سرودهای انقلاب به بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است

10 فوریه 2018
بدون نظر

نغمه‌های جاودان فجر – 8

سرودهای انقلاب به بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است

موسیقی ما تصویر لحظه ورود امام خمینی (ره) به وطن و پایین آمدن ایشان از پلکان هواپیما در روز 12 بهمن 1357 برای ایرانیان با یک سرود خاص گره خورده است. سرود «بوی گل سوسن و یاسمن آید» که آن زمان توسط جوانان انقلابی روی دیوارهای شهر نگاشته می‌شد و هنوز هم پس از سال‌ها جایگاه ویژه‌ای در طرح‌های گرافیکی مرتبط با دهه فجر و ایام 22 بهمن دارد. این سرود با شعر و موسیقی مرحوم «محمدعلی ابرآویز» ساخته شده بود و مردم از مدت‌ها قبل از ورود امام خمینی (ره) به ایران آن را زمزمه می‌کردند. خصوصاً از روز 26 دی که شاه خائن از ایران فرار کرد مصرع «دیو چو بیرون رود فرشته در آید» بیش از پیش ذکر شعارهای مردم انقلابی شد.
 
سرود بوی گل سوسن و یاسمن آید هم مانند تمام سرودهای انقلابی آن دوره داستان‌های جالبی در پس تولیدش دارد که محمدعلی ابرآویز قبلاً در گفتگویی به شرح آن پرداخته بود:«بنده كه در آن سال‌ها اكثر سرودهای انقلابی را ساخته و یا تهیه‌كنندگی آن را بر عهده داشتم، ‌قطعه «بوی گل و سوسن و یاسمن آید» یا همان «دیو چو بیرون رود» را قبل از آمدن امام به تهران ساختم. در واقع زمانی كه ایشان در عراق بودند و حتی زودتر از این كه سر و صداها با نوشتن اخبار در مطبوعات بلند شود، به ما خبر رسید كه امام علاقه‌مند هستند كه به وطن برگردند، شما كاری می‌توانید بكنید كه این تبعید بشكند و دولت مجبور به حضور ایشان در ایران شود؟ ما استودیو را برای ضبط این كار دزدیدیم و مخفیانه كار كردیم، به طوری كه شب ها ساعت 30 : 19كه حكومت نظامی شروع می‌شد، ما به این استودیو می‌رفتیم و 30 : 7صبح بیرون می‌آمدیم. در این مدت همه نوازنده‌ها و خواننده‌ها، پابرهنه وارد استودیو می‌شدند تا جای پای كسی روی زمین نباشد. همچنین هر چند دقیقه یكبار، پنجره ها را باز می‌كردیم تا هوا جابه جا شود. از آنجایی كه آن استودیو در محله ارمنی‌نشین‌ها بود، این دوستان با ما همكاری زیادی می‌كردند، به طوری كه آنها پشت پنجره‌ها كشیك می‌دادند و وقتی ماشین گشت می‌آمد، با طناب زنگوله دار كه روبروی استودیو آویزان كرده بودند، به ما خبر می‌دادند. ما نیز سكوت می‌كردیم تا ماشین رد شود.»
 
اما فریدون خشنود که سازنده قطعه ماندگار «الله الله» در روزهای انقلاب اسلامی با صدای رضا رویگری است درباره سرود بوی گل سوسن و یاسمن آید به خبرنگار «موسیقی ما» گفت:«در آن زمان هیچکس در جایگاه خودش قرار نداشت و خیلی‌ها در حال مبارزه و در خیابان بودند. اولین فکر و حرکت برای ساخت سرود انقلابی برای من بود و با این سرود جمهوری اسلامی ایران به مردم اعلام شد. این سرود برای مردم بود و با ایده‌ای که از خودشان گرفتم ساختم. اما باید بگویم که من تمام سرودهای اول انقلاب را دوست دارم و همه آنها زیبا است. نمی‌توانم نظری درباره تک تک آنها عنوان کنم چون هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. نظر من مهم نیست چون مهم این است که برای مردم خاطره شده است. هر کسی بگوید که یک سرود انقلابی از دیگری بهتر است درست نیست و امکان اعمال نظر شخصی روی این آثار وجود ندارد. سرودهای انقلاب به بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است و نمی‌توانیم نقدی به آنها وارد کنیم. اگر بخواهیم وارد عمق این سرودها شویم باید از 80 میلیون ایرانی دلیل موفقیت سرودها را بپرسیم.»
 
بعداً اسم آقای ابرآویز را شنیدم و با ایشان آشنایی نداشتم. ساخت سرودهای انقلابی در آن زمان مثل الان نبود که مثلاً به استودیو پاپ برویم و با حضور هنرمندان دیگر کاری را تولید کنم. هنرمندان انقلاب دور از هم و در سکوت کارهایشان را تولید می‌کردند و بعداً متوجه می‌شدیم که یک سرود تولید و پخش شده است. باز هم می‌گویم که مهم تأیید مردم است و این سرود و سایر آثار را دوست دارند. من هم خدا را شاکر هستم که قطعه الله الله مورد تأیید مردم قرار گرفته است.»
 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ایرانیان

رقابت یک آهنگساز خارجی و موزیسین‌های ایرانی برای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

10 فوریه 2018
بدون نظر

استاد حسین حسین علیزاده، محمدرضا علیقلی و فردین خلعتبری در جمع نامزدها قرار نگرفتند

رقابت یک آهنگساز خارجی و موزیسین‌های ایرانی برای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

موسیقی ما نامزدهای کسب سیمرغ‌های بلورین بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر اعلام شدند. کارن همایونفر (به وقت شام)، اِلِنی کالیندرو (بمب)، حامد ثابت (تنگه ابوقریب)، بهزاد عبدی (دارکوب)، سهراب پورناظری (شعله‌ور)، کارن همایونفر (عرق سرد) نامزدهای کسب سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن هستند که نام آنها توسط «کمال تبریزی»، عضو هیئت داوران سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، اعلام شد. در حالی لحظاتی قبل این اسامی طی یک نشست خبری با حضور اصحاب رسانه اعلام شد که بزرگترین اتفاق سینمایی امسال امشب به پایان می‌رسد و ساعت 19 روز 22 بهمن برگزیدگان در مراسم اختتامیه معرفی می‌شوند.
 
استاد حسین علیزاده، محمدرضا علیقلی، فردین خلعتبری، امیر توسلی، آرمان موسی‌پور، حبیب خزائی‌فر و ستار اورکی موزیسین‌های سرشناسی هستند که در میان گمانه‌زنی‌های پیش از پایان جشنواره شانس زیادی برای کسب سیمرغ بلورین آهنگسازی داشتند اما نام آنها از سوی هیئت داوران اعلام نشد. بامداد افشار هم یکی از چهره‌های جوان در بخش آهنگسازی جشنواره فیلم فجر بود که ساخته‌هایش در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده به کارگردانی هومن سیدی مورد توجه قرار گرفت اما به جمع نامزدها راه پیدا نکرد.  همچنین اعلام نام اِلِنی کالیندرو در میان نامزدهای کسب سیمرغ بلورین آهنگسازی احتمالاً واکنش برخی اهالی موسیقی را به دنبال خواهد داشت. «استیون واربک» آخرین آهنگساز خارجی بود که در سال 1392 سیمرغ بلورین این بخش را تصاحب کرد و موفقیت او با واکنش تند برخی موزیسین‌ها همراه شد.
 
  
حال باید دید امسال کدام آهنگساز سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را به خانه می‌برد. مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر از ساعت 19 روز 22 بهمن آغاز می‌شود.
 

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

یار قدیمی در کنسرت «احسان خواجه‌امیری»

10 فوریه 2018
بدون نظر

اجرای این خواننده با رهبر ارکستر جدید و قطعات خاطره‌انگیز در تهران برگزار شد

موسیقی ما احسان خواجه‌امیری پس از مدت‌ها در پایتخت روی صحنه رفت. این خواننده طی روزهای 18 و 19 بهمن در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی پذیرای دوستدارانش بود. او در این برنامه منتخبی از قطعات قدیمی و جدید خود را روی صحنه برد و اجرایش یک نکته حائز اهمیت داشت. آن هم اینکه احسان خواجه‌امیری رسماً در این کنسرت رهبر ارکستر جدیدش را معرفی کرد. ارکستری که از این به بعد با رهبری «فرشید ادهمی» روی صحنه می‌رود و چند عضو آن هم نسبت به گذشته تغییر کرده است. خواجه‌امیری در این برنامه سری به آلبوم‌های قدیمی خود زده بود و اجرایش را با قطعه «نمی‌دونی» آغاز کرد. البته این خاطره‌بازی او با کارهای قدیمی به همراه تنظیم جدید و سازبندی متفاوتی از آثارش بود. احساس آرامش، تاوان، این حقم نیست، تموم قلب من، آرزو کن، یه روزی میاد، عاشق که بشی و دارم میام پیشت و… از جمله قطعات این کنسرت بودند.
 
اما نکته دیگر این کنسرت حضور یار قدیمی احسان خواجه‌امیری در میان مهمانان بود. «هومن نامداری» که سال‌ها به عنوان رهبر ارکستر، تنظیم‌کننده آثار و همچنین نوازنده کیبورد و ساکسوفون در کنار این خواننده حضور داشت چند ماه پیش از گروه او جدا شد. این جدایی بر خلاف برخی اتفاقات مشابه بدون حاشیه بود و دیدار دوباره نامداری و خواجه‌امیری در این کنسرت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. مهرداد نصرتی، انوشیروان تربتی و ارسلان جعفری سایر مهمانان این اجرا بودند.
 
