشنواره موسیقی فجر در تالار رودکی برگزار شد. این گروه متشکل از نوازندگان باسابقه علاوه بر بازسازی چهارمضراب نوای استاد صبا به اجرای قطعات احسان ذبیحی‌فر، آهنگساز جوان و نیز سرپرست این گروه پرداخت
.
این برنامه در دو بخش برگزار شد. در بخش اول که تمامی قطعات ساخته‌ی احسان ذبیحی‌فر بود، گروه در دستگاه همایون برای شروع مقدمه باکلام می‌تراود مهتاب را اجرا کرد. سپس تصنیف «هیچ مگو» که پیش از این آلبوم آن توسط انتشارات ماهور منتشر شده اجرا شد. این آلبوم که به خوانندگی مجتبی عسگری منتشر شده در هفدهمین جشن خانه‌ی موسیقی عنوان «آلبوم برگزیده» برای خوانندگی و آهنگسازی را کسب کرد. پس از اجرای تصنیف، ساز و آوازی در همین مایه نواخته شد و در ادامه گروه به اجرای چهارمضرابی با نام «سرخوشان» پرداخت. در ادامه برنامه پس از اجرای ساز و آوازی دیگر برای حسن ختام بخش اول برنامه تصنیفی با نام «دلدار» نواخته شد و گروه با تشویق حاضرین صحنه را برای بخش دوم ترک کرد
.
در بخش دوم با اضافه شدن نوازنده‌ی نی، فرهاد زالی، گروه قطعاتی را در دستگاه نوا اجرا کرد. قطعاتی که در این بخش اجرا شدند عبارت  بودند از: مقدمه‌ی تَنَن تَنَن، ساز و آواز، تصنیف «در بند تو»، چهارمضراب نوا از ابوالحسن صبا، ساز و آواز، و تصنیف «بی‌پایان».  

در این اجرا احسان ذبیحی‌فر (کمانچه، آهنگساز و سرپرست گروه)، مجتبی عسگری (خواننده)، حمید قنبری (تمبک)، احسان امامی (عود)، حمید خبازی (تار)، مصطفی مؤمنیان (سنتور)، فرهاد زالی (نی)، چاوش اسکندری‌خواه (رباب)، محمد مهدی بصیرت‌منش (قیچک بم)، عابد خدامی (کمانچه آلتو)، میلاد قریشی (دف) به اجرای قطعات پرداختند
.
 گروه «مهتاب» از سال 1375 تشکیل شده و کنسرت‌های متعددی را در تهران و شهرهای دیگر اجرا کرده است. آلبوم‌های «سایه‌روشن مهتاب» به خوانندگی بیژن کامکار و نجمه تجدد، «هیچ مگو» به خوانندگی مجتبی عسگری، «ابرو کمان» به خوانندگی محمد معتمدی و «آن روزها» به خوانندگی فریدون پوررضا، بهرام باجلان، مجتبی عسگری و وحید تاج آثاری هستند که تا کنون از گروه «مهتاب» منتشر شده است.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

دو رکورددار بلیت فروشی بخش تلفیقی جشنواره روی صحنه رفتند

19 ژانویه 2018
بدون نظر
موسیقی ما – در نهمین شب از جشنواره موسیقی فجر، گروه‌های موسیقی «گره» و «دال» در سالن برج آزادی روی صحنه رفتند.
 
گروه «گره» دومین و آخرین گروه راکی بود که در بخش تلفیقی جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه پرداخت. این گروه پرمخاطب همچنین اولین گروهی بود که تمام بلیت‌هایش در مدت زمان چیزی حدود نیم ساعت به فروش رسید و به این ترتیب توانست از این جهت رکوردار جشنواره امسال باشد.
 
«گره» به خوانندگی هادی کیانی و شهروز گودرزی در سانس اول روی صحنه رفت و به سیاق دیگر برنامه‌هایش، با نورپردازی خاص خودش کاوری از موسیقی‌های مطرح راک در دهه‌های گذشته و همچنین 4 قطعه از ساخته‌های گروه را اجرا کرد.
 
به جز هادی کیانی و شهروز گودرزی که خواننده‌های گروه گره هستند، سهیل زرین کلک و آندره خاچیکیان (گیتار الکتریک)، محمد نیک (گیتار باس)، نوید رهبر (کیبورد) و بهزاد اشعاری (درامز) نیز به عنوان سایر اعضای گروه «گره» روی صحنه حاضر شدند.
 

  • عکس یادگاری به واسطه یک پیکسل!

 
در سانس دوم، گروه موسیقی «دال» به سرپرستی شایان شکرابی روی صحنه رفت و قطعاتی از آلبوم «گذر اردیبهشت» را به همراه یک اثر جدید برای مخاطبان موسیقی اجرا کرد.
 
در این کنسرت که آخرین اجرای آلبوم «گذر اردیبهشت» بود، قطعه «شبیه یک رویا» برای اولین بار توسط امین هدایتی، خواننده گروه اجرا شد. سایر قطعات کنسرت شبیه به رپرتوار اجراهای قبلی بود و عمدتاً از آثار آلبوم «گذر از اردیبهشت» اجرا شد که سال گذشته در اختتامیه جشنواره موسیقی فجر هم از آن تقدیر به عمل آمد.
 
امین هدایتی بعد از اجرای سه قطعه رو به جمعیت گفت: «ما یک پیکسل زرد رنگ در سالن گم کرده‌ایم! ببینید پیدایش می‌کنید؟! شاید زیر صندلی‌هایتان باشد یا به آن تکیه داده باشید. هر کسی پیدا کرد اعلام کند.»
 
با این توضیحات، برای لحظاتی حضار به تکاپوی یافتن آن پیکسل افتادند تا اینکه یک خانم از اواسط سالن پیکسل را پیدا کرد و امین هدایتی گفت برای شما خبری داریم که بعد از خواندن چند دیگر اعلام می‌کنیم.
 