احسان نی‌زن (ویولن)، بردیا امیری (درامز)، علی ضرابی (ترومپت)، محسن خاش (پرکاشن)، عمید بنک‌دار‌ (بیس)، کامیار ماندگاریان (ترومپت)،  بهرنگ بهادرزاده (کیبورد) و سیامک کریم‌پور (ترومبون) اعضای گروه احسان خواجه‌امیری به رهبری فرشید ادهمی (گیتار) بودند. این کنسرت هم به همت شرکت «رویال هنر پارس» و به تهیه‌کنندگی «مجید عبدی» برگزار شد.
 
در ادامه عکس‌های سعید عبداللهی از این کنسرت را می‌بینید:

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ایرانیان

از بیابان‌های مکزیک تا جنوب شهر تهران

10 فوریه 2018
بدون نظر

ستار اورکی امسال با دو موسیقی در جشنواره حاضر شده است؛ اولی

که آن هم موسیقی پرحجمی است با فضایی متفاوت، بهزاد عبدی هم

را. او پیش از این هم همکاری‌های موفقی را با بهروز شعیبی تجربه کرده بود.

هم موسیقی‌ای شاداب دارد که مسعود سخاوت‌دوست که موسیقی

‌اش خوب شنیده شد آن را نوشته است.

نگاهی به موسیقی فیلم «ماهورا»: اثر ستار اورکی
برای اعرابِ ایران


اگر ماهورا فیلمی باشد که شما را تا ته همراه خود داشته باشد حتما نمی‌توانید از کنار موسیقی‌اش راحت بگذرید. ستار اورکی برای ماهورا موسیقی پرحجمی نوشته که تقریبا در تمامی لحظات فیلم همراه گوش‌های تماشاگر است و به فراخور لحظات مختلف در آن حضور دارد.

ماهورا در فضای جنوب، جزیرۀ هور و در میان نیزارها و مردمی که لباس عربی به تن دارند ساخته شده. همچون فضای فیلم که داستانی عاشقانه و در عین حال سخت از روزهای جنگ را روایت می‌کند، موسیقی فراز و فرود دارد. در لحظاتی که داستان عاشقانه روایت می‌شود و ما امین و ماهورا را در اوایل فیلم داریم، موسیقی ملودراماتیک پیش می‌رود و بعد با کشته شدن عروس جوان لحن موسیقی هم عوض می‌شود.

در موسیقی ماهورا، فضای عربی فضای غالب است و به همین نسبت موسیقی هم با بهره‌گیری از سازهای عربی همچون عود در کنار کوبه‌ای‌هایی که موسیقی این منطقه را تداعی می‌کنند روی تصاویر آمده است. البته بهره‌گیری از گروه کر، به خصوص آوای زنانِ داغدیده که بخش مهمی از فیلم را تشکیل می‌دهند پارت دیگری از موسیقی است. در کنار فیلمبرداری چشم‌نواز ماهورا، موسیقی هم به چشم می‌آید چرا که حضوری پررنگ در تمامی لحظات دارد. از مهم‌ترین نکاتی که می‌توان در موسیقی این فیلم به آن اشاره کرد پیوستگی ساختار درونی موسیقی و داشتن خط ارتباطی میان قطعات مختلف است که ما را به داشتن یک تفکر واحد در پسِ پشت این موسیقی می‌رساند. ستار اورکی که خودش از خطۀ جنوب آمده از دانش فردی‌اش برای ساخت این موسیقی بهره گرفته و ترکیبی از موسیقی افکتیو و دراماتیک را برای اولین ساختۀ حمید زرگرنژاد ساخته است.

از بهترین لحظات موسیقی در ماهورا می‌توان به رنگ‌آمیزی صحنه‌ها در سکانس تعمیر لباس عروس و دورهم‌نشینی زنان اشاره کرد. همچنین است در زمان آماده کردن مقدمات عروسی و آواز زن عرب که به خوبی روی تصاویر نشسته است. البته موسیقی ماهورا از این لحظات باز هم دارد. آغاز حمله به سوسنگرد در میانه عروسی و موسیقی که همراه با تصاویر روی جاده بالا می‌آید هم شنیدنی است؛ تقابل موسیقی عروسی و شادیانه‌ها با سازهای زهی که مشغول نواختن نوای عزای جنگ‌اند. کمی بعدتر با ورود تانک‌ها که با کوبه‌ای‌ها و زهی‌ها روایت می‌شوند بهترین ملودی موسیقی شنیده می‌شود . امسال در فیلم‌های جشنواره خوشبختانه چندبار نوای زنان هم هرچند عربی به گوش رسید که خودش در رنگ‌آمیزی موسیقی فیلم در سینمای ایران موثر است.

شاید اگر حجم موسیقی اینقدر زیاد نمی‌بود، آنهم در شرایطی که خود فیلم هم موسیقی درونی و آواز و رقص و نی‌انبان و غیره و غیره دارد، موسیقی ماهورا می‌توانست بیش از اینها هم خودنمایی کند و در لحظاتی که باید تاثیرگذاری مضاعفی داشته باشد اما این حجم زیاد در کنار سر و صداهای جنگ، ، صدا و موسیقی‌های رادیو افکت‌های صوتی خود فیلم باند صوتی فیلم را چنان سنگین کرده‌اند که شاید ذهن توانِ تجزیه و تحلیل آنها را از جایی به بعد به کندی انجام دهد. با این حال هرگز نمی‌توان از زحمت فراوانی که ستار اورکی با ارکستری بزرگ که تمام‌قد برای اجرای این موسیقی توان گذاشته‌اند گذشت. همچنین موسیقی ماهورا هم همچون چند موسیقی خوب دیگر در جشنواره امسال می‌توانست ملودی‌های کمتر اما پررنگ‌تر و بیادماندنی‌تری داشته باشد که مخاطب را تا بیرون از سالن همراهی کنند اما حدسم این است که زحمت دشوار و زیاد ساخت موسیقی‌ای تا این اندازه پرحجم دیگر توان و وقت ساخت آن را باقی نگذاشته.
 

  

نگاهی به موسیقی فیلم «دارکوب»: اثر بهزاد عبدی
موسیقیِ پیشگو

از بهترین آثار بهزاد عبدی حتما دهلیز است که برای بهروز شعیبی آن را ساخته. این نکته خودش آنقدر امیدبخش است که می‌توان با آسودگی بیشتری بدون انتظار شنیدن صدای ارکسترهای بزرگی که معلوم نیست بعضی‌هایشان کارشان در فیلم‌های کوچک چیست به موسیقی دارکوب گوش داد.

تیتراژ با تصاویری شاد از یک تولد آغاز می‌شود اما موسیقی کار خودش را می‌کند و اضطراب را با ویلن‌ها می‌نوازد؛ موسیقی پیشگویی می‌کند حادثه‌ای را که به سرعت در شرف وقوع است. مهم‌ترین نکته‌ای که باید در موسیقی دارکوب به آن اشاره کرد، گزیده‌گویی آن  و پرهیز از پرگویی است. تا آنجا که در برخی سکانس‌ها رسما به سکوت در برابر موسیقی ارج و قربی ویژه داده شده است. از جمله آنها می‌توان به سکانس اعتراف “نیلوفر”(مهناز افشار) به “مهسا”(سارا بهرامی) درباره زنده بودن فرزندش “باران” اشاره کرد.

موسیقی با هاشورهای کوتاه و ضرباتی که قصد خودنمایی ندارند بالا می‌آید. هرچند که تمامی موسیقی تحت تاثیر شخصیت “مهسا” است اما همچون خود شخصیت حالات مختلفی را تجربه می‌کند؛ همانقدر پرافت و خیز و پر از کنش‌های متفاوت. یکی از سکانس‌های خوب موسیقی در زمان دعوای زنان در خانه قدیمی اتفاق می‌افتد که موسیقی روندی متفاوت از تصاویر را در پیش می‌گیرد. همینطور است زمانی که “تینا” قصد کشتن “مهسا” را دارد و ویلن‌ها و هارپ نوای این صحنۀ سخت را می‌سازند.

فیلم با تیتراژ ترانه و لالایی معروف “ثمین باغچه بان” بالا می‌آید که هرچند بهترین انتخاب ممکن برای موسیقی تیتراژ نیست اما بی‌ربط هم نیست. موسیقی در دارکوب هدفش حضوری زیرپوستی است و نه چیزی بیش از این که به زیبایی از عهدۀ همین کم برآمده است.
 

 

  

نگاهی به موسیقی فیلم «مصادره»: اثر مسعود سخاوت‌دوست
شاداب و غیرایرانی

موسیقی کمدی ساختار  و فرمول‌های خودش را دارد؛ از سازبندی گرفته تا لحن تا استفاده از موسیقی باکلام. مسعود سخاوت‌دوست در نفس همراه با نرگس آبیار و محمدحسین قاسمی بوده و حالا تهیه‌کننده این فیلم و مشاورش همین تیم بوده‌اند و احتمالا طبق تیم ورک موفقی که در نفس داشته‌اند بار دیگر سراغ او رفته‌اند. با اینکه شخصا تا پیش از این از سخاوت‌دوست موسیقی کمدی نشنیده بودم اما به نظر می‌آید از این تجربه سرافکنده بیرون نیامده  هرچند که به ساختاری متحدالشکل بین موسیقی آمریکا و موسیقی ایران نرسیده اما موسیقی بلاتکلیف هم نیست. این بلاتکلیف نبودن دلیلش مشخص است؛ موسیقی بیشتر سمت ورِ آمریکایی و مکزیکی افتاده تا سمت موسیقی زکریا(هومن سیدی) و پدرش(رضا عطاران).