بعد از خواندن سه قطعه دیگر بالاخره نوبت به خبر آن پیکسل رسید و امین هدایتی خطاب به آن طرفدار گفت: «پس از برنامه ما با شما عکس یادگاری می‌گیریم و شماره تماس خودتان را هم به مدیر برنامه گروه بدهید تا یک هدیه برایتان ارسال کنیم.»
 
پس از پایان برنامه، اعضای دال مجدداً به سالن برگشتند و با این طرفدار و خانواده‌اش دیدار و عکسی را به یادگار ثبت کردند!
 
گروه «دال» در حالی روی صحنه رفت که به دلیل تولید آلبوم جدیدش مدت‌ها از صحنه دور بود. آنها در این کنسرت اعلام کردند که آلبوم جدید مجوزهای لازم را گرفته و مراحل پایانی فنی تولید را سپری می‌کند. امین هدایتی همچنین گفت که تلاش اعضای گروه برای انتشار این آلبوم تا پایان سال جاری است. در بخش پایانی برنامه هم قطعه «آوازم را می‌رقصیدی» که همیشه با حضور یک خواننده مهمان اجرا می‌شد، با همخوانی شایان شکرآبی اجرا شد. «شکوفه‌های زیتون»، «هنگ»، «لحظه‌ها» و «هفت شهر» هم قطعات پایانی این برنامه بودند.
 
شایان شکرآبی (نوازنده پیانو)، میلاد سعدی (سازهای کوبه‌ای)، یزدان بهمنی (هنگ درام)، فرشاد رضایی (گیتاربیس)، سالار غفاربجویی (ویلنسل)، آرش آذر (دودوک) و امین هدایتی (خواننده) که قطعاتی با ترانه‌های «غزل مهدوی» را اجرا کردند اعضای گروه دال در این کنسرت بودند.

منبع : موسیقی ایرانیان

علیرضا طلیسچی: سیزده سال از آن روز گذشت…

19 ژانویه 2018
بدون نظر
نهمین شب جشنواره موسیقی فجر
+ گزارش تصویری از حاشیه و متن این کنسرت

موسیقی ما – علیرضا طلیسچی در نهمین شب از جشنواره موسیقی فجر در حالی در سالن همایش‌های ایرانیان روی صحنه رفت که قطعه «دلی» که جزو قطعات پرطرفدارش است را برای شروع برنامه‌اش انتخاب کرده بود.

منبع : موسیقی ایرانیان

شب باشکوه عود | موسیقی ما

19 ژانویه 2018
بدون نظر

اجاره واحدهای اقامتی هتل آپارتمان احتشام کیش

————————-

مبلمان اداری

————————-

هتل های مشهد

————————-

تور بالی

————————-

ظروف کرایه

————————-

تور کیش

————————-

تور استانبول

————————-

رزرو هتل

مبل

————————-

تشریفات مجالس

————————-

متخصص ارتودنسی

————————-

خبر

————————-

ارسال اس ام اس

————————-

تدریس ساز‌های ایرانی، پاپ کلاسیک و موسیقی کودکان

————————-

تور آنتالیا

————————-

تور استانبول

————————-

تورآنتالیا

————————-

امکان مؤثری برای اطلاع‌رسانی یا تبلیغ، با هزینه‌ای کم‌تر

————————-

منبع : موسیقی ایرانیان

محمد معتمدی: باید با نسل جوان ارتباط برقرار کرد

18 ژانویه 2018
بدون نظر
موسیقی ما- «محمد معتمدی» -خواننده‌ی جوان و شناخته شده‌ی موسیقی ایرانی- که همین یکی – دو شبِ پیش با همراهی ارکستر ملی به رهبری «فریدون شهبازیان» روی صحنه رفت و قرار است روز شنبه نیز در «آیین آواز» حضور داشته‌باشد؛ به‌تازگی آلبوم «بی‌محابا» را منتشر کرده است؛ این اثر را «ابراهیم طهرانی پور» آهنگسازی کرده و در آن از موسیقی تنبور بهره برده و در عین حال از همراهی ارکستراسیون غربی نیز استفاده کرده است.

«معتمدی»‌ درباره‌ی این اثر به سایت «موسیقی ما» می‌گوید: «آلبوم بی‌محابا با آهنگسازی آقای «طهرانی‌پور» منتشر شده است که اولین تجربه‌ی آهنگسازی ایشان در حوزه‌ی موسیقی اصیل ایرانی است؛ اما ایشان اولین قدم را بسیارمحکم برداشته است و کار حرفه‌ای را روانه‌ی بازار کرده است. ما این اثر را مدت‌ها پیش ضبط کردیم و وقتی من روزِ گذشته آن را دوباره شنیدم، احساس کردم که فرمِ اثر به گونه‌ای است که می‌تواند به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کند.»‌

«محمد معتمدی» علاقه‌ی بسیاری به سبکِ اصفهان دارد و به همین خاطر سال‌ها به تمرین و الگوبرداری از آواز اساتیدی چون تاج اصفهانی و دکتر حسین عمومی و علی اصغر شاه زیدی و ادیب خوانساری پرداخته است؛ همچنین از حضور سیدحسین طاهرزاده و حمیدرضا نوربخش نیز بهره برده است؛ او اما این اثر را مبتنی بر موسیقی تنبور خوانده است؛ اگرچه به خاطر بهره‌گیری از ارکستراسیون غربی در این اثر نمی‌توان آن را «موسیقی تنبور» دانست؛ خودِ این خواننده‌ی جوان درباره‌ی این اثر می‌گوید: «این اثر مبتنی بر موسیقی تنبور است؛ البته صرفا براساسِ مقام‌های تنبور نیست و ارکستراسیون غربی و سازهایی چون ویولون، ویولا، ویولون سل نیز آن را همراهی کرده است و رنگ جدیدی از کارهای مقامی تنبور را در این می‌شنویم.»

او می‌گوید که سال‌هاست موسیقی تنبور را شنیده و پیش از این تحقیقاتی نیز در این زمینه انجام داده است: «موسیقی تنبور، بخشی از فرهنگِ موسیقایی ماست و من هم این موسیقی و احساسی که در آن جریان دارد و همچنین غنای فرهنگی آن را بسیار دوست دارم؛ تا کنون البته فرضتی فراهم نشده بود تا در این ژانر کار کنم و به همین‌خاطر این اتفاق برایم خوشایند بود؛ هرچند که تاکید می‌کنم با وجودِ آنکه «تنبور» در این اثر نقشِ مهمی دارد؛ اما نمی‌توان آن را بر اساسِ مقامات تنبور دانست.»

محمد معتمدی در این سال‌ها با اساتیدِ بسیاری فعالیت داشته است از «محمدرضا لطفی» گرفته تا «فرهاد فخرالدینی» و همچنین «مجید درخشانی» و بسیاری دیگر؛ اما در عین حال با بسیاری از آهنگ‌سازان جوان نیز همکاری داشته است؛ او وقتی در برابر این پرسش قرار می‌گیرد که آیا این اقدامِ او به خاطر نقش حمایتی از جوانانِ فعال در حوزه‌ی موسیقی است یا خیر؛ می‌گوید: «نمی‌توانم اسمِ این حرکت را «حمایت» بگذارم؛ چون به عنوان یک خواننده معتقدم که باید با نسل جدید و انرژی‌های جدیدی که وجود دارد؛ ارتباط برقرار کرد. در میانِ جوانان، چهره‌های مستعدی پیدا می‌شود که گاه آثارِ درخشانی تولید می‌کنند و همکاری با آنان برای خواننده هم مثمر ثمر است؛ زمانی که یک جوان اثری باکیفیت تولید کرده است که با ایده‌های ذهنی من مطابقت دارد؛ بدون شک آن را اجرا خواهم کرد؛ به‌خصوص اینکه گمان می‌کنم  برقراری ارتباط ما با نسلِ جوان، یک ضرورت است و در غیرِ این صورت، ارتباط ما با نسل‌های جدید از بین خواهد رفت.»

«بی‌محابا»‌ بی‌ جنجالِ رسانه‌‌ای و در میانِ هیاهوی اجراهای جشنواره منتشر شد و دست‌اندرکارانِ اثر نیز ترجیح دادند تا آن را در دانشگاه تهران رونمایی کنند؛ خواننده‌ِ آلبوم کویر در این باره می‌گوید:‌ «این اثر را شرکت «رهگذر هفت اقلیم»‌ منتشر کرد و من چندان در جریانی انتشارِ آن نبودم؛ هرچند خودم اصولا بر این اعتقاد هستم که یک اثر فراتر از جنجال‌های تبلیغاتی، باید جای خود را میانِ مخاطبانش پیدا کند؛ اگر اثری این قابلیت را داشته باشد؛ می‌تواند بین مخاطبان معرفی شود؛ بی جنجالِ رسانه‌ای یا تبلیغاتی.»‌

او همچنین تور کنسرت‌هایی را همراه با گروه خویش برای اسفندماه در نظر گرفته است و درباره‌ی انتشارات «آوای‌ آبی‌رود» که این روزها کمتر از گذشته فعال است، می‌گوید: «از آنجا که خود من مدیریت این انتشارات را برعهده دارم و معمولا درگیر کارهای موسیقایی خودم هستم؛ این انتشارات در این مدت فعالیت چندانی نداشته است؛ هرچند ما هم‌اکنون 6-5 اثرِ زیبا با ارکستراسیونِ خوب آماده‌ی انتشار داریم که به‌زودی منتشر خواهد شد و از دوستانِ دیگر برای پخشِ آن کمک خواهیم گرفت.»

او که در سال 2013  از سوی رادیو دولتی فرانسه که به عنوان موزیسین برگزیده سال انتخاب شده و جایزه فرانس موزیک ۲۰۱۳ را دریافت کرده، آلبوم جدید خود را با قطعاتی چون: ای عشق، کوی خرابات، بی‌کمترین بهانه، وعده دیدار، بی‌کلام‌سواران، میخانه، یار با ماست را با اشعاری از نعمت الله شمسی پور، عصمت بخارایی، زنده‌یاد حسین امینی و مولانا و حافظ منتشر کرده است.

در این اثر ابراهیم و امیرحسین طهرانی پور (تنبور)، عبدالرضا رهنما (تنبور)، میثم مروستی (ویولن و آلتو) و علی جعفری پویان (ویولن)، آتنا اشتیاقی (ویولنسل)، حسین رضایی‌نیا (دف)، امیرفرهنگ اسکندری و آزاد میرزاپور (عود)، زکریا یوسفی (سازهای کوبه ای) و علیرضا دریایی و امیرحسین اسکندریان (کمانچه) نواخته‌اند.

علاقمندان می توانند نسخه فیزیکی و اورجینال آلبوم «بی محابا» را از طریق مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی تهیه و یا نسبت به دانلود قانونی آن، از طریق سایت www.ritmo.ir اقدام کنند. 

منبع : موسیقی ایرانیان

اجرای «داماهی»، لذت‌بخش‌ترین کنسرت این سال‌ها بود

18 ژانویه 2018
بدون نظر

[ مهرداد نصرتی – آهنگساز ]

موسیقی ما – قبل از هر چیز بگویم که دیشب از دیدن اجرای گروه «داماهی» شگفت‌زده شدم. نه تنها اجرای بسیار اصولی و خوبی بود، بلکه احساس می‌کنم ایده‌آل هر موزیسینی که در ایران در این سبک و سیاق از موسیقی فعالیت می‌کند، داشتن چنین تیم و گروهی است که در کنار هم بتوانند تا این حد موفق باشند.
 