از سویی دیگر از آنجا که شخصیت رودریگو(مزدک میرعابدینی) نوازنده و خواننده‌ای است مکزیکی و در فیلم اشارات متعددی به مکزیک دارد، موسیقی این خطه هم چه در ساندترک و چه در خود فیلم حضوری فعال دارد. به اینها اضافه کنید لحن موسیقی وسترن و کابویی را که هرچند در فضای کمدی دفرمه شده اما توانسته تا حدودی به فضاسازی کمک کند. یکی از بهترین لحظات موسیقی که تاثیر مستقیم داستانی هم دارد، اجرای قطعه‌ای با پیانو در کافه-رستوران با صدای رودریگو است.

با مهاجرت شخصیت اصلی به لس‌آنجلس می‌توان شاهد تغییر لحن موسیقی هم بود که بیشتربه سمت موسیقی ایرانی و آمریکایی می‌رود. حقیقت این است که در خود فیلم آنقدر موسیقی حضور دارد که جای چندانی برای استفاده از موسیقی فیلم نمانده اما همانهایی که ساخته شده‌اند همچون صحنه‌های خواب و رویا نمره قبولی گرفته‌اند.

پایان‌بندی فیلم همراه با آواز “پرواز همای” روی شعر “یک نفر نان داشت اما بی‌نوا دندان نداشت” است که البته باید درباره ربط این موسیقی و ترانه به خود فیلم لحظاتی را اندیشید بلکه به جواب رسید یا شاید هم همچون من نرسید و تفکر را رها کرد!

منبع : موسیقی ایرانیان

حجت اشرف‌زاده: در ناخودآگاه هر آوازخوان هم‌نسل من، یک شجریان وجود دارد

10 فوریه 2018
بدون نظر
موسیقی ما – زمانی که پیش از آغاز مصاحبه با یکدیگر درباره آلبوم جدیدش صحبت می‌کردیم، یک سؤال مهم درباره او در ذهنم شکل گرفت. آن هم اینکه دقیقاً سبک حجت اشرف‌زاده چیست؟ چند آلبوم سنتی و آلبوم «ماه و ماهی» و اخیراً قطعات پاپ از او شنیده‌ایم. همین موضوع، آغازگر گفت‌وگوی ما بود تا اینکه به مسائل مختلفی در موسیقی سنتی و تلفیقی و انتقاداتی در موسیقی پاپ رسیدیم. حجت اشرف‌زاده در این گفت‌وگو دیدگاه‌های جالبی درباره فعالیتش در سبک‌های مختلف و اوضاع کنونی بازار موسیقی مطرح کرد و گفت که همیشه به دنبال تجارب جدید است؛ تجاربی که قرار است بخشی از آن در آلبوم جدیدش هم نمود داشته باشد و باید منتظر ماند و دید که این‌بار او به سراغ چه مدل‌هایی از ترانه و موسیقی رفته است.

حجت اشرف‌زاده پس از مدت‌ها سکوت، در گفت‌وگویی مفصلی پاسخ‌گوی سؤالات «موسیقی ما» بود که پیشنهاد می‌کنیم آن را تا پایان بخوانید:

 

  

 

  • * یک سؤال اصلی درباره «حجت اشرف‌زاده» این است که سبک خوانندگی‌اش دقیقاً چیست؟ چون در یک بازه زمانی با کارهای سنتی معرفی و سپس با کارهای تلفیقی معروف شدید و الان هم که مدتی است کارهای پاپ منتشر می‌کنید.

این ماجرا به سال 1378 بازمی‌گردد. من به توصیه استاد فقید «پرویز مشکاتیان» یک تحقیق گسترده روی موسیقی خراسان داشتم و به آن علاقه‌مند شدم. در همین زمینه هم آثاری را خواندم که نمونه آن سمفونی «الله مزار» بر اساس یک مقام خراسانی است. سال‌ها موسیقی آئینی خراسان را اجرا کردم و چندین اثر در این زمینه دارم. به همراه میدیا فرج‌نژاد هم یک آلبوم اصیل کار کردیم و این با فوت استاد مشکاتیان مصادف شد و همان زمان در من دگرگونی به وجود آمد. شناخت من نسبت به موسیقی پاپ و اتفاقات موسیقی دنیا و دنبال کردن چهره‌های مختلف هنری مثل پاواروتی -که در سال‌های پایانی عمرش با هنرمندان مختلف کارهای مشترکی را انجام داده بود- باعث شد تا تصمیم بگیرم خودم را به یک سبک محدود نکنم.

به نظر من، خواننده‌های سنتی به دلیل آموزش‌هایی که می‌بینند، در اجرا به زبدگی خاصی دست پیدا می‌کنند. زمانی که در تکنیک‌های آواز به جایگاهی دست پیدا می‌کنند، توانایی خواندن کارهای پاپ و تلفیقی را هم دارند. عده‌ای در مسیر خود حرکت می‌کنند؛ اما آدمی مثل من این‌طور نیست. روح سرکش من باعث شد تا فقط محدود به موسیقی سنتی نباشم. در دورهمی‌ها موسیقی فولک خراسانی، کارهای خاطره‌انگیز پاپ و چند تصنیف ایرانی از آثار استاد شجریان را می‌خوانم. روح سرکش و علایق شخصی، من را از ابتدا به خواننده‌ای تبدیل کرد که توانایی اجرای چندین فرم را دارد.

اما بعد از آلبوم «شرح پریشانی» تصمیم گرفتم مسیرهای متفاوت‌تری را تجربه کنم و آن تصمیم، به تفکر اولیه «ماه و ماهی» تبدیل شد. فکر اولیه آن مجموعه، به برداشت ذهنی من از فرم «چیل‌آوت» در موسیقی مربوط می‌شد که نمونه‌ای از موسیقی الکترونیک پرطرفدار در دنیا است؛ ولی از این فرم در برخی نقاط دنیا برای مراقبه یا رهاشدن استفاده می‌کنند. آن تجربه‌های موسیقی مراقبه در دوره‌های تاریخی ما هم وجود داشته و بزرگان زیادی بوده‌اند که چله‌نشینی می‌کرده‌اند. برای انتخاب شعر «ماه و ماهی» هم به کسی فکر کردم که سال‌ها در کنار هم بزرگ شده بودیم. آن شخص علیرضا بدیع بود که انصافاً غزل‌سرای توانایی بوده و هست و دوست داشتم در کنار او چنین تجربه‌ای کسب کنم و خوشبختانه تجربه شیرینی شد.
 

  • * در دوره‌ای که روی موسیقی خراسان تحقیق می‌کردید، شاگرد استاد مشکاتیان هم بودید؟

شاگردی من نسبت به استاد مشکاتیان عمیق‌تر از سطح ساده شاگردی بود. در هر فصل که با ایشان دیدار می‌کردیم، توصیه‌های خوبی مطرح و کتاب‌هایی معرفی می‌کردند که بسیار راه‌گشا بود. در دوره بعد هم از آن کتاب‌ها سؤال می‌پرسیدند. در یکی از این دیدارها، استاد مشکاتیان گفتند شما که خواننده هستید، یک شعر از ابوسعید ابوالخیر بخوانید یا گفتند که از عطار نیشابوری و عماد خراسانی که متعلق به منطقه خودتان هستند، چه اشعاری حفظ هستید؟ با دوستان به این نتیجه رسیدیم که این تحقیق را از موسیقی منطقه خراسان شروع کنیم تا بزرگان آن منطقه را بیشتر بشناسیم. از آن تحقیق ادبی به پیشنهاد استاد مشکاتیان، علیرضا بدیع حاصل شد؛ شاعری که هم وابستگی به گذشته دارد و هم به‌روز است. در بخش موسیقی هم سراغ آدم‌هایی رفتم که بکر بودند. بنابراین شاگردی به این فرم، نزد استاد مشکاتیان برایمان دلپذیر بود. ما در ابتدا هر فصل، سپس هر ماه، سپس هر دو هفته و در ادامه هر هفته، از نیشابور به تهران می‌آمدیم و برمی‌گشتیم. در نیشابور هم استاد «رضا شاکری» همچنان حضور دارند که ردیف‌دان قابل و بااخلاق و استاد بی‌نظیری هستند و از محضر ایشان هم استفاده کردم.
 

  • * دیدار یا شاگردی نزد استاد شجریان هم داشتید؟

در سال 1381 برای اولین‌بار خدمت استاد شجریان رسیدیم و چند دیدار با ایشان داشتم که در حد بهره‌گیری از راهنمایی‌های مهم‌شان و آموزش چند سرفصل بود. با آقای حمیدرضا نوربخش صداسازی را کار کردم و یک سال تمام هر جمعه با آقای محسن نفر از ساعت 7 صبح تا 7 شب تمرین‌های سنگین به همراه ارکستر بزرگ داشتیم. در ادامه که آقای لطفی به ایران آمدند، من هم به «مکتب‌خانه میرزاعبدالله» رفتم و دوره‌های تکمیلی آواز را گذراندم. در مقطعی قرار بود خواننده ارکسترشان باشم که با فوت استاد فقید مشکاتیان مصادف شد و من به لحاظ روحی آسیب دیدم و در دوره‌ای توقف داشتم. در ادامه، تصمیم گرفتم با توجه به آموخته‌ها و ایده‌هایی که داشتم، سراغ تولید بروم.
 

  

*من از ژانر سنتی خارج نشده‌ام*

 

  • * شاید اگر هر شخص دیگری در ژانر سنتی این‌قدر سختی می‌کشید، می‌ماند و سراغ سبک دیگری نمی‌رفت و به نظر می‌رسد اگر شما هم باقی می‌ماندید، شانس موفقیت زیادی داشتید.