«داماهی» چندین وجه متفاوت و خوب نسبت به گروه‌های دیگر دارد که یکی از آنها خواننده این مجموعه است. رضا کولغانی خودش کاملاً خط دهنده ملودی‌ها و فضاهای موسیقی جنوب و محلی است؛ نوعی از موسیقی که سرمایه و سرچشمه آن بیشتر از موسیقی‌های غیرایرانی و مربوط به مناطقی نظیر آفریقا است که وارد بندرعباس شده‌اند؛ به همین دلیل، موسیقی و ملودی این محدوده حالت بین‌المللی پیدا کرده  و آن را می‌توان برای بسیاری از مردم نقاط مختلف دنیا اجرا کرد و شاهد این بود که آنها هم با این نوع موسیقی ارتباط برقرار می‌کنند. به همین دلیل، موتیف‌های کوتاه، لحظه‌ای و جذاب و در کل آنچه که از گروه می‌شنویم، همراه خود استانداردهای بین‌المللی هم دارد.
 
رضا کولغانی برای القای کردن این مفاهیم در موسیقی، این آمادگی را دارد که شنونده را در سالن میخکوب کند و با نوع پرفورمنسش در اجرا، تمام تمرکز سالن را به سمت خود بکشد. او روی صحنه به شکلی است که در تمامی لحظات آدم احساس می‌کند موسیقی در رگ‌های او جریان دارد و اصلاً خودش بخشی از موسیقی و یک‌جور نوا در این مجموعه است که به نظرم این یک خاصیت بسیار خاص و ویژه است. شاید حتی خواننده‌های بهتر و معروف‌تر به لحاظ توانایی خواندن هم بتوانند آنها را اجرا کنند اما به نظرم هیچ خواننده‌ای نمی‌تواند زیبایی کار او را القا کند.
 
موضوع دیگر تنظیم‌های این مجموعه است که متوجه شدم به شکل گروهی انجام می‌شود. به نظرم بزرگترین حسن این مجموعه گروهی کار کردن است؛ یعنی از تفکر چندین موزیسین قابل، توانا و با تجربه شکل گرفته که توانسته‌اند بهترین‌ها را در یک مجموعه جمع کنند. هر یک از قطعات ساختار کاملاً متفاوتی نسبت به دیگری دارد که این نشان از توان بالای گروه برای ساخت و تنظیم و اجرای این آثار داشت. البته نیازی به توضیح نیست که چقدر این نوارنده‌ها معروف و توانا هستند چون همه کسانی که با موسیقی درگیر باشند، کاملاً با این موزیسین‌های حرفه‌ای آشنایی دارند.
 
در تمامی سال‌هایی که شاهد اجراهای مختلفی بوده‌ام، تا دیشب نظیر گروه «داماهی» را ندیده بودم و «داماهی» برای من ایده‌آل‌ترین گروهی بود که اصول درست و توانای یک مجموعه موسیقایی را داشت. من خیلی اوقات کارهای گروه «دارکوب» را هم دنبال کرده و از شنیدن آن لذت برده‌ام اما احساس می‌کنم خود همایون نصیری هم تجربه‌هایی که از گذشته در «دارکوب» داشته را خیلی راحت کنار گذاشته و توانسته‌اند خیلی خوب در این گروه با هم نتیجه بگیرند.
 
آنها سازبندی کاملاً درست و منطقی و خاصی دارند که می‌تواند هر بیننده‌ای را جذب کند. نکته مهم این‌که هارمونی‌های غیرایرانی را خیلی خوب با موسیقی ایرانی تلفیقی کرده بودند و به این ترتیب با شنیدن آنها، هم موسیقی ایرانی را می‌شنیدیم و درک می‌کردیم و هم موسیقی بین‌المللی که در ذات ارکستر «داماهی» بود. هیچ ساز و سولوی اضافه‌ای در این گروه وجود ندارد و همه چیز در راستای موفقیت کلی گروه است.
 
انتخاب قطعات هم خیلی درست و منظم بود و حتی خواننده مهمانی (مجید سالاری) که دعوت کرده بودند هم با صدای خاصش جذابیت کار را چند برابر می‌کرد. در آخر هم این‌که جزء معدود دفعاتی بود که در یک کنسرت صدای گیتار آکوستیک را کاملاً آکوستیک، صدای گیتار اسپانیش را اسپانیش و صدای درامز و سازهای کوبه‌ای را با همان جنس و کیفیتی که باید، شنیدم. در کل «داماهی» لذت‌بخش‌ترین گروهی بود که من در کنسرت‌های این چند سال با آن مواجه شدم.

منبع : موسیقی ایرانیان

پرسش‌های بی‌شمار | موسیقی ما

18 ژانویه 2018
بدون نظر

نگاهی اجمالی به نامزدهای دریافت جایزه باربد در سی و سومین جشنواره موسیقی فجر

موسیقی ما – «نامزدهای جایزه … معرفی شدند. شما به جای این نقطه‌ها هر چه دوست دارید، بگذارید. فرقی نمی‌کند. همین جمله سرآغاز حاشیه‌های بسیار است. جشنواره موسیقی باشد یا فیلم یا یک جشنواره و جشن خصوصی. همیشه هستند کسانی که نام‌شان در میان کاندیداها نیست یا هست و جایزه نمی‌برند و شکایت دارند. به این مسأله این نکته را هم اضافه کنید که هر جایزه‌ای را داورانی می‌دهند که سلیقه خودشان را دارند و بایدها و نبایدهایشان را و طبیعی است که سلیقه آنان حکم‌رانی می‌کند و از آن گریزی نیست. دیروز هم کاندیداهای دریافت جایزه «باربد» معرفی شدند. جایزه‌ای که در سال 94 برای اولین بار به جامعه موسیقی معرفی شد و این امیدواری وجود دارد که اندک‌اندک -پس از سال‌ها- به اعتباری دست پیدا کند که سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر. اما نامزدهای این جایزه در سال جاری چه کسانی هستند؟‌
 
در دسته‌بندی سال جاری بخش‌های پاپ، کلاسیک، تلفیقی باکلام، تلفیقی بی‌کلام، ایرانی دستگاهی بی‌کلام، ایرانی دستگاهی باکلام، ایرانی معاصر بی‌کلام، ایرانی معاصر باکلام و بهترین ناشر قرار گرفته‌اند.
 