من از ژانر سنتی خارج نشده‌ام و حتی در حال آماده‌سازی چند آواز خاص هستم. نگاه من نسبت به آنچه که وجود دارد، مدرن‌تر است؛ اما چند نکته مهم را مدنظر داشته باشید. موسیقی سنتی و دستگاهی از بین نمی‌رود؛ همان‌طور که زبان پارسی از بین نرفته است. جوانان این موسیقی را اجرا می‌کنند و هر روز شنونده صداهای جدید در آن هستیم. منتهی به لحاظ شخصی، من روح سرکشی دارم و دوست دارم انواع ژانرها را بخوانم. شاید بسیاری نقد داشته باشند و بگویند که خواننده باید یک فرم را بخواند؛ اما من این‌طور نیستم. مثلاً چند آواز اصیل دارم که در یک فضای مدرن اجرا شده‌اند. در حال تجربه هستم و این موارد تجربه‌هایی نو از ترکیب آواز ایرانی با موسیقی الکترونیک و سبک‌های دیگر است. در آلبوم «ماه و ماهی» قطعه «عشق آمد» را داشتم که آواز در بیات اصفهان و دستگاه نوا بود اما با تنظیم کاملاً الکترونیک شنیده شد. من از اصالت خارج نشده‌ام و هنوز هم خودم را یک خواننده اصیل می‌دانم. تا کنون با ارکستر سمفونیک صدا و سیما، گروه‌های موسیقی محلی خراسان و گروه‌های موسیقی سنتی اجرا داشته‌ام. در حال حاضر هم ارکستر من تلفیقی از سازهای الکترونیک و غربی با سازهای ایرانی است. در کنسر‌ت‌های من یکی دو تصنیف اصیل و بازسازی شده می‌شنوید. چند قطعه پاپیولار و امروزی و چند آواز خراسانی می‌شنوید. اعتقاد دارم که کنسرت برای من یک پرفورمنس است و باید مثل یک بازیگر همه تجربیاتم در سبک‌های مختلف را نشان دهم. نقطه‌عطف کنسرت‌های من همین است که در یک ژانر نیست و همه بخش‌هایش متفاوت است. خدا را شکر تا امروز هم تعداد انتقادها در کار من از تأییدها کمتر است.

 

  • * کارهایی که طی یک سال اخیر داشتید، همگی پاپ بودند. حتی در خوانش شما هم دیگر خبری از تحریرها و تکنیک‌هایی که قبلاً در برخی کارها داشتید نبود.

ترکیب‌ها متفاوت است. مثلاً وقتی موسیقی کُرمانجی شمال خراسان را اجرا می‌کنید، قطعاً تحریرهای موسیقی اصیل در آن نیست و گاهی به آن هم نقد می‌کنند که چرا اصیل نیست! اصولاً خواننده توانا باید ترکیب‌های آوازی را متناسب با هر فرمتی که در آن اجرا می‌کند، به کار بگیرد. مثلاً اگر موسیقی جنوب خراسان را اجرا می‌کنید، باید بدانید که آواها و ترکیب‌هایش با موسیقی شمال خراسان کاملاً متفاوت است. خواننده می‌تواند برای موسیقی پاپیولار از ترکیب‌های مختلفی استفاده کند و لزومی برای ماندن در یک فرمت نیست و این آزادی در موسیقی پاپ وجود دارد و می‌توانید چیزهایی که بلد هستید را ترکیب کنید. می‌توانید مثلاً در اجرای قطعه «سفر نرو» در نقطه ترجیع از همان لحن شمال خراسان استفاده کنید. یعنی نحوه اجرا و بیان و لحن را به آن سمت ببرید و بهره بگیرید یا از تحریرهای خاص موسیقی اصیل در اثر دیگری مثل «شال» در دو نقطه خاص و گذرا استفاده کنید. در قطعه «عشق آمد» هم می‌توانید با رعایت تمامی اصول ادوات آواز ایرانی و تحریرها یک آواز بخوانید. این اتفاقات مربوط قطعات دو سال اخیر من است. همه این تغییرات گسترده در آثار من با فکر و انتخاب خودم بوده و هیچ‌کدام شانسی نیست. برخی فکر می‌کنند اتفاقات آثار من شانسی است؛ اما من نگاه طولانی‌مدت دارم و فکر می‌کنم موسیقی ما همان‌قدر که ماندگار است، اتفاقات جدید هم می‌خواهد.

 

  

*استاد شجریان سایه پهناوری بر آواز ایران دارد*

 

  • * فکر نمی‌کنید اگر یک ژانر را به صورت تخصصی دنبال می‌کردید، می‌توانستید مخاطب بیشتری داشته باشید؟

اگر فقط در یک ژانر می‌خواندم، اقناع نمی‌شدم. موسیقی برای من مانند سفره‌ای است که دوست دارم با ولع، قسمت‌های مختلف آن را امتحان کنم. از اینکه می‌توانم پاپ ایرانیزه شده یا آواز با تحریرهای اصیل ایرانی یا موسیقی محلی منطقه خودم را به بهترین شکل بخوانم، خوشحالم. ترکیب همه این ژانرها و توانایی‌ها رنگی را می‌سازد که در آن صورت، متعلق به خودم است و «حجت اشرف‌زاده» می‌شوم.

یکی از انتقادات بزرگی که به صدا و لحن نسل ما وجود دارد، شباهت زیاد به استاد شجریان است. برخی خوانندگان نسل ما علاقه دارند در اجرای ادوات و لحن و حتی گاهی فرم صورت هم شبیه استاد شجریان باشند! این مورد از این جهت غیرقابل‌گریز است که استاد شجریان سایه پهناوری بر آواز ایران دارد و قله او تا مدت‌ها دست‌نیافتنی است. این دلیل نمی‌شود که کسی آواز نخواند؛ اما برای متفاوت شدن و دوری از تقلید صرف، باید به رنگ نو رسید. برخی از دوستانم تحریرها را مو به مو شبیه به ایشان اجرا می‌کنند و خود من چند آواز استاد را به همین شکل، تمرین و کاملاً شبیه‌سازی شده اجرا کردم. در آن دوره که بیشتر سنتی می‌خواندم، صدایم تحت تأثیر فرم استاد شجریان بود و خیلی‌ها می‌گفتند که صدایت شبیه ایشان است اما برایم خبر خوبی نبود. تاریخ، آدم‌هایی که صرفاً مشابه و مقلد باشند را می‌بلعد؛ مثل افراد هم‌دوره حافظ که محو شدند و زیر نام او قرار گرفتند.
 

  • * این شباهت به دلیل ضعف تدریس اساتید شما بود یا الگویی نداشتید؟

الگوهای متفاوت وجود داشت؛ ولی کامل‌ترین و شاخص‌ترین الگوی آواز، متعلق به استاد شجریان است. شاید برخی این عقیده را نداشته باشند؛ اما باید بپذیریم در آن بازه زمانی تحریرها، انتخاب شعر، تفکر، انتخاب درست نغمات و گوشه‌های خوب و اجرای درست بی‌نظیر بوده و در نهایت قدرت توسط ایشان اجرا شده است. بنابراین یکی از آرزوهای آوازخوان‌های دوره ما شبیه خواندن به استاد شجریان بوده است. آن‌قدر این الگو، قدرتمند و صدایش پهناور بوده که از آن گریزی نیست و در ناخودآگاه هر آوازخوان هم‌نسل من، یک شجریان وجود دارد. فقط باید با کار زیاد و هوشیاری به ترکیب‌های جدید رسید.

ما در سال‌های گذشته آوازخوان‌های بزرگی مثل «گلپا» و «ایرج» داشتیم که همگی بزرگ و به‌نام هستند. در جوان‌ترها هم آوازخوان‌هایی مثل محمد معتمدی، اشکان کمانگری، حسین بهاربین، وحید تاج، سالار عقیلی و خصوصاً همایون شجریان خوانندگانی هستند که صدایشان را دنبال می‌کنم و امیدوارم اتفاقات رو به رشد برای خوانندگان جوان و خوب رخ دهد.
 

  

* موسیقی اصیل ایرانی وجاهت اخلاقی به افراد می‌دهد*

 

  • * به وحید تاج و اشکان کمانگری و فضای مارکت آنها اشاره کردید. در دوره‌ای که شما موسیقی را به شکل جدی آغاز کردید، علیرضا قربانی، همایون شجریان، سالار عقیلی و کمی بعد محمد معتمدی شروع به انتشار کارهایشان کردند که با اقبال بسیار خوبی مواجه شدند. می‌خواهم نظرتان را در مورد این چهار خواننده و این موضوع که گفته می‌شود مارکت موسیقی سنتی بسته است و فقط در چند اسم خلاصه می‌شود بدانم.

این چهار هنرمند برای همه ما عزیزند و دوست‌شان داریم و هرکدام از این بزرگواران آدم‌های دوست‌داشتنی‌ای هستند. موسیقی اصیل ایرانی وجاهت اخلاقی به افراد می‌دهد که آنها را دوست‌داشتنی و عزیزتر از آنچه که هستند، می‌کند.

اما در مورد موضوعی که گفتید، آن را می‌توان در چند بخش آسیب‌شناسی کرد. مورد اول تهیه‌کننده‌هایی هستند که در زمینه انتشار آثار یا برگزاری کنسرت فعالیت دارند. امروزه تبلیغات کافی و عرضه یک اثر یا یک هنرمند کار ساده‌ای نیست و فرمول خاص خودش را دارد که این بر عهده چند سایت و تیم‌های پخش و تبلیغات است که با هماهنگی تهیه‌کننده‌ها کارها را به گوش مردم می‌رسانند. دوره‌ای را به یاد می‌آورم که خبر یک آلبوم در روزنامه‌ها منتشر می‌شد و منتظر می‌ماندیم تا آن کاست به شهرستان ما برسد و با چند نفر یک نسخه را می‌خریدیم و هر شب نوبتی گوش می‌کردیم! زمانی که آلبوم «دستان» منتشر شد، چهل نسخه از آن به نیشابور آمد و نوار را دست به دست می‌چرخاندند و در همه خانه‌ها ضبط دوکاسته برای کپی کردن وجود نداشت. اما امروز، ظرف چند ثانیه یک اثر به دست میلیون‌ها مخاطب می‌رسد. بنابراین در بازار کنونی باید فعالیت حساب شده داشت.