در بخش موسیقی دستگاهی باکلام، «مجید مولانیا» برای آلبوم «در عشق زنده باید» نامزد دریافت این جایزه است. این اثر اسفندماه سال گذشته در حالی منتشر شد که از یکی از سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان به نام «تندر» در آن استفاده شده و در مایه نوا آهنگسازی شده است. «امیرعباس ستایشگر» نیز برای آلبوم «در جان سرگردان من»‌ نامزد این بخش است. او در جشنواره سال جاری یکی از مشاوران برگزاری جشنواره و مسئول بخش پژوهش آن است و به عنوان نوازنده نیز در جشنواره اجرا داشت و همین انتخاب، حاشیه‌های زیادی را به وجود آورده است. «جمشید صفرزاده»‌ نیز با آلبوم «دوران عشق» دیگر نامزد این بخش است. این اثر را «سالار عقیلی» خوانده است. «محمد عشقی»‌ اما گمنام‌ترین و جوان‌ترین نامی است که در این لیست قرار دارد. او اثر «سرو بالا» را با صدای «حسین علیشاپور» در مایه بیات‌ترک و افشاری ساخته است.
 
به نظر می‌رسد که در این بخش توجه هیأت‌داوران به آثار جوانان بوده است. تمامی نامزدان این بخش جزء آهنگسازان جوان به حساب می‌آیند و با وجود آنکه آهنگسازان پیشکسوت آثار خود را در این فاصله زمانی منتشر کرده‌اند، در این لیست جایی ندارند. غایبان بزرگی در این فهرست به چشم می‌خورند: پرویز مشکاتیان (طریق عشق)، حسین علیزاده (غم‌نومه فریدون)، محمد جلیل عندلیبی (میهن)، مجید درخشانی (حالا چرا؟) و بسیاری دیگر از بزرگان موسیقی که جای خالی آنان در اجراهای جشنواره موسیقی فجر نیز سال‌ها است که دیده می‌شود.
 
اما در بخش «خوانندگی» تنها اثر مشترک با آهنگسازی، آلبوم «در عشق زنده باید» است. در این بخش هم جز «سالار عقیلی» ‌که برای آلبوم «میهن» نامزد شده، دیگر خوانندگان جوان هستند: «وحید تاج» (در عشق زنده باید)، «پارسا حسن‌دخت» (هجران) و «مجتبی عسگری» (با فراقت چند سازم). در بخشی موسیقی معاصر هم نام «تاج» با آلبوم «عطار» آمده و جز او، علیرضا قربانی (با آلبوم «فروغ») و پوریا اخواص (برای اثر «این هم حکایتی است») انتخاب شده‌اند. آلبوم موسیقی «مست هشیار» به آهنگسازی «داریوش پیرنیاکان» با همکاری نوازندگان گروه موسیقی «شهنازی» نیز در این لیست قرار ندارد که می‌توان آن را به انتخاب دبیر جشنواره (حمیدرضا نوربخش) دانست که خود خواننده این اثر بوده است.
 
«موسیقی معاصر» از آن واژه‌های بحث‌برانگیز موسیقی در این سال‌ها بوده است. البته که دسته‌بندی سبک‌های موسیقی کاری بسیار غیرقطعی و سلیقه‌ای است که تصمیم‌گیری در این زمینه را برای تمام جشنواره‌هایی از این دستدشوار می‌کند. اما غایب بزرگ خوانندگی در این دو بخش «همایون شجریان» است. خواننده‌ای که سال گذشته «رگ خواب» را با آهنگسازی «سهراب پورناظری» منتشر کرد و توانست توجهات بسیاری را به خود جلب کند. او هم در جشن سالیانه خانه موسیقی و هم در چهارمین جشن سالانه موسیقی ما جوایز بسیاری را به دست آورد و در این اثر، توانایی‌هایی از خویش به نمایش گذاشته که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت. ممکن است کارشناسان و داوران جشنواره، موسیقی‌ای که همایون در «رگ خواب» خوانده را نپسندند، اما بی‌شک نمی‌توان ظرفیت‌های آوازی که او در این اثر بروز داده را نادیده گرفت. محمد معتمدی نیز دیگر غایب لیست نامزدهای دریافت جایزه باربد است. او شهریور امسال «بگو کجایی» را بر اساس ساخته‌های «مجید وفادار» منتشر کرد. البته به نظر می‌رسد اعلام رسمی این خواننده مبنی بر عدم تمایل به شرکت در این رقابت‌ها در چنین تصمیمی مؤثر بوده است.
 
در بخش موسیقی دستگاهی بی‌کلام «دوار» از تریوی شمیرانی نامزد آهنگسازی شده است. «قاسم رحیم‌زاده» (آواز رود) و «آریا محافظ» (سروا) هم دیگر جوانانی هستند که نام‌شان در این بخش آمده است. این بخش هم غایبانی چون حمید متبسم (سپیدار)، میلاد کیایی (راز آشکارا)،‌ فضل‌الله توکل (سه‌گاه زند) دارد و البته بسیاری از بزرگان چون کسایی، شهناز، معروفی و خرم که سال‌‌ها است از دنیا رفته‌اند.
 
شگفتی غریب این دوره جشنواره اما در بخش موسیقی کلاسیک رقم خورده است. جایی که «پریسا پیرزاده» برای آلبوم «وکالیز» نامزد دریافت جایزه آهنگسازی موسیقی کلاسیک شده، در حالی که او در این آلبوم، تنها به اجرای آثار بزرگان موسیقی کلاسیک (از جمله ویوالدی، راخمانینوف و شوبرت) پرداخته و آهنگسازی هیچ‌یک از قطعات را بر عهده نداشته است! دیگر نامزدهای این بخش، علیرضا مشایخی، سهیل شیرنگی و کارن کیهانی هستند.
 
بخش تلفیقی از دیگر چالش‌های این فهرست به شمار می‌رود. در حالی که در نگاه عمومی، گروه‌های تلفیقی همان‌هایی هستند که معمولاً در طول سال و در همین جشنواره موسیقی کنسرت می‌دهند، آهنگسازانی چون حسام اینانلو، سامان صمیمی، گلنوش صالحی و گروه کوچ انتخاب شده‌اند که بیشتر در ژانرهای دیگر شناخته می‌شوند و از فعالین پرکار این بخش، نامی در میان نیست.
 
در بخش موسیقی معاصر بی‌کلام نیز علی قمصری (دُرُصط)، رابعه زند (قانون بی‌قانون) و میلاد درخشانی (نقطه پرگار) حضور دارند. علی قمصری در واکنش به این اتفاق در کانال شخصی خود نوشت: «ستاد جشنواره‌ى موسيقى فجر هر سال ظاهراً با الهام از جشن سايت موسيقى ما، طبق بررسى كلى آثار سال، جوايزى به هنرمندان مى‌دهد. گويا هيئت داوران جشنواره فجر، در بخش مربوط به آلبوم‌هاى برگزيده‌ى سال، نام مرا بين منتخبين قرار داده‌اند. همين‌جا عدم تمايلم را به هرگونه ارتباطى (حتى همين انتخاب غيابى) با اين جشنواره در نبود اساس‌نامه اعلام مى‌كنم. هر جايزه‌اى از اين جشنواره تا زمانى كه تكليف آئين‌نامه و جزئيات هزينه‌هاى دو سال قبل منتشر نشود، براى من بى‌اعتبار است.»
 
در آهنگسازی موسیقی معاصر باکلام، اسامی سامان صمیمی (فروغ)، کاوه صالحی (این هم حکایتی‌ست)، پیمان سلطانی (سعدی‌خوانی) به چشم می‌خورد و نامزدهای خوانندگی این بخش نیز علیرضا قربانی (فروغ)، پوریا اخواص (این هم حکایتی‌ست) و وحید تاج (عطار) هستند.
 
در بخش موسیقی پاپ نیز حضور «کاوه یغمایی» به عنوان نامزد آهنگسازی پاپ یکی دیگر از سوالاتی است که مطرح می‌شود که البته دلیل آن می‌تواند عدم وجود دسته‌ای نزدیک به راک یا پاپ/راک باشد که موجب شده کاوه یغمایی در این دسته‌بندی قرار گیرد. سیروان، مهدی یراحی و بهزاد الماسی دیگر نامزدهای دریافت این جایزه هستند. نکته جالب‌تر این‌که «رضا آریایی» که در بازار موسیقی پاپ، کمتری نامی از او شنیده شده، در دو سال اخیر در فهرست نامزدهای جشنواره موسیقی فجر حضور داشته است؛ سال گذشته با آلبوم «خط پا» و امسال «باغ جنون»! در این قسمت نام آهنگسازانی چون علیرضا افکاری، محسن چاوشی، بهروز صفاریان، بابک زرین و… به چشم نمی‌خورد. در رشته خوانندگی موسیقی پاپ هم نام رضا صادقی، مهدی یراحی، علی زندوکیلی و خواننده گمنام دیگری به نام بهزاد الماسی دیده می‌شود.
 
در نهایت به نظر می‌رسد فارغ از تمام جهت‌گیری‌های سلیقه‌ای که در بر تمام انتخاب‌های این‌چنینی -نه فقط در ایران که هر جای جهان- حاکم و در جای خود قابل احترام است، لزوم نگاهی کارشناسی و کلاسه‌بندی‌شده به سبک‌های آثار منتشرشده در بازار موسیقی حس می‌شود؛ چه برای این جشنواره چه برای برنامه‌های مشابه.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

اعتراض همسر فرهاد مهراد به یک کتاب و پاسخ نویسنده‌اش

18 ژانویه 2018
بدون نظر

در پی انتشار کتاب «فرهاد و دوستان» رخ داد

اعتراض همسر فرهاد مهراد به یک کتاب و پاسخ نویسنده‌اش

موسیقی ما – چندی پیش کتاب «فرهاد و دوستان» نوشته «حامد احمدی» از سوی انتشارات نگاه منتشر شد. این کتاب به کارنامه هنری فرهاد مهراد می‌پردازد و حاصل روایت برخی از دوستان و همکاران این هنرمند فقید است. اما طی روزهای گذشته همسر فرهاد مهراد، متنی را در صفحات مجازی منتشر کرده و به این موضوع اشاره داشته که کتاب «فرهاد و دوستان» حاوی روایت‌های دروغین است و از دنبال‌کنندگان صفحات مجازی هم خواسته که این کتاب را نخرند. پس از انتشار این متن در فضای مجازی، مؤلف کتاب به متن منتشرشده توسط همسر فرهاد در صفحه شخصی خود پاسخ داد.
 
پوران گلفام (همسر فرهاد مهراد) در این بیانیه نوشته بود:
«برای اطلاع دوست‌داران فرهاد
سلام، اخیراً کتابی در باره فرهاد منتشر شده که بخش‌هایی از آن تکرار چیزهایی است که بارها دیده و شنیده شده، قسمتی دیگر به اظهار نظر در مورد فرهاد و من می‌پردازد که نظر شخصی راویان است و البته محترم؛ اما آنچه به عنوان «واقعیت» از قول راوی یا راویان بیان می‌شود، کاملاً دروغ و مهمل است. مثلاً شرح احوالات فرهاد بعد از انقلاب از زبان کارگردانی به نام عبداله غیابی یا وصیت فرهاد و… و من طبیعتاً از طریق وزارت ارشاد پیگیری خواهم کرد و پیشنهاد من به شما: کتاب را نخرید.»
 