اکنون خواننده به تنهایی نمی‌تواند موفق شود و از سوی دیگر گوش مردم با موسیقی اصیل غریبه شده؛ چون تهیه‌کننده‌ها دوست دارند سراغ خواننده پرفروش پاپیولار بروند. به جز چند تهیه‌کننده دل‌سوخته، سایرین به دنبال تجارت موفق هستند و طبیعت کارشان هم همین است. بنابراین در حال حاضر، دفاع از موسیقی سنتی به دست رسانه ملی و دولت افتاده که چون وظیفه تعریف شده آنها هم این موضوع نیست، موفق نبوده‌اند. در درجه بعد، باید دید هنرمندان در ایجاد ذائقه جدید چه‌طور عمل می‌کنند. انتخاب شعر و ترانه بسیار مؤثر است و ما نباید از شعرا و غزل‌سرایان دوران خودمان به راحتی بگذریم. هنرمند باید به فکر انجام کار نو باشد. همایون شجریان در انجام کارهای نو بسیار موفق است و با انجام کارهای نو، مسیر خوبی را ادامه می‌دهد.
 
 

  

* هدف من ماندگاری در تاریخ است*

 

  • * اتفاقاً برخی اساتید و اهالی موسیقی سنتی، به همایون شجریان این انتقاد را دارند که پاپ شده و پاپ می‌خواند.

کارهای همایون شجریان پاپ نیست. شاید در ترکیب سازهای آثارش یکی دو ساز غربی وارد شده باشد؛ اما همایون، ایرانی می‌خواند. استاد ابتهاج بیت معروفی دارند: «آبی که برآسود زمینش بخورد زود/ دریا شود آن رود که پیوسته روان است.» در دوره‌ای یک هاله تقدس اطراف موسیقی اصیل ایرانی پیچیده شد که اجازه دگرگونی و جاری شدن پیدا نکرد. به خاطر دارم استاد مشکاتیان روی یکی دو شعر از اخوان ثالث، تصانیفی را ساخته بودند که استاد شجریان اجرا کردند و به همان کارها نقد شد. در حالی که الان به همان آثار ایشان می‌گویند سنتی و اینکه الان به همایون بابت اجرای ترانه‌ای از حسین منزوی می‌گویند پاپ شده، عجیب نیست! چون همین انتقادات را نسبت به استاد شجریان هم مطرح می‌کردند. این نقدها احساسی و مقدس‌مأبانه است. تقدسی به موسیقی اصیل داده‌ایم که اجازه نوآوری در آن را نمی‌دهد. وقتی او 30 شب کنسرت داشت و هر شب 4 هزار نفر را پای آواز خودش می‌نشاند، به آن معنا است که موسیقی ایرانی هنوز با اقبال مواجه می‌شود؛ اگر هنرمندان باهوشی مثل برادران پورناظری و همایون شجریان وجود داشته باشند. سیستم‌های نظارتی هم می‌توانند از چنین برنامه‌هایی حمایت بیشتری کنند تا تعدادشان بیش از 30 شب باشد. به نظر من، اگر چنین برنامه‌ای 30 شب دیگر هم برگزار می‌شد، باز هم می‌توانست مخاطبان را جذب کند. آن پروژه، پرونده بسیار موفقی برای موسیقی ایرانی بود که مشابه آن در موسیقی پاپ هم وجود نداشته است. بنابراین اگر در مواردی، به موسیقی ایرانی کم لطفی می‌شود، برآیند چند عامل است.
 

  • * قبل‌تر به این موضوع اشاره کردید که می‌خواهید کارها و ژانرهای مختلف را امتحان کنید تا به خودتان برسید. این خود و هدفی که دارید، دقیقاً چیست و چه هدفی برایش در ذهن دارید؟ فکر می‌کنم جذب مخاطب یکی از آنها باشد.

داشتن مخاطب زیاد نشان موفقیت است ولی هدف نیست. هدف، ارتقا و رشد فکری خودتان و مخاطب است. هدف، داشتن مخاطبانی است که شما را می‌فهمند و صرفاً برای داشتن یک ریتم شاد و نشان ظاهری خاص، به شما علاقه‌مند نیستند. باید موسیقی شما را دوست داشته باشند و کارهایتان با لحظات آنها عجین شود یا چند سال بعد با شنیدن همان قطعات از خاطرات‌شان یاد کنند. در این صورت، حجت اشرف‌زاده می‌تواند در تاریخ موسیقی جاودانه شود. همان‌طور که برای بزرگان زیادی چنین اتفاقی رخ داد و با چند قطعه توانستند در ذهن مخاطبان باقی بمانند. هدف من ماندگاری در تاریخ است و اندیشه من هم بر همین اساس است. وگرنه هیچ‌کس از مخاطب و کنسرت‌های زیاد بدش نمی‌آید و من هم دوست دارم تعداد کنسرت‌هایم بیشتر باشد. از این قبیل حسادت‌ها ندارم و برای دوستانم که کنسرت‌های زیادی دارند هم خوشحالم.
 
 

  

*خواننده‌های با لحن لاتی، اسطوره‌های توخالی اند*

 

  • * وقتی به ریتم‌های شاد یا نشان ظاهری اشاره کردید، خوانندگانی مثل حامد همایون یا بهنام بانی به ذهن می‌آیند؟ نسبت به این موضوع انتقاد دارید؟

نقد نیست. من به دنبال بالا بردن تعداد مخاطبانم نیستم. هدف من این است که موسیقی‌ام به جان آنها بنشیند. بسیاری هم هستند که مدل‌های تکراری درست می‌کنند و موفقیت‌شان طبیعتاً کوتاه خواهد بود. دوستانی که شما اشاره کردید، سال‌ها زحمت کشیده‌اند. حامد همایون را سال‌ها است که می‌شناسم و بعضی‌ها فکر می‌کنند او یک‌شبه به اینجا رسیده است. علی زندوکیلی هم شیرازی است و می‌دانم که او نیز برای رسیدن به چنین جایگاهی بسیار زحمت کشیده است. بهنام بانی را هم خواننده خوبی می‌دانم که صدایی گرم دارد. همچنین طی یکی دو سال اخیر ترانه‌های ضعیف و دم‌دستی مد شده که به آن نقد دارم. اما انتقاد اساسی من نسبت به لحن شُل و شلخته این روزهای خوانندگان است.
 

  • * و این لحن این روزها طرفداران زیادی دارد.

من منتقد جدی لحن لاتی و شلخته برخی خواننده‌های پاپ هستم و یکی از خنده‌دارترین چیزهایی است که در همه این سال‌ها شنیده‌ام. در آمریکا برای اعتراض، فرمت رپ را ایجاد کردند که نسبت به مسائل مختلف اعتراض می‌کردند. اما متأسفانه ما حتی در تقلید رپ هم اشتباه کردیم و در فرهنگ ما به فحش تبدیل شد! البته بعضی از افراد مثل «یاس» هم هستند که به همان شکلِ اعتراض و بیان مسائل اجتماعی پایبندند و طبیعتاً طرفداران زیادی هم دارند.
 

  • * معمولاً خواننده‌هایی در سبک شما سراغ مقوله رپ نمی‌روند و حتی اسمی از آن هم نمی‌آورند. جالب است که شما آن را پیگیری می‌کنید.

من کلاً به هر چیزی انتقاد نمی‌کنم. من به استفاده درست و پایبندی آن به یک هدف اشاره دارم. وقتی موسیقی رپ می‌شنوید، توقع دارید که مسائل اجتماعی و حقایقی را بیان کند. زمانی هم که قرار است ایرانیزه شود، باید از کلمات خوب برای این هدف بهره گرفته شود. مثلاً یک فرد در میان آواز ایرانی از صدای حیوانات استفاده کرده بود و فیلم آن اجرا بارها منتشر شد و خیلی‌ها به موسیقی ایرانی انتقاد کردند! نباید اسم هر اشتباهی نوآوری باشد. آدم‌ها زمانی که می‌خواهند همدیگر را مورد تمسخر قرار دهند، از لحن لاتی استفاده می‌کنند. به همین دلیل، جای استفاده از این لحن، روی کلام عاشقانه نیست. دقیقاً کسانی که این لحن لاتی را وارد موسیقی پاپ کردند، هدف‌شان ساخت اسطوره‌های تو خالی بود.
 
 

  

*با آن تهیه‌کننده یک سال وقت من هدر رفت!*

 

  • * زمانی که آلبوم «ماه و ماهی» منتشر و در آن حجم وسیع شنیده شد، خیلی‌ها انتظار داشتند که کنسرت‌هایتان حداقل برای دو سال با این آلبوم برقرار باشد. این اتفاق رخ نداد و برخی شما را مقصر دانستند و گفتند آن‌قدر حجت اشرف‌زاده در برنامه‌های مختلف تلویزیون حضور پیدا کرد که بیش از حد در چشم و دسترس مخاطبان بود و دیگر نتوانست در زمینه کنسرت، فروش خوبی داشته باشد. این انتقاد را قبول دارید؟

خیلی از تهیه‌کننده‌ها به انجام کار پول‌ساز و مطمئن علاقه دارند. من در برهه‌ای با یکی از دوستان وارد همکاری شدم و ایشان در زمینه برگزاری کنسرت موفق نبود و نزدیک یک سال، وقت من هدر رفت. در این یک سال، من هم باید زندگی خودم را می‌گذراندم و دلیل حضور زیاد من در برخی برنامه‌های تلویزیون، امرار معاش و عبور از مشکلات مالی بود. همزمان تدریس هم می‌کردم و با حضور در آن برنامه‌ها، سعی می‌کردم در حد معمولی از پس هزینه‌های زندگی بربیایم.

می‌گویند روزی یک فرد در جایی -که مناسب حضورش نبود- ساز می‌زد و از شخص دیگری پرسیدند که چرا او آنجا است و چه‌قدر گرفته است؟ آن شخص گفت ده تومان گرفته؛ اما شما نُه تومان می‌دادید که به آنجا نرود؟ شنیده‌ام در دوره‌ای آثاری را با صدای استاد احمد شاملو ضبط کرده‌اند و پس از مدتی به ایشان گفته‌اند که برای ادامه ضبط بیایند اما استاد موافقت نکردند. زمانی که دلیلش را پرسیدند، استاد شاملو گفت که من آن زمان غم نان داشتم. گاهی اوقات جبر روزگار شما را مجبور می‌کند برای امرار معاش در بخش‌هایی فعالیت کنید که تمایل ندارید. قبول دارم که برنامه‌های تلویزیونی من کمی بیش از حد معمول بود؛ اما منتقدان حضور زیاد من در تلویزیون، تا چه حد از شرایط زندگی من در آن دوره اطلاع داشتند؟ خیلی‌ها هم نمی‌دانستند که تهیه‌کننده من توان برگزاری منظم کنسرت را نداشت و من یک زمان طلایی را از دست دادم. در ادامه با آقای صدرالدین حسین‌خانی و شرکت «ایران‌گام» قرارداد بستم و مجدداً قطعاتی مثل «برف آمد»، «کوچ»، «سفر نرو»، «دوباره ایران» یا «شال» را تولید کردم که مردم در مقاطع مختلف شنیدند. الان هم مشغول کارها و اجراهایم هستم و تغییراتی در جنس موسیقی خودم داده‌ام و آلبومی پیش رو دارم که ان‌شاءالله به زودی منتشر می‌شود.
 

  • * کمی قبل‌تر از انتشار «ماه و ماهی» موج گروه‌های موسیقی تلفیقی شکل گرفت و اثر شما هم در آن دوره با آنها رقابت سنگینی داشت. از میان افراد و گروه‌های تلفیقی حال حاضر، پیگیر کارهای کدام‌یک بوده یا هستید؟

آثار داماهی، بمرانی و گروه دال را پیگیری می‌کنم و دوست دارم. چون بخشی از موسیقی آنها از دل موسیقی ایرانی و بخشی دیگر از موسیقی کلاسیک است. همچنین آنها به شکل معمول هیت نشدند و از طریق ترکیب‌های گروهی دوستانه کارهایشان را تولید کرده و توانستند به گوش مخاطبان برسانند. اما هنرمندان تلفیقی برای بقا باید ترکیب‌های جدیدی را تجربه کنند و با تداوم کار و صبر و تفکر کارهایشان را پویا نگه دارند. برخی از این گروه‌ها با افت‌وخیز مواجه شده‌اند و بعضاً پویایی آنها ادامه دارد. اما به‌طور کل آنها را دوست دارم.
 

  • * در فضای موسیقی تلفیقی با چه کسی یا چه گروهی رقابت دارید؟

این مسیر منحصر به خودم است و کمتر خواننده‌ای در یک کنسرت سنتی، پاپ و تلفیقی می‌خواند. آدم‌هایی که صدا، شخصیت و هنر حجت اشرف‌زاده را دوست داشته باشند، به سراغش می‌آیند. همان آدم‌ها مطمئناً کار علی زندوکیلی، چارتار، همایون شجریان، سالار عقیلی یا بهنام بانی و محمد علیزاده را هم می‌شنوند. مخاطبان امروز با لیست‌پخش تلفن‌های همراه دیگر سبک‌ها را کنار گذاشته‌اند و از هر خواننده‌ای چند قطعه دارند. این شنونده می‌تواند هرکدام از این کارها را انتخاب کند.
 
 

  

* زمان ثابت می‌کند که من برای ماندگاری و خاطره ساختن آدم‌ها، کار تولید می‌کنم*

 

  • * از آلبوم جدید چه خبر؟

آلبوم جدید آماده انتشار است. اما با توجه به اینکه تک‌قطعات بیشتر شنیده می‌شوند، چند اثر از این مجموعه را منتشر کردیم و در ادامه، سراغ این مجموعه می‌رویم.
 

  • * عوامل آلبوم چه کسانی هستند؟

هنرمندان زیادی در این مجموعه حضور دارند و تلاش ما تولید یک کار متنوع بوده است. امیرمیلاد نیکزاد، سعید زمانی، میلاد ترابی، بابک مافی، علی دینه و حمید اکبرزاده از جمله دوستان حاضر در بخش موسیقی و تنظیم هستند. در این قسمت، از حضور هنرمندان جوان و کمتر شناخته‌‌شده‌ای نظیر مجتبی حبیبی و احسان سعیدی استفاده کرده‌ایم. در بخش شعر هم از سروده‌های استاد محمدعلی بهمنی، روزبه بمانی، احمد امیرخلیلی، امید صباغ‌نو، امیر ارجینی، نیما تقوی، مرتضی نجفی و… بهره‌مند شده‌ایم. این آلبوم متنوع و رنگارنگ شده که در آن هم کارهایی در حال‌وهوای «ماه و ماهی» داریم و هم قطعات متفاوت با آن.
 

  • * چرا تیم موفق «ماه و ماهی» در این آلبوم حضور ندارند؟

اختلاف سلایق در برخی نقاط باعث شد تا در این پروژه همکاری نداشته باشیم. اما با دوستان خوب و سرشناسی همکاری کرده‌ام و از تجربه کردن با آدم‌های مختلف لذت می‌برم. دقیقاً همان سرکشی درون خودم در این آلبوم هم وجود دارد و به نظرم ترکیب جالبی از آب درآمده است. ضمناً قرار بود با بهروز صفاریان هم در این آلبوم همکاری داشته باشیم؛ اما به دلیل حساسیت او روی آثارش، این همکاری به زمان پس از آلبوم و یک تک‌آهنگ موکول شد.
 

  • * فکر می‌کنید این آلبوم بتواند شما را به عنوان رقیب جدی در بحث فروش کنسرت‌ها تبدیل کند؟

همه چنین آرزویی دارند! به دلیل اینکه من در ساخت و پرداخت و در کار تولید آلبوم، قائل به رقابت با کسی نبودم، الان هم نمی‌توانم پاسخ دقیقی به این سؤال بدهم. من خواننده‌ای هستم که کار خودم را می‌کنم و زمان ثابت می‌کند که من برای ماندگاری و خاطره ساختن آدم‌ها، کار می‌سازم.
 

  • * چرا انتشار این آلبوم با تأخیر مواجه شد؟

دلیل تأخیر افزوده شدن قطعاتی بود تا فضای آلبوم عاشقانه‌تر شود.

منبع : موسیقی ایرانیان

«نگاه» با صدای میلاد مهرآوا منتشر شد

9 فوریه 2018
بدون نظر

پنجمین تک آهنگ خواننده جوان

«نگاه» با صدای میلاد مهرآوا منتشر شد

موسیقی ما – جدیدترین تک آهنگ میلاد مهرآوا به نام «نگاه» با مجوز دفتر موسیقی وزارت ارشاد منتشر شد.

به گزارش «موسیقی ما»، میلاد مهرآوا پنجمین قطعه از قطعاتی که قرار است در قالب آلبوم “باران” روانه بازار موسیقی شود را با شعری از پاشا و آهنگ و تنظیم میلاد مهرآوا، به نام «نگاه» منتشر کرد.

پس از تک آهنگ هایی چون: «باران»، «دیوانه پسند»،«دختر مهتاب» و «فاصله»، جدیدترین تک آهنگ این هنرمند به نام «نگاه» در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» منتشر شد.

میلاد مهرآوا در گفتگو با خبرنگار «موسیقی ما» درباره جدیدترین اثر خود گفت: «قرار بود این مجموعه به شکل آلبوم،به نام باران ،پاییز امسال منتشر شود که با حساسیتی که در کیفیت آثار داشتم ، انتشار آن به تابستان ۹۷ موکول شد. تمامی این قطعات در قالب آهنگ پیشواز ایرانسل در اختیار مخاطبانم قرار گرفته است. برنامه ریزی برای کنسرت در اواسط سال آینده داریم که با قدرت و کیفیت بالا و درخور شآن مخاطبانم بتوانم حاضر شوم.»

گفتنی ست تک آهنگ «کنار من بمان» نام قطعه ی بعدی از این هنرمند است که اسفندماه منتشر میشود.

جدیدترین اثر رسمی میلاد مهرآوا را در تماشاخانه سایت «موسیقی ما» گوش و دانلود کنید.

منبع: 

سایت «موسیقی ما»

منبع : موسیقی ایرانیان

هیچ‌کس نمی‌تواند شبهه‌ای در شاهکار بودنِ تصنیف «ایران، ای سرای امید» بیاورد

9 فوریه 2018
بدون نظر

نغمه‌های جاودان فجر – 7

هیچ‌کس نمی‌تواند شبهه‌ای در شاهکار بودنِ تصنیف «ایران، ای سرای امید» بیاورد

موسیقی ما- تصنیفِ «ایران، ای سرای امید» را بدون شک می‌توان یکی از برجسته‌ترین و ماندگارترین قطعاتِ موسیقی ایران دانست؛ قطعه‌ای که هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ شبهه‌ای برای شاهکار بودنِ آن ایجاد کند. طبقِ آنچه خود آقای «لطفی» توضیح داده‌اند،‌ ابتدا ملودی این اثر را ساخته‌اند و با یک ساز – سه‌تار- برای آقای ابتهاج نواخته‌اند و ایشان بعد از مدتی شعرِ این تصنیف را نوشته‌اند و آقای «شجریان» آن را خواندند. همکاری این سه استادِ بزرگِ موسیقی ایران در نهایت به خلقِ‌ این شاهکار انجامیده است.

اما صرف‌نظر از تمامِ قدرتی که ملودی، آواز و شعرِ این اثر دارد، می‌توان دلیلِ دیگری برای ماندگاری آن دانست، «ایران، ای سرای امید» از جمله اولین کارهای ملی – میهنی است که ساخته شد و به همین خاطر این‌‌چنین ماندگار شد و توانست در مقاطع مختلفِ حوادث ایران همچنان به عنوان یک قطعه‌ی ماندگار شنیده شود. «ابتهاج» در این اثر از دردی سخن می‌گوید که در پسِ آن یک امیدِ بزرگ وجود دارد و به همین خاطر است که هر کس حتی ردپایی از عشق به ایران در وجودش ریشه داشته باشد، این اثر را می‌شنود و دوستش دارد. در سال‌های بعد نیز بسیاری قطعاتِ ملی- میهنی ساخته شد و من نیز افتخار خلقِ یکی از آنان را با همراهی «سالار عقیلی» با نام «وطنم» داشتم. در شعری که استاد «افشین یداللهی» برای این اثر سرودند هم می‌توان همان دردی را که درباره‌ی آن صحبت کردیم، مشاهده کرد؛ آنجا که زنده‌یاد سروده است: «ایران اگر دل تو را شکستند تو را به بند کینه بستند/ چه عاشقانِ بی‌نشانی که پای درد تو نشستند.» این قطعات با آنچه درباره‌ی دماوند و زاگرس و غیره ساخته می‌شود، تفاوتِ بسیار زیادی می‌کنند.

این اثر را خوانندگانِ دیگری نیز در این سال‌ها به اجرا درآورده‌اند که آنان نیز زیبایی‌های خاصِ خودش را دارد؛ اصولا من برخلافِ بسیاری از آهنگسازان، اعتقاد دارم که بازخوانی اگر به صورتی انجام شود که آثارِ‌ بازخوانی‌شده هویتِ مستقلِ خودش را داشته باشد و بتواند حرفِ جدیدی بزند، اتفاق بسیار خوبی است. بازخوانی آثارِ گذشتگان در تمام دنیا مرسوم است و بسیاری از خوانندگانِ بزرگ دنیا نیز در این زمینه قطعاتِ مهمی را خلق کرده‌اند. من خودم به عنوان یک آهنگساز، از بازخوانی آثاری که خلق کرده‌ام، بسیار خوشحال خواهم شد. 

منبع : موسیقی ایرانیان

وقتی از موسیقی حرف می‌زنیم …

9 فوریه 2018
بدون نظر

[ نسیم قاضی‌زاده – روزنامه‌نگار و منتقد ]

قریحه داشتن حتما جدا از تکنیک است، حتما جدای از تمام چیزهایی است که مرتبط با “فن” هستند، مرتبط با “زحمت” مرتبط با آنچه به عنوان “کار” از آن یاد می‌کنیم. به نگاهِ صرفا تکنیکی داشتن یا کم‌ذوقی کسی چندان خرده نمی‌گیرد چرا که تکنیک داشتن و فن به کار بستن خودش می‌تواند تا حدودی  راهگشا یا به اصطلاح “کار-راه-انداز” باشد اما اگر این قریحه و ذوق با تکنیک همراه شوند حتما شادی‌آفرین است، حتما به چشم می‌آید، حتما دیدنی و شنیدنی خواهد بود. موسیقی در تنگه ابوقریب از دستۀ دوم است، موسیقی‌ای که با تو می‌آید، درگیرت می‌کند، جای خودش را باز می‌کند، دست و پای دیده شدن و شنیده شدن را نمی‌زند و هنر است با تمام ویژگی‌هایی که برای هنر قائلیم؛ بالندگی، خلاقیت، تازگی، زیبایی و البته تاثیرگذاری.

پسرک بعد از پایان نیمروز جانفرسای ابوقریب ایستاده است به تماشای مهیب صحنۀ پیش رو با تفنگی بر شانه و وحشتی از مواجه‌ای اینچنین سهمناک با واقعیتِ جنگ، پسرکی که تا دیروز مرد نبوده و امروز به ناگهان دنیایش زیر و زبر شده. جهانِ زیر و رو شده را با جانش لمس کرده، جنگ را با وجودش چشیده و بخشی از آن شده، حالا در این تنهاییِ شگرف، موسیقی می‌آید. موسیقی‌ای که با تمام توان قرار است این وضعیت را در مواجهه با زندگی و جنگ نشان دهد. آرشۀ ویولنسلی که همگام با زانوهای بلاتکلیف و لرزان پسر کشیده می‌شود و ویلن‌هایی که با ضربه‌هایشان مارش را می‌نوازند تا قدم‌های پسرک محکم شود، تا زندگی با تمام توانش جلو بیاید و خودش را تحمیل کند. کمی‌ بعدتر کوبه‌ای‌ها برای روزی که از سر رفته، برای سختی‌ای که به چشم آمده، برای اینکه قدم‌های پسرک و تمام آنها که مانده‌اند راسخ‌تر شود برای آنکه کسی یادش نرود چه گذشته است حاضر می‌شوند و می‌کویند و کلارینت که چه انتخاب درستی است برای آنها که رفته‌اند و خاطره‌شان همچون خورشید در وسط آسمان است.

حامد ثابت آهنگساز تنگه ابوقریب است. از روزی که وارد سینما شده تا به امروز کم موسیقی‌های خوب به سینمای ایران هدیه نکرده است از پرسه در مه تا اینجا بدون من، از برادرم خسرو تا آاااادت نمی‌کنیم . از روزی که آمده تا به امروز – هرچند فراز و نشیب‌هایی داشته- اما با خودش نوآوری و خوش‌قریحگی آورده و به گوش‌های مخاطب ایرانی چه لذت‌ها که بخشیده است. اما در میان کارهای او و همکاری‌های بسیارش با بهرام توکلی هم موسیقیِ تنگه ابوقریب جایگاهی ویژه دارد؛ یک موسیقی پخته و در عین حال جاندار که همچون دیگر آثار برجستۀ موسیقی فیلم چه در ایران و چه در خارج از ایران بارها و بارها می‌توان آنها را شنید و از شنیدن صرف آن لذت برد. موسیقی به معنای محض آن در رگ و پیِ موسیقی تنگه ابوقریب در جریان است.

باید علاوه بر حامد ثابت به بهرام توکلی تبریک گفت که پای همکاری‌های سابقش با آهنگسازش ایستاد. ثابت به استفاده از موسیقی‌های مینی‌مال شهره است، به موسیقی‌هایی که نمی‌توان تصوری از لحن “حماسی” در آنها داشت، آن هم برای فیلمی که نام تهیه‌کننده‌ای همچون “اوج” روی آن است و تماما جنگی است؛ آن هم نه بخش ملودراماتیک جنگ که جنگ با همۀ ابعاد سکر و لختش. شک ندارم که توکلی خودش هم مردد شده اما شهامتش برای این اعتماد و بله گفتن به اعتمادش به آهنگسازِ همکارش ستودنی است. نتیجه‌ای که از این تجربه در نهایت حاصل شده نه تنها به نفع توکلی و فیلمش بلکه به نفع سینمای ایران بوده که موسیقی می‌تواند اینقدر کم‌حرف، گزیده‌گو و پرقدرت ظاهر شود؛ و در صحنۀ آخر بیاید و میخش را اینچنین محکم بکوبد. آن قطره‌ اشک‌هایی که با نفس حبس شده‌ بودند را بگیرد و در سکوت روی صندلی میخکوبت کند و مجبورت کند به تعمق، به فرصتی که در زمان تماشا نداشته‌ای. پیچ گوشهایت را باز کند و راه به قلبت ببرد. البته که نباید از آرشه‌ای که مهرداد عالمی بر ویولنسلش کشیده و کلارینتی که هادی ثابت نواخته گذشت.

در کنار اینها امیدوارم از متن برداشت این نشود که موسیقی حامد ثابت، موسیقیِ کم زحمتی بوده اما ماجرا اینجاست که کم نبودند موسیقی فیلم‌هایی در جشنواره امسال که از فرط پر سر و صدایی و پرحجمی، گوش بی‌نوای تماشاگر را در آستانۀ گرفتگی قرار می‌دادند تا بلکه به چشم بیایند و راه به جایی ببرند که البته دقیقا نمی‌دانم در تاریخ جایگاهشان کجا خواهد بود و حتی در صورت گرفتن جایزه‌ای هم کجا خواهند ماند؟! اما موسیقی تنگه ابوقریب به تنهایی می‌تواند درس باشد، درس‌هایی همچون اینکه “چطور در سکوت تاثیرگذار باشیم؟” یا “چطور پرگویی نکنیم؟” یا “چطور از تلاش فزاینده برای دیده شدن بکاهیم؟”.

اگر اهل شنیدن موسیقی فیلم باشید، به راحتی می‌توانید همراه با شنیدن این موسیقی، کلی موسیقی‌های دیگر را در موسیقی تنگه ابوقریب بشنوید. از آشپز، دزد، معشوقه و همسرش مایکل نایمن گرفته تا خارج از آفریقای جان باری تا فهرست شیندلر جان ویلیامز و خیلی چیزهای دیگر که برای آدمهای مختلف متفاوت است. این همان چیزی است که وقتی از موسیقی حرف می‌زنیم به آن اشاره می‌کنیم، به این برهم‌آییِ آواها و سازها که با شنیدنِ یک اثر جدید، زیبایی‌های آثار قبلی را برایمان زنده می‌کند. همچنان که در ادبیات و نقاشی هم چنین است.

حدود ده سال پیش در اولین نوشته‌ای که برای ورود حامد ثابت به سینمای ایران نوشتم، نوید این را دادم که آهنگسازی خوش قریحه پا به این سینما گذاشته که آینده‌دار خواهد بود و موسیقی‌هایش شنیدنی. آدم خوشحال می‌شود که حدسش برای گل یا پوچ درست دربیاید چه برسد به اینکه شاهد درست درآمدن تخمینش درباره آیندۀ کاریِ موفقِ آهنگسازی جوان باشد که آخرین کارش به مراتب شنیدنی‌تر از اولین ساخته‌اش بوده. همچنان منتظر شنیدن آثار بعدی‌اش در سینمای ایران خواهم بود و امید که شیوۀ فرهیخته‌تری از “زحمت” هم در موسیقیِ سینمای ایران دیده شود.

منبع : موسیقی ایرانیان

شاهنامه بخشی از میراث بزرگ و مهم فرهنگی کشورمان است

9 فوریه 2018
بدون نظر
موسیقی ما- صحبت های «محمد حسین مهدویان» نویسنده و کارگردان فیلم لاتاری در برنامه هفت با اجرای رضا رشید پور درباره حکیم ابوالقاسم فردوسی واکنش های اهالی هنر و موسیقی ایران را در پی داشت. صحبت‌های این فیلمساز جوان با واکنش‌های بسیاری در فضای مجازی روبه‌رو شد و بنیاد فردوسی نیز بیانیه‌ای در این خصوص صادر کرد؛ این در حالی است که «همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» که تابستانِ گذشته، کنسرت- نمایش «سی» را بر اساسِ داستان‌هایی از شاهنامه روی صحنه بردند و نیتِ اصلی خویش از این اتفاق را ایجاد دغدغه‌ برای مخاطبان در شناختِ بیشتر این اسطوره‌ی ادب و تاریخِ فارسی کردند؛ نسبت به این سخنان اعتراض کردند. اما شب گذشته «محمدحسین مهدویان» در گفت‌وگوی تلویزیونی دیگری درباره‌ی این سخنان توضیح داد و از به کار بردنِ واژه فاشیست عذرخواهی کرد و خود را از دوستدارانِ فردوسی دانست.

«همایون شجریان» – خواننده‌ی پرآوازه‌ی ایرانی- که به تازگی تورِ کنسرت‌های «ایران من» را به اتمام رسانده است؛ در واکنش به این اظهارات در شبکه‌ی شخصی‌اش نوشت: «دوستان گرامی، همگی خوب می‌دانیم که شاهنامه بخشی از چند میراث بزرگ و مهم فرهنگی کشورمان است که همه‌ی دنیا با نگرش به آن می‌توانند عظمت زبان و فرهنگ ما را درک کنند. با این حال اخیرا در برنامه‌ای سینمامحور در صدا و سیمای کشورمان ایران ، به حضرت حکیم ابوالقاسم فردوسی که بزرگان ادب و فرهنگ، فارسی سخن گفتن امروز ما را (که عاری از کلمات عربی هم نیست) مدیون او و شاهنامه‌اش می دانند، علنا توهین شده است و گویا قرار نیست کسی هم عذر خواهی رسمی کند. بنده‌ی کمترین و جمع بسیاری از دوستانم و فرهیخته‌گان هنر، شایسته می‌دانیم، مراتب به شکلی فراهم آید تا بدون هیچ‌گونه توضیح و توجیه، که شنیدن آن صبوری می‌خواهد، در رسانه ملی که وظیفه‌اش پاسداری از ارزش‌های فرهنگی این مرز و بوم است یا به هر طریقی که شایسته است از پیشگاه مردم ایران عذر خواهی مستقیم و رسمی به‌عمل آید.»

«سهراب پورناظری» – آهنگساز و نوازنده‌ی نامدار- هم با بیان اینکه طاقت نیاورده تا در برابرِ این توهین، سکوت کند، نوشته است: «چه خوب كه در تلويزيون مى شود درباره‌ی هر موضوعى هر طوری که خواست صحبت كرد. مطمئنم رئيس صدا و سيما هم ديگر از اين واژه لبخند به لبانشان بنشيند. آب تمام،‌ هوا تمام،‌ پول تمام، جنگل تمام، درياچه تمام، راستى تمام، اميد تمام، حالا نوبت فردوسى است؟ به نظر شما اين فاجعه كمتر از زلزله و گرانى و هواى اهواز و كشتى سانچى هست؟ به‌خدا كه نیست. يك طرف به فردوسى مى گويد: «فاشيست»، طرف مقابل هم مى‌گويد: «قبول دارم حرفتو قبول دارم حرفتو». اين هم نوبرانه جشن فجر امسال.»

او در ادامه شعری از فردوسی را آورده است که می‌گوید: «بداندیش گردد پدر بر پسر/ پسر بر پدر هم چنین چاره گر/ شود بنده بی هنر شهریار/ نژاد و بزرگی نیاید به کار/ به گیتی کسی را نماند وفا / روان و زبان‌ها شود پر جفا.»

اما شب گذشته «محمد حسین مهدویان» در برنامه‌ی تلویزیونی دیگری، درباره‌ی سخنانِ خود در «هفت» توضیح داد: «وقتی مجری برنامه فیلم من را فیلمی تروریستی خواند که در آن ترویج خشونت صورت گرفته است، من از جمله‌ای شرطی استفاده کردم و گفتم با این اوصاف می‌توان از شاهنامه نیز چنین تعابیری کرد که ای کاش این کار را انجام نمی‌دادم. من از به کار بردنِ این واژه‌ها عذرخواهی می‌کنم؛ اما در آن زمان می‌خواستم به فردوسی پناه ببرم و بگویم که به او اقتدا کرده‌ام. من خودم شاهنامه را بسیار دوست دارم و بر همین اساس اسم فرزندم را «آرش» گذاشتیم، چون او از سلاح استفاده کرده و مرزهای ایران را تعیین کرده است؛ بی‌آنکه خونی بریزد و تنها جان خویش را نثار کرده است.»‌

فیلم کامل توضیحات محمد حسین مهدویان درباره اظهاراتش در برنامه هفت را اینحا ببنید

منبع : موسیقی ایرانیان

جراحی مغز «رافائل میناسکانیان»‌ با موفقیت انجام شد

9 فوریه 2018
بدون نظر

امیدواری به ترخیص از بیمارستان در اواسط هفته‌ی جاری

جراحی مغز «رافائل میناسکانیان»‌ با موفقیت انجام شد

موسیقی ما- در حالی که صبحِ دیروز «رافائل میناسکانیان» – استادِ پیانیست- موردِ عملِ جراحی مغز قرار گرفت، این عمل با موفقیت به اتمام رسید و هم‌اکنون حالِ عمومی این نوازنده‌ی پیشکسوت، مساعد است و به گفته‌ی «شرمین مهدی‌زاده» – مدیر برنامه‌هایش- این امیدواری وجود دارد که او در اواسطِ هفته‌ی جاری از بیمارستان مرخص شود.
«رافائل میناسکانیان» – موزیسینِ برجسته‌ی ایرانی- چندی پیش دچار سانحه‌ی رانندگی می‌شود که در همان روزهای نخست به نظر نمی‌رسد دچار مشکلی شده باشد؛ اما در روزهای بعد مشکلاتی چون عدم تمرکز برایش پیش می‌آید که پزشکان، احتمالِ آسیب مغزی را می‌دهند. «شرمین مهدی‌زاده» در این خصوص به موسیقی ما می‌گوید: «بعد از بروزِ این اتفاق، ایشان از یک‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته در بیمارستان پارس بستری و به تشخیصِ پزشکان مورد جراحی مغز قرار گرفتند. خوشبختانه خون‌ریزی روی لایه‌ی رویی مغز بود و به همین خاطر عملِ جراحی با موفقیتِ بسیاری همراه شد. ایشان هم‌اکنون به صورتِ کامل هوشیار هستند و پس از معاینه‌ی پزشک و بررسی شرایطِ بالینی ایشان، این امیدواری وجود دارد که اواسطِ هفته از بیمارستان مرخص شوند.»
میناسکانیان فراگیری موسیقی را در سن ۶ سالگی آغاز کرد و در ۱۰ سالگی اولین کنسرت خود را برگزار کرد. او  اولین هنرمندی است که رسیتال پیانو کلاسیکش از تلویزیون ایران پخش شده است. او تا زمانی که در ایران بود نزد امانوئل ملیک اصلانیان به فراگیری پیانو پرداخت. بعد از دورهٔ دبیرستان برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ پزشکی به آمریکا رفت . در آنجا بود که ایوب زرکو استاد موسیقی دانشگاه یو سی ال ای استعداد او را در موسیقی و نوازندگی پیانو شناسایی و او را به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ موسیقی تشویق کرد. او نزد اساتید شناخته شدهٔ بین‌المللی چون : ایوب زرکو (لوس آنجلس)، کارل اولریش اشنابل(ایتالیا)، ایلونا کابوس (لندن) به تکمیل و فراگیری دانش موسیقی و نوازندگی پیانو پرداخت و همچنین در مدرسه جولیارد در نیویورک تحصیل کرد. وی هم اکنون علاوه بر اجرای کنسرت، به تدریس پیانو در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر مشغول است. 

منبع : موسیقی ایرانیان