حامد احمدی در پاسخ به نوشته همسر فرهاد مهراد نیز متنی را منتشر کرد که در ادامه می‌خوانید:
«ایشان در کتابی ۱۳۶ صفحه‌ای که به دیدشان کاملاً مهمل و دروغ است، فقط به دو مورد اشاره می‌کنند. اول قضیه‌ی وصیت‌نامه‌ی فرهاد و دوم روایتی از آقای عبدالله غیابی درباره‌ی روزگار فرهاد پس از انقلاب. این دو مورد به اندازه‌ی یک‌پنجمِ یک صفحه از کتاب هم نمی‌شوند.
 
مورد اول. وصیت‌نامه‌ی فرهاد. به کتاب مراجعه می‌کنیم: «تالار وحدت یا رودکی انتظار تابوت دیگری را می‌کشد که خبر می‌آید فرهاد وصیت کرده که جنازه‌اش سوزانده بشود. خاکستر بشود.» و «گویا سفارت جمهوری اسلامی از خانواده‌ی فرهاد خواسته که فکر سوزاندن پیکر بی‌جان را از سر بیرون کنند و مراسم را به شکل سنت مرسوم به‌جا بیاورند.» واضح است که جمله‌ با تکیه و تأکید بر «خبر می‌آید»، هیچ قطعیتی که فرهاد چنین وصیتی داشته یا نداشته را برای مخاطب ایجاد نمی‌کند و جمله‌ی دوم هم با «گویا» آغاز می‌شود و به روال جمله‌ی قبل نوشته شده.
 
مورد دوم. روایتِ عبدالله غیابی. «روایتی از عبدالله غیابی (کارگردان سینما) که در سال‌های پس از انقلاب فرهاد را می‌دیده و بعدها در پاریس، تصویری از شمایل جدید فرهاد را برای شهیار قنبری این‌طور تعریف می‌کند: «عبدالله غیابی به من گفت فرهاد را دیدم! شده بابای خودش! گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی شده عین باباش. پیر شده. سرش‌ را از ته تراشیده. و روز و شب مشغول نماز خواندن و دعا کردن است.»
 
در این روایت دو موضوع مطرح می‌شود. فرهاد موهایش را زده بود که به شهادت عکس‌های فرهاد پس از انقلاب، درست است و واقعیت دارد. فرهاد مشغول عبادت و نماز خواندن بوده که باز به شهادت تمامی دوستان فرهاد، او فردی معتقد و مسلمان بود و پی‌گیر و پی‌جوی مناسک مذهب مورد علاقه‌اش.
 
همسر فرهاد ابتدای متن کوتاهش می‌گوید چیزهایی در کتاب است که پیش از این بارها گفته و خوانده شده. در فصل اول کتاب، دو روایت درباره‌ی دو کنسرت فرهاد در آذر ۱۳۷۷ و فروردین ۱۳۷۸ آمده که خود نگارنده شاهد عینی‌ و طبیعتاً راوی‌شان هستم که بعید است روایتی به این شکل پیش از این منتشر شده باشد.
 
چون حتی همسر فرهاد گویا چنان از این کنسرت‌ها بی‌اطلاع است که در مستندی مدعی می‌شود فرهاد کنسرت‌اش در فروردین ۱۳۷۸ لغو و هرگز برگزار نمی‌شود! اما در همین کتاب که به قول ایشان کاملاً دروغ و مهمل است و مملو از حرف‌های گفته و خوانده شده، تصویر بلیت این کنسرت و محل برگزاری‌اش منتشر شده!
 
بی‌تردید برای هر کسی واضح است که این موارد نمی‌تواند کسی را چنان ناراحت و پریشان کند که به کمک گروهی، علیه یک کتاب بیرق «نخرید و نخوانید» بلند کند. پس ناراحتی همسر فرهاد از چیست؟
 
در پانزده سالی که از مرگِ فرهاد می‌گذرد، چند مستند درباره‌ی او ساخته شده و بی‌شمار مقاله و مجله منتشر. این آثار با تمام قوت و ضعف‌هایشان، تقریباً تهی از حضور دوستان و همکاران فرهاد بوده‌اند. در مستندی ضعیف که شبکه‌ی بی‌بی‌سی فارسی تهیه کرده، نه اسفندیار منفردزاده حضور دارد، نه شهیار قنبری. در مجلات و مقالات هم با چنان وضعیتی مواجه هستیم که حتی اطلاعات عمومی و معمولی هم درباره‌ی آثار اجرا شده به وسیله‌ی فرهاد غلط و نادرست هستند. از مقاله‌ی کارگردان مشهور تئاتر که ترانه‌ی «جمعه» را به اسم احمد شاملو زده، [مقاله در سایت رسمی فرهاد زیر نظر همسر فرهاد بازنشر داده شده!] تا مقاله‌ی یک منتقد مشهور سینما که فرهاد را مجری ترانه‌هایی از جنس «ای دختر بلا» معرفی کرده. در تمام این اتفاقات، همسر فرهاد ناراحت نشده و اعتراضی نکرده. به دو دلیل احتمالی: یا خودش شریک چنین محصولاتی بوده و نقش اول را در روایت کردن فرهاد بازی کرده یا این روایت‌ها گزندی به او نرسانده‌اند.
 
کتاب «فرهاد و دوستان» اما کوشش کرده راه دیگری را پیش بگیرد. به سراغ دوستان و همکاران فرهاد رفته و فقط و فقط کارنامه‌ی هنری او را بررسی کرده و به‌طور طبیعی از حضور و وجود همسر فرهاد تهی است. به یک دلیل ساده: ایشان همکاری هنری‌ای با فرهاد نداشته‌اند. جرمِ -گویا وحشتناک‌ترِ- این کتاب از دیدِ همسر فرهاد احتمالاً روایت هم‌کاران فرهاد درباره‌ی خود ایشان است. جایی که آقای منفردزاده از نظارت ایشان بر کارهای هنری فرهاد و باید و نبایدهایشان سخن می‌گوید و جایی دیگر که آقای قنبری اولین دیدارش با همسر فرهاد را روایت می‌کند و می‌گوید که شخصیت همسر فرهاد، هم‌سنگ و هم‌تراز این آوازخوان نبوده.
 
این نظرات، حرف‌های افراد معتبری‌ است و وظیفه‌ی هر راوی صادقی این است که بدون سانسور، مصلحت‌اندیشی و پرده‌پوشی آن‌ها را منتشر و با مخاطب در میان بگذارد. اما به نظر می‌رسد در همین نقطه است که همسر فرهاد ناراحت می‌شود و بر خود واجب می‌داند ضد کتابی که به سراغ کارنامه‌ی هنری فرهاد رفته، بیانیه صادر کند. در حالی که اگر ناراحتی ایشان اصالتی داشت و پشت‌اش غم‌خواری برای فرهاد بود، می‌توانست در پیامی خصوصی به مؤلف، مواردی که احتمالاً به اشتباه نوشته شده را تذکر بدهد تا درِ گفت‌وگو باز شود و اگر حق با ایشان بود، این موارد اصلاح شوند تا چاپ‌های بعدی کتاب، روایتی کامل‌تر از فرهاد باشد.
 
در همین روزها دوستی به نام آقای حمید محمدیان برای من پیام فرستاد که بخش تصویری کار احتیاج به تغییر و اصلاح دارد و در چاپ‌های بعدی درستش کنید. این تفاوتِ واکنشِ کسی‌ است که با فرهاد و هنرش رفاقت دارد، با کسانی که به شکلی دیگر دلواپسی می‌کنند و می‌خواهند با جوسازی، یک آوازخوانِ عمومی را در حصر خود نگه دارند.
 
فرهاد آوازخوان بود. ساز می‌زد. شعر می‌خواند. در این زند‌گی، طبیعتاً با هنرمندان ارتباط داشت. بخشی از این هنرمندان، همکاران فرهاد بودند. همکارانی که در کنار هم، ترانه‌هایی درخشان تولید کرده‌اند. ترانه‌هایی که بر تارکِ تالار افتخارات ترانه‌ی نوین ایران‌زمین می‌درخشند. همسر فرهاد اما اهلِ این همه نیست و به شکل طبیعی در کارنامه‌ی هنری فرهاد نقش و حضوری ندارد. به همین خاطر، متوجه مدعی بودن ایشان برابر کتابی که زند‌گی هنری فرهاد را روایت کرده، نمی‌شوم. شاید ایشان در کنارِ حقوق مادی، خودشان را شریک حقوق معنوی آثار هنری‌ای که فرهاد اجرا کرده، می‌دانند. نمی‌دانم. قضاوت هم نمی‌کنم. اما این را می‌دانم با چنین بیانیه‌هایی و حمایت از صفحاتی که کارشان پنجه کشیدن بر چهره‌ی هنرمندان بزرگ است، کسی نه به ارزشِ یک نت اسفندیارِ آهنگساز می‌رسد، نه به اعتبار یک واژه‌ی شهیارِ شاعر.
 
فرهاد مثل هر آرتیستی زند‌گی دیگری هم داشته. غذا می‌خورده. لباس اتو می‌کرده. به حمام می‌رفته. می‌خوابیده. این همان زندگی‌ای است که خانم همسر فرهاد شریک‌اش بوده و می‌تواند راوی‌اش باشد. کتاب «فرهاد و دوستان» هم نه درباره‌ی غذا خوردن است، نه حمام رفتن. نه حتی آن‌طور که ناجوان‌مردان در زندگی خصوصی فرهاد سرک می‌کشند -و همسرش هم سکوت می‌کند- درباره‌ی وابستگی او به مواد مخدر.
 
همسر فرهاد خود به تنهایی یا با هم‌کاری دیگرانی که با ایشان هم‌نظر هستند می‌تواند این بخش از زندگی فرهاد را روایت و به صورت کتاب و فیلم منتشر کند؛ که چه خوب و حتماً مخاطبانی در اندازه‌ی خود هم خواهد داشت. اما این کتاب، یک‌سره درباره‌ی هنر است. درباره‌ی ترانه و ساز. «فرهاد و دوستان» کتابی ا‌ست برای کسانی که عاشقانه و بی‌منت ترانه و موسیقی را دوست دارند. کتابی که فقط یک ماه از عمرش می‌گذرد و هنوز رسانه‌ها آن‌چنان که باید درباره‌اش ننوشته‌اند و شاید اگر لطف همسر فرهاد و «نخریدِ» غرّایش نبود، این سکوت طولانی‌تر می‌شد؛ اما خوشا که «نخرید» ایشان دری را باز کرد تا درباره‌ی کتاب و ارزش‌هایش -که همه از روایت‌های صادقانه و دست‌اول عزیزانی چون شهیار قنبری و علی جان‌پور و دیگران می‌آید- حرف بزنیم.
 
برای همین می‌توان با خیالِ راحت به گفته‌ نیما یوشیج دل‌سپرد که می‌گوید: «آن‌که غربال در دست دارد، از پسِ کاروان می‌آید.» می‌توان نشست و همه‌چیز را به گذرِ زمان سپرد تا مشخص شود کدام روایت‌ها از دل آمده‌اند و رفیق حقیقت هستند و کدام حرف‌ها برآمده از بددلی و رشک و حسد.»
 
«موسیقی ما» در صورت تمایل همسر زنده‌یاد فرهاد، در این مورد با ایشان نیز صحبت خواهد کرد و آمادگی انتشار پاسخ احتمالی خانم گلفام را دارد.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان