این پروژه به حالت انتظار درآمد تا در زمانی بهتر و در روزگاری مهربان‌تر به اجرا درآید

8 جولای 2018
بدون نظر

اطلاعیه‌ی روابط عمومی کنسرت- نمایش «سی»

این پروژه به حالت انتظار درآمد تا در زمانی بهتر و در روزگاری مهربان‌تر به اجرا درآید

موسیقی ما – روابط عمومی کنسرت – نمایش «سی» اعلام می‌کند پس از گذشت چهار ماه تلاش بی وقفه از آغاز پیش‌تولید پروژه‌ی هنری «سی » به خوانندگی «همایون شجریان» و آهنگسازی «سهراب پورناظری» و کارگردانی «حسن معجونی»، با متنی از «محمد چرم شیر» بر اساس داستانِ «سیاوش»، اکنون این پروژه به مرحله‌ی آمادگی نهایی خود نزدیک شده است.

بازیگران برای ایفای نقش‌های سیاوش (مهدی پاکدل)، سودابه (سحر دولتشاهی)، کیکاووس (هوتن شکیبا)، شبرنگ (دلنیا آرام)، اسفندیار( بانیپال شومون) و فرنگیس (رعنا آزادی ور) و گروه ۶ نفره‌ی پریان و گروه سی نفره‌ی رقص و حرکت از چهار ماه قبل انتخاب و وارد مرحله تمرین شده‌اند.

محل اجرا پس از اتلاف وقت و کارشکنی های بی‌دلیل متولیان و افزایش ۳۰۰ درصدی اجاره بهای محوطه‌ی چمن، از کاخ «سعد آباد» به سالن مجهز «رویال هال» تهران با گنجایش ۲۵۰۰ نفر تغییر یافت؛ همچنین آهنگسازی پروژه و تمرین گروه موسیقی و آماده سازی‌های اولیه و طراحی و اجرای دکور، صحنه، لباس، ویدیو مپینگ و غیره همه تا مرحله نهایی پیش رفته‌اند و هزینه‌های اولیه انجام پذیرفته است.

در این مرحله به سبب مساعد نبودن شرایط اجتماعی و خاص و ویژه بودن پروژه «سی»، به صلاح دید و پیشنهاد «همایون شجریان»، در جلسه ای فوری با حضور «سهراب پورناظری»، «حسن معجونی»، «تهمورس پورناظری» (مدیریت پروژه) و «محمدرضا حسین زاده» (مدیریت تولید) و در نهایت تمامی عوامل سی، با مشورت و تصمیم جمعی، این پروژه به حالت انتظار درآمد تا در زمانی بهتر و در روزگاری مهربان‌تر، با دلی خوش‌تر و اذهانی سبک بال‌تر در روزگاری که مردمِ شریف این مرز و بوم غم‌ها و نگرانی‌های معیشتی کمتری نسبت به حال و آینده خود داشته باشند و زمین و زمان محکم‌تری زیر پایشان باشد به مرحله‌ی اجرا درآید.

گفتنی است امسال علاوه بر حضور عوامل حرفه‌ای و هنرمندانی که خود نقطه‌ی  برجسته‌ی اجرای سال گذشته «سی» نیز بودند، می‌توان به حضور «حسن معجونی» -کارگردان توانمند و صاحب سلیقه‌ی تئاتر- و هنرنمایی بازیگران مجرب  به همراه تکنولوژی ویدئو مپینگِ سه بعدی و پیشرفته اشاره کرد.

منبع: 

سایت موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

حمایت همه جانبه سالار عقیلی از سردار آزمون

7 جولای 2018
بدون نظر

در مراسم رونمایی از یک فیلم سینمایی اتفاق افتاد

حمایت همه جانبه سالار عقیلی از سردار آزمون

موسیقی ما – حضور توام سالار عقیلی و سردار آزمون در رونمایی از یک فیلم سینمایی حواشی زیادی را در فضای مجازی باعث شده است.

به گزارش «موسیقی ما»، شب گذشته در سالن ایوان شمس، مراسم رونمایی از فیلم مستندی درباره سردار آزمون مهاجم تیم ملی فوتبال برگزار شد. مراسمی که چهره های مطرحی در آن حضور داشتند، از سالار عقیلی خواننده مطرح و اجرا کننده سرود تیم ملی در جام جهانی تا خداداد عزیزی در این مراسم شرکت کرده بودند.

سالار عقیلی در این مراسم از انتقادها علیه سردار آزمون گله کرد و روی صحنه گفت:« دیدم سردار جان که روی سن از انتقادهای فضای مجازی گفت. من می خواهم بگویم که آن هایی که در فضای مجازی این انتقادها را کردند، مردم نیستند. مردم واقعی این آدم های توی سالن هستند. مردمی که به استقبال تان در فرودگاه آمدند. کلی در همین شبکه های اجتماعی به خاطر یازده ستاره به من فحش دادند. روزهای نخستی که با همسرم ساخت موسیقی را آغاز کردیم، خیلی توهین شنیدیم و چیزی نمانده بود دلسرد شویم ولی توجه نکردیم. این توهین ها را به دل نگیر. این ها واقعی نیستند. فیک هستند!»

این خواننده پس ازاین حمایت همه جانبه از مهاجم تیم ملی از وی حاضرین در سالن شدیدا تشویق شد.

فیلم سریک به کارگردانی بهاره افشاری درباره یکی از اسب‌های سردار آزمون، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران است. در این فیلم بخش‌هایی از زندگی شخصی و عاطفی سردار آزمون نیز نشان داده می‌شود. سریک اسبی است که سردار آزمون به خاطر آن هفته‌ها در کورس‌های سوارکاری حاضر می‌شود و تعصب زیادی روی آن دارد. در این مراسم علاوه بر اکران فیلم سریک جشن تولد بهاره افشاری نیز برگزار شد. قرار است فیلم مستند سریک به‌زودی اکران شود.

در مراسم اکران خصوصی این فیلم جمعی از هنرمندان سینما، تئاتر و موسیقی و شخصیت‌های سیاسی و ورزشکان همچون سالار عقیلی، حامد همایون، مارال فرجاد، رضا داود نژاد، جواد صالحی، امیرحسین رستمی، خداد داد عزیزی، یاسر هاشمی، خسرو حیدری و مژده لواسانی حضور داشتند.

 

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما» / عکس ها: ورزش 3 – ایلنا

منبع : موسیقی ایرانیان

تاثیرگذار و صاحب جایگاه | موسیقی ما

7 جولای 2018
بدون نظر

[ آرش نصیری – روزنامهنگار، مدیر و مجری برنامه هزار صدا ]

موسیقی ما – چهارده تیرماه روزتولد دکتر محمد اصفهانی، یکی از بهترین خوانندگان موسیقی پاپ ماست؛ کسی که بیش از بیست سال پیش چهره مطرح این عرصه شد و در این مدت، حتی وقتی دیگران چهره‌های روز بودند و آلبوم و کنسرت‌هایشان می‌فرخت، جایگاه او محفوظ بود و هست. نمی‌دانم جایگاه اجتماعی و تحصیلات باعث نوع خاص نگاه دکتر محمد اصفهانی به موسیقی شد یا مجموعه دیگری از عوامل اما هر چه هست، موسیقی پاپ ما صاحب هنرمند تاثیرگذاری شد که جایگاه هنرمندان این عرصه را در جامعه ارتقا داد و دریغا که این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری به هنرمندان و به ویژه خوانندگانی از این دست احتیاج داریم تا وضعیتی بهتر از آنچه شاهدش هستیم را شاهد باشیم.

محمد، فرزند دکتر محمدعلی واعظی و بانو بوستان(از خانواد هنرمند و هنرشناس بوستان)، از یک خانواده مومن و معتقد و صد البته اصیل و اهل علم و هنر برخاست و بنابر این همواره علم و هنر را در کنار هم داشت، بنابر این، همین موقعیت خانوادگی و اجتماعی‌اش مانع بسیاری از رفتارها و اجرای بسیاری از آثار بود که اغلب چهره‌های روز از آنها ابایی نداشته و ندارند.

ناگفته نماند که این جایگاه و نگاه ویژه مانع از درک تجربه‌های تازه در موضوع موسیقی پاپ نبود و اتفاقا اصفهانی در هر دوره کاری، تجربیات نسبتا آوانگاردی هم داشته که یکی از مشهورترین آنها قطعه «نون و دلقک» در همکاری با بهروز صفاریان و در آلبومی ‌به همین نام است. او بدون آنکه کاملا به سمت موسیقی‌هایی نو –زیادی نو- بغلتد، دست به چنین تجربیاتی زد که البته خیلی‌ها با آن مخالف بودند و هستند، اما دوباره به مسیر اصلی‌اش برگشت و همواره همان موزیسین تحصیل کرده و دقیق، با صدایی ریشه‌دار در موسیقی اصیل ایرانی باقی ماند.

دکتر اصفهانی از سال 1373، زمانی که دانشجوی پزشکی بود تیتراژ آوای فاخته را اجرا کرده بود و همچنین آثاری دیگر را و بعد، در سال 76 از دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغ التحصیل شد و آن سال، سال خاصی هم در حوزه سیاسی و هم در موضوع موسیقی پاپ است. اصفهانی در آن سال در کنار فواد حجازی و با همراهی هنرمندان آهنگساز و ترانه‌سرای دیگر، در حال جمع کردن آلبوم «حسرت» بود که در سال 1377 منتشر و یکی از پرفروش ترین آلبوم‌های تاریخ موسیقی پاپ شد. جالب است که این آلبوم با امضای فواد حجازی و اصفهانی، بعد از گذشت بیست سال هنوز شنیدنی‌ست. او بعدا با آهنگسازان بزرگی از نسل‌های دیگراز جمله استادان همایون خرم و فریدون شهبازیان هم کار کرد و پیش و پس از آن البته همکاری‌های درخشان با استاد بابک بیات و از آن جمله قطعه درخشان «آسیمه سر» با ترانه زیبایی از اکبر آزاد. اصفهانی با این دو بزرگوار تیتراژ تنهاترین سردار را هم کار کرد و همچنین بی‌واژه را با ترانه زیبایی از اهورا ایمان و آهنگسازی پدرام کشتکار. مجموعه کارهایی که اصفهانی اجرا کرده، جدای از انتقاد فنی یا سلیقه‌ای که ممکن است به بعضی از آنها داشته باشیم، یک مجموعه تاثیرگذار از هنرمندی‌ست که همواره می‌تواند در زمینه کاری خودش الگو باشد، هرچند حتی این هنرمند موفق و ماندگار هم بی‌اشتباه نبوده است.

دکتر محمد اصفهانی در محضر بهترین استادان موسیقی ایرانی، به صورت مستقیم و غیرمستقیم شاگردی کرده و آواز ایرانی را به خوبی آموخته و سپس با استفاده از این فضا، وارد فضای تازه‌ای شد که به موسیقی پاپ سنتی موسوم است و البته پیش و پس از او هم اجرا می‌شده اما او، با کمک گرفتن از بهترین آهنگسازان و عموامل اجرایی دیگر، جایگاه خود را ساخته است. او هر چند با آهنگسازان بزرگی کار کرده اما در همه این آثار می‌توان رد پای خواننده‌ای مولف را دید. به عنوان مثال قطعه زیبای «آسیمه سر» که یکی از بهترین ساخته‌های استاد بابک بیات است و همه مولفه‌های آهنگ‌های بابک بیاتی را دارد اما در چندین بخش از همین آهنگ، تحریرها و تغییراتی که خود خواننده و با سلیقه و امضای خود ایجاد کرده قابل تشخیص است. و یا قطعات آلبوم تنها ماندم که پیش از آن توسط بهترین خوانندگان-عمدتا خوانندگان زن-اجرا شده بودند اما اصفهانی، با نگاه خود و صد البته تایید و هدایت استاد همایون خرم، با تالیف خود آنها را اجرا کرده است.

اصفهانی بنابر دلایل فراوان یک خواننده تاثیرگذار و جریان‌ساز در موسیقی پاپ اصیل ایرانی‌ست و کاری که انجام داد هم کار سختی است، چرا که پیش از آن و همراه با ایشان کسانی چون معین اصفهانی هم فعالیت می‌کردند و صاحب تاثیر بودن و جایگاه پیدا کردن خواننده‌ای جوان کار بسیار مشکلی بود، اما او جایگاه خود را با جدیت و پشتکار ساخت و اینگونه بود که بهترین خواننده دهه هشتاد و صد البته یکی از بهترین خوانندگان همه دوره‌های پس از انقلاب شد و همواره مورد تایید اکثر خاص و عام و به ویژه مورد تقلید نسل‌های بعد از خود بوده است.

تولدتان مبارک آقای دکتر محمداصفهانی و منتظر آلبوم تازه تان هستیم.
 

***

به مناسبت تولد دکتر محمد اصفهانی پادکستی از آثار شاخص وی به همت سایت موسیقی ما و ریمیکس سلمان قلمداران آماده شده است که با کلیک روی کاور زیر می توانید دانلود کنید
 

منبع : موسیقی ایرانیان

سه گروه موسیقی در عمارت روبرو روی صحنه می‌روند

7 جولای 2018
بدون نظر

با اجرای آثاری از «یان تیرسن»، رسیتال گیتار کلاسیک و قطعاتی در دستگاه افشاری و چهارگاه

سه گروه موسیقی در عمارت روبرو روی صحنه می‌روند

موسیقی ما – عمارت «روبرو» برنامه‌های ویژه‌ای در روزهای تابستان تدارک دیده و به این ترتیب میزبان سه گروه موسیقی می‌شود.
 
گروه « آنسامبل دوک»  با اجرای کنسرت «مردی با دست‌های آویزان»  16 تیر در دو سانس 19 و 21 مهمان عمارت روبرو هستند. این برنامه به سرپرستی بهنام عمران منتخبی از آثار «یان تیرسن» را اجرا می‌کند. نوازندگان این کنسرت پویا عشقی‌نژاد (ویولن)، نیکی یغمایی (ویولا)، گلسانا شاسایی (ویلنسل)، نگار نیازمند (گلوکن اشپیل) و بهنام عمران (سازهای آکاردئون، پیانو  و ملودیکا) هستند.
 
کنسرت موسیقی سنتی «شب و روز» نیز 21 تیر، ساعت 21 در عمارت روبرو اجرا می‌شود. در این برنامه قطعاتی در دستگاه افشاری و چهارگاه با آهنگسازی حسین اینانلو و عیسا غفاری اجرا می‌شود. در این کنسرت حسین اینانلو با ساز سه تار، پویان گرامی با تنبک، عیسا غفاری با سه تار و سارا فطرس با سازهای کوزه و بندیر گروه را همراهی می‌کنند.
 
علاوه بر گروه‌های یاد شده، «رسیتال گیتار کلاسیک» با نوازندگی «گلناز ریاحی» جمعه 22 تیرماه ساعت 21 در عمارت روبرو اجرا می‌شود. این برنامه شامل اجرای قطعاتی از آهنگسازان ناشناخته و از کشورهای ایتالیا، فرانسه، آرژانتین، ونزوئلا، روسیه، آذربایجان و ایران است.
 
علاقه‌مندان از طریق سایت بلیطو می‌توانند برای خرید بلیت این برنامه‌ها اقدام کنند.

منبع : موسیقی ایرانیان

گروه موسیقی «بیکران» به اجرای برنامه می‌پردازد

7 جولای 2018
بدون نظر

21 تیرماه و در تالار رودکی

گروه موسیقی «بیکران» به اجرای برنامه می‌پردازد

موسیقی ما – گروه موسیقی «بیکران» به سرپرستی و آهنگساز مجید عسگری، 21 تیر ماه ساعت 21 در تالار رودکی  به اجرای برنامه می‌پردازد.  خوانندگی این کنسرت را مهرشاد حاجیلو و مهسا دامرودی برعهده دارند و دیگر اعضای گروه به‌صورت هم‌خوان به اجرای برنامه می‌پردازند.

گروه موسیقی بیکران از سال ۱۳۹۳ تشکیل و تمرینات خود را به‌طور مستمر در مؤسسه فرهنگی هنری «تماشاگه‌راز» آغاز کرد. سرپرستی و آهنگسازی این ارکستر را «مجید ‌عسگری» نوازنده تار، سه‌تار و عود و مدیریت ارکستر را «یوسف اشرفی» به‌عهده دارد.

قطعات و تصانیفی که در این کنسرت اجرا خواهند شد از آثار مجید عسگری، روی اشعاری از هوشنگ ابتهاج، مولانا و مجید عسگری خواهند بود.

در این کنسرت امیر وفاییان: سنتور، هادی یادگار: تار، سعید میرزا حسینی: نی ، محمدحسن کریمی: بم‌تار ، بهنوش کاظمی‌زاده: کمانچه ، امیر حسن کریمخانی: کمانچه‌آلتو ، امیر شکرابی: تمبک و سازهای کوبه‌ای ،یوسف اشرفی: بندیر، تمبک و سازهای کوبه‌ای ، نادیا زارع: دف، دایره و دهل و  مجید عسگری: شورانگیز و عود به عنوان نوازنده حضور دارند.

اجرای گروه موسیقی بیکران پنجشنبه ۲۱ تیر ماه ساعت ۲۱ در تالار رودکی است و علاقه مندان جهت تهیه بلیت می‌توانند به سایت ایران کنسرت مراجعه کنند.

منبع : موسیقی ایرانیان

«لیلی افشار» رسیتال گیتار کلاسیک اجرا می‌کند

7 جولای 2018
بدون نظر

پنجم مرداد ماه و در فرهنگسرای نیاوران

«لیلی افشار» رسیتال گیتار کلاسیک اجرا می‌کند

موسیقی ما – «لیلی افشار» – آهنگساز و نوازنده‌ی مطرح گیتار- پنجم مرداد ماه به رسمِ هر ساله‌ی خود به ایران می‌آید تا در فرهنگسرای نیاران به اجرای برنامه بپردازد. او در این اجرا در کنار آثاری از آهنگسازان معاصر، قطعاتی از موسیقی محلی مناطق مختلف ایران را به اجرا در می‌آورد.

او همچنین در مدتِ حضور خود در ایران، مسترکلاس‌هایی را نیز در سه سطح مبتدی، متوسط و پیشرفته برگزار می‌کند. او در این سال‌ها در ایران، آلبوم‌ها و کتاب‌های بسیاری نیز منتشر کرده است که از جمله‌ی آن به «24 كاپريچوي گويا»، «ساغر»، «گذار در نوا» و «مسخ» توسط شركت ماهور اشاره کرد.

او در این سال‌ها در ایران، آلبوم‌ها و کتاب‌های بسیاری نیز منتشر کرده است که از جمله‌ی آن به «24 كاپريچوي گويا»، «ساغر»، «گذار در نوا» و «مسخ» توسط شركت ماهور اشاره کرد. كتاب «موسيقي قرن20 .و21 .گيتار كلاسيك» نیز اثری است که او در آن، قطعات را با ويرايش و انگشت گذاري خودش چاپ کرده است تا به گيتاريست هاي ايراني‌ كمك كند و دسترسي‌ به نت خوب با چاپ خوب و شركت معتبر برايشان راحت تر باشد. لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بین‌المللی گیتار بود که برای نواختن حضور آندرس سگوبیا در کلاسهای پیشرفته وی، در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انتخاب شد. آن موقع بود که پس از این کلاس ماتسرو سگویا در مصاحبه‌ای که در اخبار شامگاهی ان بی سی حضور یافت در خصوص افشار پیش‌بینی کرد که او روزی به نوازنده‌ای معروفی تبدیل خواهد شد. علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار رضا والی، گری آیستر، گرارد روژد، لوریس چوبانیان، آرن ملنس، کامران اینجه، باربارا کولب، مرلین زیفرین و سالوادور بروتونس از میان دیگران باشد.
 
او کنسرت‌های متعددی در کشورهای ایران، آمریکا، انگلستان، ایرلند، کانادا، فرانسه، دانمارک، ایتالیا، آفریقا، نیوزیلند، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده، همچنین در «ویگمور هال لندن»، «مرکز هنرهای اجرایی کندی»، «فستیوال موسیقی گرند تیتن»، «فستیوال موسیقی اسپن»، «مدرسه هنرهای تجسمی بنف»، «فستیوال موسیقی منتون» و «آکادمی آمریکیایی در رم» نواخته است.او همچنین به عنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه «ارویل ایچ. گیبسن» شده است.

منبع : موسیقی ایرانیان

سورپرایز ویژه کاوه آفاق در اولین کنسرت آلبوم «شال»

7 جولای 2018
بدون نظر

جشن امضای تازه‌ترین آلبوم خواننده پاپ-راک برگزار شد

سورپرایز ویژه کاوه آفاق در اولین کنسرت آلبوم «شال»

موسیقی ما کاوه آفاق روز چهارشنبه 13 تیر از دومین آلبومش یعنی «شال» در میان جمع زیادی از مخاطبانش در شهر کتاب ابن سینا رونمایی کرد که این مراسم به دلیل جمعیت زیادی که برای امضای جدیدترین آلبوم این خواننده پاپ-راک آنجا جمع شده بودند، پنج ساعت به طول انجامید.
 
آفاق در این مراسم خبر از کنسرت تازه‌اش همراه با سورپرایزهای ویژه‌ای داد و اعلام کرد روز شنبه 30 تیر، طی دو سانس در برج میلاد با آلبوم جدیدش یعنی «شال» روی صحنه می‌روند. او می‌گوید: «قطعات این آلبوم  بین سال‌های 82 تا 95 ساخته شده‌اند و در مجموع ارزشمندترین آثاری هستند که تاکنون داشته‌ام.»
 
آنها در این کنسرت قطعاتی از دو آلبوم «شال» و «با قرص‌ها می‌رقصد» را اجرا خواهند کرد و به این ترتیب قطعاتی چون اتاق آبی، شال، فلوکستین، ماسک، ملودی، باشگاه بازنده‌ها و… را روی صحنه می‌برند. او همچنین از اجرای صحنه‌ای قطعاتی برای اولین‌بار نیز خبر داد.
 
خالق قطعه «شال» که معمولاً پرفورمنس و سورپرایزهای متنوعی برای اجراهایش در نظر می‌گیرد، برای این کنسرت هم خبر از سورپرایز ویژه‌ای داده و به همین مناسبت از گیتاریست‌ها خواسته تا حتماً در این برنامه حضور داشته باشند. او همچنین از یک همکاری بین‌المللی با فریمن خبر داده که جزئیات آن به  زودی اعلام می‌شود.
 
در اين اجرا آرمان مهربان (رهبر ارکستر و نوازنده کیبورد)، پیام زمانی (درامز)، آندره خاچیکیان (گیتار الکتریک و نایلون)، شهاب آفاقی (گیتار الکتریک و آکوستیک) و مهرداد حامدی (گیتارباس) همراه این خواننده پاپ-راک خواهند بود.
 
کنسرت کاوه آفاق روز شنبه 30 تیر در مرکز همایش‌های برج میلاد طی دو سانس 18 و 21:30 به تهیه‌کنندگی موسسه ایران کنسرت برگزار می‌شود که می‌توانید برای تهیه بلیت به سایت «ایران کنسرت» مراجعه کنید.

منبع: 

اختصاصی موسیقی ما

منبع : موسیقی ایرانیان

ما گم شده‌ایم! | موسیقی ما

7 جولای 2018
بدون نظر
موسیقی ما فرزان صوفی- اسفند سال گذشته فستیوالی با نام «موسیقی الکترونیک تهران» برگزار شد که بعضی از هنرمندان حاضر در آن موفق به اجرای موسیقی‌شان نشدند و پوسترهایشان با مهر لغو روبه‌رو شد. «#تهران» یکی از آن گروه‌ها بود که قرار بود اولین اجرایشان را در قالب این فستیوال برگزار کنند.
 
مازیار خواجیان و محمدرضا اصغری، دو هنرمندی که سال‌ها است در داخل و خارج از ایران موسیقی تولید می‌کنند؛ محمدرضا یکی از پیشروهای فضای الکترونیک که آلبوم «آفتاب های همیشه» با مونولوگ‌های آیدا شاملو جزئی از کارنامه اوست و علاوه بر آن بیشتر فعالیتش در حوزه موسیقی گِیم بوده و سال گذشته برای آلبوم موسیقی گِیم «شهرزاد»  -که قرار است منتشر شود- در ششمین دوره جشنواره بازی‌های رایانه‌ای برنده غزال زرین بهترین موسیقی شده است. مازیار خواجیان که ساز تخصصی‌اش گیتار باس است و تحصیلاتش در دانشگاه پرفورمنس جز بوده است. او مثل محمدرضا این سال‌ها با هنرمندانی نظیر سهیل نفیسی همکاری کرده، آلبوم مستقل «فنا» را منتشر کرده  و به تازگی هم آلبوم «جلیل کو؟» با مدیریت هنری او منتشر شده است. مازیار بیشتر درگیر طراحی صدا و موسیقی تبلیغات بوده و می‌توان گفت ارتزاق هر دو به نوعی خارج از فضای موسیقی مِین استریم بوده است و شاید هم به همین دلایل توجه ویژه‌ای به بخش ویژوآل دارند.
 
حالا دو سال و نیم از زمانی که تصمیم گرفتند پروژه «#تهران» را راه‌اندازی کنند می‌گذرد. آنها در این مدت یک ویدئو کلیپ با همین نام منتشر کرده‌اند و در کنارش کانال «رادیو» را راه انداخته‌اند که در آن بخش رها و بی‌پروای ذهن خود را به تصویر می‌کشند. قاعده کارشان بر مبنای بداهه‌پردازی در لحظه بوده و لحظات در قطعاتشان انعکاس یافته‌اند.
 
«#تهران» نتیجه دریافتشان از شهری مثل تهران است که اتفاقاً خیلی هم مثبت نبوده و این تعلیق را می‌توان به خوبی در کارهایشان شنید؛ تهران را شبیه رادیوی بزرگی تصور کرده‌اند که هر موجش نشان‌دهنده یکی از اتفاقاتی است که هر روز در پایتخت رقم می‌خورد. نماینده نسلی از دهه شصتی‌ها که معتقدند کودکی را با خوراک‌های فرهنگی ترسناک و مأیوسانه سپری کرده‌اند و به همین دلیل هم بخشی از گفت‌وگو به همین سمت و سو رفت.
 
حالا قرار است تا یک ماه دیگر اولین آلبومشان منتشر شود؛ آلبوم «#تهران» که برایش برنامه ریزی‌های مفصلی کرده‌اند و می‌خواهند پیش از آن پرفورمنسی با نام «در جنگل شهر» را روی صحنه ببرند. آنها امروز اولین قطعه از این آلبوم را با نام «تگرگ» منتشر کرده‌اند که تمام این‌ها دلایلی برای گفت‌وگو با آنها بود.
 

***

 

  • * در وهله اول «#تهران» نام جذاب و وسوسه کننده‌ای برای شنیدن خروجی‌هایش به نظر می‌آید. این پروژه چطور شکل گرفت؟

محمدرضا اصغری: مازیار ایران نبود و وقتی بعد از سال‌ها برگشت، اولین دیدارمان با هم در تهران سر خیابان میرداماد اتفاق افتاد.
مازیار خواجیان: بعد از پنج سال بود. خبری از هم نداشتیم تا این‌که هم را در تهران دیدیم.
محمدرضا: مازیار طبیعتاً یک بک‌گراند موسیقایی داشت و البته کم و بیش با یکدیگر هم همکاری کرده بودیم. مازیار یک روز در استودیو گفت یک تمی هست که دوست دارم آن را پیش ببریم. البته خیلی هم بیس محور بود چون ساز اصلی خودش هم گیارباس است.
 

  • * این مربوط به چند سال پیش می‌شود؟

محمدرضا: دو سال و نیم پیش. از همان زمان کارمان آغاز شد و شروع به ضبط اولین خروجی‌هایمان کردیم. آن تم بدون هیچ گونه چارچوب و اصرار به اتفاق خاصی ضبط شد. ما فقط می‌خواستیم ببینیم خروجی ما بعد از این همه سال که دوباره هم را دیده‌ایم چه می‌شود. به این ترتیب ترک اول آلبوم یعنی همان «#تهران» متولد شد.
مازیار: آن روز اصلاً به این فکر نکردم که به محمدرضا پیشنهاد همکاری بدهم. هم را دیدیم و بعد از آن هم ناخودآگاه یکدیگر را هفتگی می‌دیدیم. احساس من این بود که نقطه مشترک ما این است که هر دو از خلوت و تنهایی به واسطه کارهایمان یکدفعه وارد شلوغی تهران می‌‌شویم و قسمتی از خلوتمان را با هم تقسیم می‌کنیم. این روند تبدیل به قطعه‌ای شد که اسمی نداشت و نمی‌دانستیم قرار است چه اتفاقی برایش بیفتد. صبا مقدمی آن را شنید و گفت این خودِ تهران است. من برای آن تصویر دارم. موزیک هنوز تمام نشده بود که صبا شروع به ایده پردازی برای تصویر کرد و تقریباً هر دو با هم تمام شدند که هر دو خروجی به شکل جالبی با هم هماهنگ بودند. این شد که نام گروه هم شد «#تهران».
 

  • * این هشتگ به نوعی نمادی از تهران مدرن امروز هم هست.

مازیار: قدیم‌ها روی تلفن‌ها بود اما هیچ کس ازش استفاده نمی‌کرد.
محمدرضا: در واقع می‌توان گفت تهران در کنار تکنولوژی.
مازیار: البته هشتگِ مدرنی که در آن پیکان و آن گربه خیابانی که هنوز به آدم‌ها اعتماد صددرصد نکرده هم وجود دارد. تهران یک مکان تاریخی است و هر کاری هم کنی نمی‌توانی هویت این شهر را از آن بگیری. مثلاً هر دوی ما عاشق ساختمان اسکان هستیم یا پاساژ قدیمی گاندی که دارند مخروبه می‌‌شوند. انگار همه چیز دارد رها می‌شود و آدم‌ها نمی‌خواهند گذشته‌ای که این چیزها در آن بُولد بوده را به یاد بیاورند. الان مراکز خریدهای عجیب و غریبی ساخته شده که با این‌که جذابند اما نسل ما در آنها احساس غریبی می‌کند. مخصوصاً برای من که بعد از چند سال به تهران برگشتم و ساختما‌های غول‌آسایی را دیدم که من را یاد همانجایی انداخت که این سال‌ها در آن اقامت داشتم و احساس می‌کردم دیگر تکنولوژی دارد آدم‌ها را می‌بلعد!
 

  • * اتفاقاً حسی که موسیقی شما به آدم منتقل می‌کند، یک حس گمگشتگی و تعلیق است. انگار یکباره از جایی این وسط افتاده‌اید و در آن گم شده‌اید. تعلقِ خاطرتان جای دیگری است اما به هر حال مجبورید خودتان را با آن وفق دهید. این حس از کجا می‌آید؟

محمدرضا: دقیقاً همین است. ما با هم گپ می‌زدیم و حاصلش را مازیار می‌نوشت. در واقع این کارها از خلال صحبت‌هایمان تولید می‌شدند. اصراری به تولید نداشتیم؛ بیشتر تحلیل می‌کردیم و خروجی ذهنی خودمان را داشتیم که وقتی در قسمت موزیکال به هم برخورد می‌کردند، تبدیل به این خروجی می‌شدند. مازیار چند سالی ایران نبوده و وقتی برگشته با چیز دیگری مواجه شده؛ انگار تهران به او حمله کرده است! من هم چون تهران زندگی نمی‌کنم تغییر و تحول‌ها در این رفت و آمدها خیلی برایم محسوس‌تر بود.
 

  • * به نظر می‌رسد از وضعیت حال حاضر تهران راضی نیستید و بیشتر دلبسته گذشته هستید…

خواجیان: هر دوی ما گم شده‌ایم. روز اولی که با هم در خیابان جمهوری راه می‌رفتیم را به یاد دارم؛ من اولین بار بعد از ده سال به خیابانی برگشته بودم که در آن به دنیا آمدم. اما می‌گفتم این آن محلی که من در آن بزرگ شدم نیست. با محمدرضا در آن خیابان راه می‌رفتیم و هر دو مبهوت بودیم. یکدفعه یک ماشین هم پیچید جلوی یک خانم و او هم شروع به داد زدن کرد ولی هر دو آنقدر شوکه شده بودیم که نمی‌دانستیم باید چه کنیم. «سرعت»، «تحرک» و «خشونت» برای‌مان خیلی عجیب بود و خشن بودن زندگی شهری را در آن لحظه کاملاً لمس کردیم. ما در این روند فهمیدیم که فقط شهر تغییر نکرده، ما هم تغییر کرده‌ایم. ما چون دیگر بچه نیستیم باید با دنیای بزرگ‌ترها کنار بیاییم و همین موضوع هم سختی ماجرا است. به نوعی انگار می‌خواستیم پنهان شویم که راه حلش گم کردن خودمان بود.
 

  • * یک جور ناامیدی که البته تسلیم شدن در آن نیست اما در مقابل جنگندگی و اعتراض بیرونی هم ندارید. گفتید دیگر بچه نیستید ولی آنچه که در موسیقی‌تان شنیده می‌شود، نشان می‌دهد که هنوز آن نوجوان درونتان زنده است و می‌خواهد حرف بزند که این حرف زدن را در قالب کارهای تجربی بروز می‌دهد. انگار دوست ندارید بزرگ شود.

مازیار: به خصوص محمدرضا. این موزیک قائم به تجربه است. آلبوم شاید به این خاطر طول کشید که من هم برای این تجربه‌محوری محمدرضا خیلی احترام قائلم و شخصاً دوستش دارم. کانسپت ذهنی ما این بود که در آلبوم یک قصه را روایت کنیم ولی نمی‌شد دیگر تا این حد تجربی باشد. اما قرار گذاشتیم که در رادیو، این رهایی را تجربه کنیم…
 

  • * در واقع به سمت هنر اکسپریمنتال بروید.

مازیار: بله. هر دو معتقدیم در تهران موسیقی در جریان است و در موزیک‌هایی که به پروژه رادیو تعلق دارد، حتماً یک سر و صدایی هم از تهران شنیده می‌شود؛ از صدای اخبار ترافیک تا فروشنده‌ای که پرتقال می‌فروشد.
 

  • * در واقع می‌توان گفت این پروژه رادیو یک رادیوی بزرگ به اسم تهران است که هر موجش یک اتفاق و پیش‌آمدی که هر روز در شهر تهران رخ می‌دهد را بازگو می‌کند. مثلاً یک موجش ممکن است درباره زلزله کرمانشاه باشد…

محمدرضا: یا ترافیک شهری. تا امروز که بیشتر نسبت به اتفاق‌های اجتماعی بوده است. ما در واقع دو پروژه داریم که یکی چهارچوب و شعر و متن مشخص دارد و تبدیل به آلبوم می‌شود یکی هم ساید پروجکت است که می‌تواند همیشه در کنار آلبوم‌ها وجود داشته باشد و هر چیزی در آن بگنجد.
 

  • * این شخصیت قرار است داستانش را در آلبوم ادامه دهد یا کانسپت متفاوتی دارد؟

مازیار: به جرئت می‌توانم بگویم که این آلبوم تمرینی برای داشتن کانسپت در آلبوم است. «کانسپت» به آن معنای استانداردش که مثلاً The Wall برای «پینک‌فلوید» داشته است. یک کاراکتر ثابت در آلبوم وجود دارد که حاصل همان تجربه‌ای است که من و محمدرضا، ناخودآگاه در یک زمان داشته‌ایم و آن هم تنهایی مطلق و البته خودخواسته بوده است. در یک زمان هر دو به این نتیجه رسیده بودیم که نیاز داریم در تنهایی سایه‌مان را نگاه و به آن کمک کنیم تا قد بکشد و در تنهایی بالغ‌تر شویم. چون هر دو آن تجربه را کرده بودیم، وقتی به هم رسیدیم توانستیم آن بخش تجربی و پر فرا و نشیب رادیو و آلبوم را تفکیک کنیم و آنها را به شکل موازی با هم پیش ببریم که البته خیلی هم سخت بود. اما به نسبت هر دو از نتیجه راضی هستیم.
 

  • * پس در آلبوم شروع به قصه‌گویی کرده‌اید.

مازیار: دقیقاً. در بخش موزیکالش که نوشتن تکست‌ها و فکر کردن به نحوه خواندنش کار من بود و در پروداکشن به شکل بسیار زیادی بار روی محمدرضا بود. تا یک بخش جلو رفتیم و دیدیم بدون این‌که بخواهیم انگار هر قطعه دارد سمت و سوی قطعه بعدی را مشخص می‌کند. بعد احسان ابرقویی به ما اضافه شد که کانسپت آرتیست و تصویرگر است و به طرز معجزه‌واری اولین چیزی را که شنید و برایش طرح زد، همان تصویری بود که ما در ذهنمان می‌دیدیم.
 

  • * خب این می‌تواند نشان‌دهنده سینماتیک بودن موسیقی‌تان باشد؛ چون گفتید چنین تجربه‌ای را با صبا مقدمی هم در بخش ویدئو داشته‌اید.

مازیار: بله المان‌های آن ویدئو انتخاب خود صبا است و تا حد زیادی همان چیزی بود که ما می‌دیدیم. البته ما اصرار زیادی به سینماتیک بون موزیکمان نداریم و این موضوع ناخودآگاه پیش آمده است چون موسیقی فیلم و موزیکِ گِیم که محمدرضا آن را به شکل حرفه‌ای کار می‌کند، از علایق هر دوی ما است.
 

  • * پس دلیل استفاده از موسیقی هشت بیتی در قطعه «دهه شصت» هم به دلیل همین تجربه بوده است.

مازیار: آن قطعه درباره معضل دهه شصت است. در رادیو به دلیل همین آزاد بودنش، حتی تأثیر فضای سینماتیک بیشتر است چون پیشینه کاری محمدرضا موسیقیِ گِیم است و خود من هم کار موسیقی تبلیغات و صداگذاری و صداسازی انجام می‌دهم و هر دو این نوع ریزه‌کاری‌ها را خیلی دوست داریم.
 

  • * این ریزه‌کاری‌ها در رادیو خیلی استعاری حرکت می‌کنند، در آلبوم هم به همین شکل است؟

مازیار: نه. ما در رادیو خیلی نرم‌تر و استعاری‌تر حرکت‌کرده‌ایم اما در آلبوم خیلی هارش‌تر است و این ریزه‌کاری‌ها خیلی مستقیم و بدون استعاره معنی را می‌رسانند.
 

  • * یکی از ویژگی‌های شما این است که اِلمان‌های موسیقایی‌تان خیلی قوی و به اصطلاح شارپ هستند در صورتی‌که این روزها انگار بیشتر از دور صحبت می‌کنند و همه چیز محو و به اصطلاح فِید شده است.

مازیار: برای ما موسیقی اصلی آن صداها است. صدای اخبارگوی ترافیکی، خودبخود برای ما مثل یک موسیقی در ذهنمان تکرار شده و اصلاً تعریف من از موسیقی همان است. یا دِریلی که در خیابان آسفالت را می‌شکافد و می‌خواهی از صدایش فرار کنی. اما به واسطه علم، این صداها، فرکانس، بسامد، کشش، ریتم و تمام اِلمان‌های موسیقایی را دارند، در نتیجه می‌توانند موسیقی باشند؛ کمااینکه در موسیقی مدرن، اسپکترال و تمام موسیقی‌های این‌چنینی از همین المان‌ها به عنوان موسیقی استفاده می‌کنند. دید شخص من این بود که وقتی ما از این صداها، بر اساس تفکر موسیقی شهری در موسیقی استفاده می‌کنیم، انگار کار اصلی را یک نفر دیگر انجام داده و موسیقی ما به آن الحاق شده است. مخصوصاً در پروژه‌های رادیو و اصلاً جذابیتش هم به همین بود؛ این‌که ما قرار است تا چه حد انعطاف داشته باشیم.
محمدرضا: اسم ما «#تهران» است و تهران هم یک موسیقی شهری دارد. در شهر هیچ چیز دور از دسترس نیست و همه چیز اصرار به جلو آمدن دارد؛ بیلبورد اصرار دارد بزرگ‌نمایی کند، تبلیغات، پاساژها و… هم همینطور هستند. همه چیز قرار است آنقدر در دسترس باشد که تو را قلقلک دهد. پس ما نمی‌خواستیم در این روند، موسیقی امبینت تولید کنیم؛ باید به نوعی موسیقی شهری می‌رسیدیم که اگر هم قرار است امبینت باشد، امبینت شهر باشد. البته در این قطعات، یک‌سری از صداها هم در درجه پایین‌تری قرار دارند و به این شکل در دسترس نیستند، آنها کارشان را در ناخودآگاه انجام می‌دهد.
 

  • * شما در دهه شصت به دنیا آمده‌اید؟

بله.
 

  • * در این سال‌ها خیلی‌ها نوستالژی را وارد کارشان کرده‌اند اما به نظرم تفاوتی که کار شما (قطعه دهه شصتی‌ها) با بقیه داشت این بود که صرفاً این کار را برای گفتن جمله «یادش بخیر!» انجام نداده‌اید. حتی گاهی برعکس آن پیش رفته و یک جاهایی با موسیقی اَگرِسیو و خشمگین صحبت می‌کنید.

مازیار: من خیلی دوست داشتم اسم آن قطعه را «معضل دهه شصتی‌ها» بگذاریم؛ ما نشستیم بچه‌گی‌مان را مرور کردیم و متوجه شدیم که در آن سال‌ها خوراک فرهنگی ما خیلی آزاردهنده بوده است! مخصوصاً تیتراژ سریال «چاق و لاغر»! واقعاً ما چرا باید آن را گوش می‌دادیم؟ در آن سال‌ها که می‌توانستند ما را خوشحال‌تر بار بیاورند چرا آنقدر ترسناک و متشنج برخورد می‌کردند؟ خب خروجی آن ترس‌ها هم همین می‌شود دیگر؛ باد بکاری طوفان درو می‌کنی! ما دیدیم آن سال‌ها جدای از تجربه‌ی خوش سیزده بدری که ممکن بود با اقوام در یک برهه کوتاه داشته باشیم، باقی ترس و غم و سخت‌گیری بوده است؛ از روز جمعه‌ای که باید فردا صبحش را با کلاس ریاضی شروع می‌کردی تا آنچه که به عنوان خوراک تصویری و صوتی به ما داده می‌شد. بله شرایط جنگ و تغییر اوضاع کشور را در آن دوران درک می‌کنم و غیرقابل انکار هم هست اما آنچه که تلویزیون در آن دوران ارائه می‌کرد، بخش‌های ترسناک بسیار عمیقی داشته است.
محمدرضا: نیت، تولید محصولی برای کودکان بوده اما زیبایی شناسی و تکنیکشان ژانر ترس و وحشت بوده است! (می‌خندند) خروجی ما هم با توجه به آنچه که در آن دوران گذرانده‌ایم (بدون اصرار به چیزی) شد همین که شما می‌شنوید.
 

  • * در واقع اندوه و اضطراب جزئی از المان‌های برنامه‌های آن دهه بود.

محمدرضا: نا امیدی زیادی در موسیقی وجود داشت.
مازیار: این نا امیدی و اندوه عمیقی که این روزها می‌بینید، برای سه چهار سال اخیر نیست و ریشه در سال‌های قبل دارد. نهایتاً هم آدم‌ها با آن تفکر زیبایی‌شناسانه که محمدرضا اشاره کرد می‌شوند نسل امروز ما. واقعاً قبول دارم که نسل پرچالشی به لحاظ درونی هستیم و کلنجارهای درونی زیادی داریم. فکر می‌کنم بخشی از «#تهران» هم درگیر این کلنجارها است.
 
 

  • * الان همه به سمت موسیقی الکترونیک (که البته پدیده جدیدی هم نیست) در حال حرکتند. از دور هم به نظر کار ساده‌ای است و به نظر می‌آید با فشردن چند دکمه می‌توان موسیقی تولید کرد. به همین دلیل خیلی‌ها یک راست می‌خواهند کارشان در موسیقی را با این نوع موسیقی شروع کنند. اما در کاری که شما انجام می‌دهید، مشخص است که موزیسین‌هایی هستید که پیش‌تر به شکل آکوستیک با موسیقی روبه رو شده و الان در حال استفاده از آن تجربیات هستید. آیا واقعاً موسیقی الکترونیک را به همین راحتی می‌توان تولید کرد یا به یک پیشینه و تفکر موسیقایی خاص و شناخت آکوستیک نیاز دارد؟

محمدرضا: موسیقی الکترونیک از تکنولوژی جدا نیست و تکنولوژی هم سعی بر ساده و کم کردن زحمت همه چیز دارد. بنابراین می‌توان گفت موسیقی الکترونیک نوعی موسیقی است که راحت تولید می‌شود تا خالق را در کمترین زمان به لذت برساند. می‌توان با فشار دادن سه تا دکمه، لذت تولید یک موسیقی را داشت که چیز بدی هم نیست. یک ابزار است؛ مثل عکاسی، فیلمبرداری و نقاشی دیجیتال.
حالا این‌که این موسیقی قرار است در چه جهت و هدفی تولید شود، آنجا است که می‌تواند معنا پیدا کند. این‌که فقط برای گذر زمان و خوش‌گذارنی باشد که جای خودش را دارد یا این‌که می‌خواهد یک مفهوم و باری هم منتقل کند. آنجا است که چاشنی آن، یعنی زیباشناسیِ تکنیکِ علم موسیقی به آن اضافه می‌شود. اگر بخواهیم به «#تهران» و آنچه که با طعم موسیقی الکترونیک تولید می‌کند برگردیم، باید بگویم که موسیقی ما صرفاً موسیقی الکترونیک نیست…
 

  • * بله در آن بک‌گراندی از موسیقی جز، فانک، راک، هیپ هاپ و آر.اَند.بی هم شنیده می‌شود.

محمدرضا: بله. ولی ابزاری که باعث می‌شود برای گوش مخاطبِ این دوره آشناتر و گوش نوازتر باشد، صدایی است که توسط سازهای الکترونیک تولید می‌شود. در واقع از صدای آکوستیک و رئال (واقعی) دورتر است و دارد رنگ‌های دیگری تولید می‌کند.
مازیار: من یکی از اولین کارهای الکترونیکی که (به آن شکلی که همه آن را الکترونیک می‌دانند؛ حداقل از لحاظ طراحی ریتم و صدا) شنیدم، آلبوم «آفتاب‌های همیشه» خودِ محمدرضا بود که آیدا شاملو بخش مونولوگ آن را دکلمه کرده بود ولی حتی نمی‌توان با شنیدن آن آلبوم هم گفت داریم موسیقی الکترونیک گوش می‌دهیم. خیلی از بخش‌های آن وام گرفته از موسیقی پاپ دهه نود و پاپ مرسومی است که سال 2000 تا 2005 در آمریکا و اروپا در جریان بود. مضاف بر این، در «#تهران»، ما قائم به موسیقی الکترونیک نیستیم که بخواهیم خودمان برای خودمان قالب تعریف کنیم. کار ما بیشتر موسیقی شهری (urban) است که در آن موسیقی جَز، آر اند بی، بلوز، هیپ هاپ و رپ هم هست. فکر می‌کنم خروجی ما، به واسطه آن بخشی که تخصص محمدرضا و علاقه من است، نزدیک به موسیقی فول الکترونیک صدا می‌دهد اما بخش آکوستیک و تأثیر حتی موسیقی کلاسیک در آن (مخصوصاً در آلبوم) وجود دارد.
 

  • * شماها از دامن موسیقی راک به این سمت آمده‌اید. این موسیقی در همه جای دنیا در حال ترکیب شدن با سبک‌های دیگر است؛ مثل مسیری که «ریدیو هد» یا «کلد پلی» هم در پیش گرفت. به نظر می‌آید شما هم چنین مسیری را برای خود در نظر گرفته‌اید.

مازیار: هر دوی ما چه در ایران و چه خارج از ایران، تجربه تنظیم و تولید در استایل راک را داشته‌ایم، سِیر زمان در خروجی‌مان کمی تغییر به وجود آورد ولی خب نمی‌توانیم تأثیر موسیقی راک را کتمان کنیم، همچنان هم از آن تأثیر می‌گیریم.
 

  • * فکر می‌کنید این روزها موسیقی راک همچنان به تنهایی در دنیا حرف برای گفتن دارد؟

مازیار: نمی‌توان گفت مخاطب ندارد، مخاطب‌ها در حال تغییرند. قرار است با نسل‌های جدید روبه‌رو شویم و اتفاقاً ما با یک راک قدیمی قرار است روبه‌رو شویم. یک استاندارد راکِ دهه شصت، هفتادی که به شدت فراگیر خواهد شد. در طول صنعت موسیقی، ما ژانر و استایلی را نداشته‌ایم که بتواند همیشه ادامه حیات بدهد. همه معتقدند که داب‌اِستپ از بین رفت چون در یک بازه زمانی آدم‌هایی که قبل از آن درگیر فضاهای پانک و اگرسیوتر بودند، به سمت موسیقی الکترونیک آمدند و با همان اگرشن نوعی موسیقی ساختند که جالب بود ولی نمی‌توان یک آلبوم در این ژانر را تا آخر گوش داد! اما بعد از آن، می‌توان استفاده از اِلمان‌های داب استپ را در موسیقی دید. پس استایل‌های موسیقی همیشه یک اوج دارند که غیرقابل کتمان است. دهه‌های هفتاد و هشتاد هم اوج موسیقی راک بوده و این موسیقی پاپیولارترین موسیقی آن دوره بوده است. موسیقی راک الان در اوج نیست اما خب سبک دیگری هم در اوج نیست.
 

  • * موسیقی الکترونیک چطور؟

مازیار: بله اِلمان‌های الکترونیک در اوج‌اند. حتی نسبت به اِلمان‌های راک کمی فراگیرترند اما الان ما در دوره تکثر هستیم.
 

  • * در واقع انگار در یک دوره گذار هستیم.

مازیار: بله و فکر می‌کنم با توجه به چیزی که من امروز می‌شنوم (بر اساس 50 قطعه برتر آی‌تیونز) موسیقی‌های راکی را می‌شنوی که انگار برای دهه شصت است اما همین هفته پیش منتشر شده است. فکر می‌کنم اتفاقاً به زودی با یک موج جدید مواجه خواهیم شد که البته کم و بیش هم شروع شده است. یک بحث مهم، بحث رنگ موسیقی به لحاظ اجتماعی است. الان موسیقی‌ها کاملاً بِلک هستند و دست آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار است. صنعت دست آنها است و خب موسیقی آنها هم هیپ‌هاپ و در درجه اول جز و بلوز است که از آن راک استخراج می‌شود؛ یعنی قبل از اینکه «ِلویس پریسلی» آن استایل را معرفی کند، «چاک بری» به آن شکل ساز می‌زده است.
 

  • * موضوع مهمی که بد نیست درباره آن حرف بزنیم این است که موسیقی چند سال در کشور ما ممنوع بوده و به واسطه وقفه‌ای که در آن افتاد، چیزی حدود بیست سال نسبت به دنیا عقب‌تر بود. فکر می‌کنید می‌توانیم به واسطه موسیقی الکترونیک، زودتر به دنیا پیوند پیدا کنیم؟

محمدرضا: بله این اتفاق می‌تواند بیفتد. باز هم به تکنولوژی می‌رسیم؛ تکنولوژی ارتباط را سریع‌تر می‌کند و اطلاعات سریع‌تر انتقال پیدا می‌کند. برای همین هم سریع‌تر می‌توانید هم تأثیرپذیر باشید و هم تأثیرگذار. موسیقی الکترونیک واقعاً دریچه‌ای برای برقراری راحت‌تر ارتباط است. مثل زبان انگلیسی می‌ماند که اگر بلد باشی راحت‌تر می‌توانی با خارج از ایران حداقل ارتباط اولیه برقرار کنی. واقعاً می‌توان گفت که این بیت 0 و 1 یک زبان مشترک بین تمام دنیا است.
 

  • * استفاده از این موسیقی می‌تواند به گسترش موسیقی سنتی ما هم کمک کند؟

محمدرضا: اگر همان تعریف را در نظر بگیریم و به آن موسیقی بگوییم زبان انگلیسی و موسیقی سنتی را هم زبان فارسی در نظر بگیریم، به نظر شما فارسی و انگلیسی چقدر می‌تواند  در کنار هم گوش‌نواز یا با هم عجین شود؟ کار بسیار مشکلی است؛ بنابراین اگر قرار باشد چیزی اتفاق بیفتد، صرفاً یک کلاژ موفق خواهد بود مگر این‌که واژه‌های مشترک پیدا شود یا واژه جدیدی خلق شود.
 

  • * چون یک‌سری تجربه‌های این‌چنینی هم در موسیقی سنتی داشته‌ایم که مثلاً همایون شجریان چهارچوب‌های موسیقی سنتی را شکست و در فضای دیگری فعالیت کرد. اتفاقاً هفته گذشته آلبوم «ناس» و «کانیه وست» منتشر شد و از سمپل آهنگ «گل یخ» کوروش یغمایی استفاده کرده بودند…

مازیار: آن کار خیلی خوبی بود. مسئله این نیست که فقط آنها می‌توانند کار خوب تولید کنند. ما باید خود موسیقی این ناحیه را بفهمیم و آن را باور و درک کنیم که فضای موسیقی خاورمیانه دقیقاً چه تعریفی دارد. ما باید بپذیریم که به خانواده بزرگی به نام خاورمیانه تعلق داریم که این محدوده از لحاظ استایل موسیقی و قدمت بسیار غنی است و حتی تا شمال آفریقا پیش می‌رود. مطمئناً ما به این واسطه زودتر از یک آمریکایی یا فرانسوی می‌توانیم بیت و اِلمان‌های دیگر موسیقی آفریقایی را درک کنیم. همان آلبوم کانیه وست و ناس، اوج قدرت در نوشتن بیت است که در عین حالی که با یک سمپل عجیب میدل‌ایستی و سول صدا می‌دهد ولی در عین حال مدرن 2018 هم صدا می‌دهد.
 
ما می‌خواهیم موسیقی الکترونیک در ایران داشته باشیم، هیچ اشکالی ندارد، داشته باشیم. اما معادل «گروو» Groove در فرهنگ موسیقی ایرانی چیست؟ نداریم! خب ما باید درک کنیم که گروو ما خاورمیانه‌ای‌ها چیست؟ ما می‌توانیم چندین و چند گروو از درون این فضای بسیار بزرگ خاورمیانه استخراج کنیم اما ریتم‌ها خیلی جاها شبیه هم هستند. موسیقی عراقی و موسیقی شرق ترکیه را که می‌شنوی، تأثیر موسیقی کردی را در آنها حس می‌کنی. این موضوع کاملاً قابل بررسی شدن است نه طبقه‌بندی شدن؛ چون من شخصاً با این کار موافق نیستم و احساس می‌کنم این کار، ناب بودن هنر را می‌گیرد. آنوقت می‌توانیم حداقل به عنوان پایه یک موسیقی منطقه‌ای بسیار قوی داشته باشیم؛ کاری که کیهان کلهر با کیفیت بالایی در حال انجام دادن است. من شاید بهترین کار تلفیقی که شنیدم کنسرت کیهان کلهر و رامبرانت تریو در سالن وزارت کشور بود. تا زمانی که بتوانیم به پختگی برسیم چاره فقط تولید است.
 

  • * برای بخش پایانی بگویید که آلبوم «#تهران» چه زمانی قرار است منتشر شود؟

محمدرضا: احتمالاً نیمه اول مرداد که قرار است در سالن شهرزاد یک پرفورمنس به اسم «در جنگل شهر» داشته باشیم. این اجرا در واقع پُلی برای آشنایی مخاطب با «#تهران» است که در آن قطعاتی از آلبوم و بخشی از پکیج رادیو را اجرا می‌کنیم.
 

  • * این آلبوم کلام هم دارد؟

مازیار: بله که بخش اصلی را من انجام داده‌ام و بهمن چکاد هم به عنوان خواننده مهمان همراه ما است. بهمن مهندسی صدا و صداسازی خوانده و خارج از ایران «وُیس پرفورمر» بوده است. نیما رمضان در دو قطعه با ما همکاری کرده که قطعات بسیار جذابی هم شده‌اند. احسان ابرقویی هم کل جریان هنری را پیش برده و نیما جوان و علیرضا تهرانی هم در «نشر و پخش جوان» قرار است آلبوم را منتشر کنند.
 

  • *اضافه شدن خواننده به آلبوم بیشتر به دلیل جذب مخاطب است یا به دلیل نیاز موسیقی این کار را کرده‌اید؟

محمدرضا: ترجیح می‌دهیم بتوانیم در آلبوم مخاطب بیشتری داشته باشیم.
مازیار: موقع گفتن این تکست‌ها، من شخصاً هیچ گونه دخلی روی آنها نداشته‌ام؛ خودش اتفاق می‌افتد و بعدش هم نمی‌دانم از کجا آمده است. محمدرضا سعی کرد آن را واکاوی کند اما نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده است. کلام خودبخود روی این فضا شکل گرفت و به نوعی با ریتم و هارمونی چِفت شد.
 

  • * احتمالاً باید چیزی شبیه همین کپشن‌هایی باشد که در کانال «رادیو» می‌نویسی.

مازیار: دقیقاً. فکر کن یک رپر بخواهد یک ملودی به آن‌ها اضافه کند و بخواند؛ کلام به همان شکل است.
 

  • * حرفی مانده که دوست داشته باشید بگویید؟

مازیار: امیدواریم به واسطه معرفی این اجرا، آلبوم و همچنین رادیو که ادامه‌دار هم خواهد بود، بتوانیم بیشتر به مخاطب نزدیک شویم و یک ارتباط دو طرفه برقرار کنیم که فکرهایی هم برایش کرده‌ایم.

منبع : موسیقی ایرانیان

روزگارِ فوتبالیِ خُلق‌های تَنگ | موسیقی ما

7 جولای 2018
بدون نظر

[ مانی جعفرزاده – آهنگساز و مدرس موسیقی ]

فوتبال یک دل‌مشغولیِ عوامانه نیست؛ هرکه گفته بی‌خود گفته، حالی‌اش نبوده‌است. این مثلِ آن است که کسی بگوید موسیقی یک تفریحِ عوامانه است که خُب حرف پَرتی‌ست برآمده از ذهنی پلاسیده.

نویسنده‌ی این سطرها مدّت‌هاست پیشِ خودش به این نتیجه رسیده‌است که هیچ پدیداری، در ذات نمی‌تواند عوامانه یا نخبه‌پسند باشد. هرچیز را هم می‌شود عوامانه دید و هم می‌شود نخبه‌وار سنجید. این بستگیِ تام دارد به نگاه کسی که رودرروی آن پدیدار ایستاده است. فوتبال از منظر بسیاری، پدیدارِ نخبگان بوده‌است.
 
یک
تاریخ روشن‌فکری ایران در سال‌های چهل و پنجاهِ خورشیدی، پُر است از نام روشن‌فکران عمده‌ای که همه‌ی عمرشان را سیگار کشیده‌بودند و چایی خورده‌بودند و کتاب روی کتاب انباشته‌بودند و ورزشکردن را اصلاً کار بی‌هوده‌ای می‌دانسته‌اند(!) امّا پای «پرسپولیس» که وسط می‌آمده، رگ غیرت‌شان ورَم می‌کرده‌است؛ چون فرض‌شان بر این بوده که «پرسپولیس» نقطه‌ی مقابل «تاج» است و وظیفه‌ی هر روشن‌فکر متعهّد آن است که با تاج و تخت و سلطنت -به هرشکلی که متصوّر باشد- مبارزه بکُند.
 
برای بسیاری از روشن‌فکران آن سال‌ها، «پرسپولیس» تیم پابرهنه‌ها بود. نماینده‌ی خَلق ستم‌دیده‌ی فقیر. هنوز هم برخی پیرمردهای «آبیِ» قدیمی وقتی به «قرمز»ها می‌رسند، کنایه می‌زنند که طرف‌دارهای شما سر و وضع‌شان کثیف بود و همه‌شان خاک‌وخُلی و ژنده‌پوش بودند امّا «تاجی»ها همه شیک بودند و شُسته‌روفته.

جالب است که چُنین نگاهی در اسپانیا [و به تبعِ آن در امریکای لاتین] هم وجود داشته‌است. باشگاه «رئال مادرید» را دولت دستِ‌راستیِ «فرانکو» (دیکتاتور سابق اسپانیا) بنیان گذاشت تا ویترینی باشد برای «اسپانیای جدید». طرف‌داران‌اش همه از طبقه‌ی مرفّهِ در آن زمان تازه شکل‌یافتهی اسپانیای «فرانکو» آمده‌بودند و شاید به همین دلیل، روشن‌فکران چپ‌گرای اسپانیایی همه [حتّی هنوز هم] از رئال بدشان می‌آمد و می‌آید و به‌عمد -حتّی اگر اهل ورزش نبودند و نباشند- ادّعا می‌کردند و می‌کُنند که «بارسا»یی هستند. چون «بارسا» تیم «مستقل»هاست. تیم مَردم. «رئال» امّا یادگار فرانکو است. این دعوای عجیب را همین آخری‌ها در جنگ بر سر استقلالِ کاتالان هم می‌شد دید. در اسپانیا فوتبال که فوتبال نیست. خیلی چیزهاست!

دو
پای‌ام که رسید به اسپانیا، نوزده سال‌ام بود. دو کار کردم؛ اوّل رفتم به یک کتاب‌فروشی و کتابی را که چند سال بود خیلی سر و صدا کرده بود [و در ایران پیدا نمی‌شد] خریدم و خواندم. حقیقتاً کتاب مُهملی بود که هیچ‌وقت نفمیدم چرا ما این‌قدر به فروش‌اش کمکِ تبلیغاتی کردیم! کار دوّم و بسیار مفیدم(!) امّا این بود که رفتم به بارسلون و بلیت بازی بارسا در «کمپِ نو» را خریدم. اوّلین‌بار بود که به یک استادیوم می‌رفتم. به قولِ همشهری‌های پدربزرگِ زنده‌یادم:
– مَن هارا؟! بورا هارا؟!
به تُرکی یعنی: من کجا؟! این‌جا کجا؟!
و به این‌گونه بود که به شکل رسمی (؟) فوتبالی شدم و کی‌ست که پای‌اش به اسپانیا رسیده‌باشد و فوتبالی نشدهباشد؟

سه
امروز چهارشنبه سی‌ام خرداد یک‌هزار و سی‌صد و نَود و هفتِ خورشیدی است. تیم‌های ملّیِ فوتبالِ ایران و اسپانیا بازی دارند. منطقاً روی کاغذ که خُب، ما می‌بازیم. من هم در پیش‌بینی‌های سایت «موسیقی ما» نظرم را اعلام کرده‌ام که می‌بازیم؛ امّا تهِ دل‌ام امید دارم که شاید نظرسنجی را غلط پُر کرده‌باشم و جادوی فوتبال بار دیگر، روی دیگرش را به ما نشان دهد و صعود بکُنیم. اگر این‌طور بشود، حاضرم بروم در قعرِ جدول پیش‌بینی‌ها حتّی کنار امیرمهدی ژوله قرار بگیرم. به‌خدا!
 
چهار
دیشب پری‌شب بود. منتظر بودم بازی اروگوئه و مصر شروع بشود. همسرم آمد و با تعجّب پرسید:
– چرا داری گریه می‌کُنی؟
گفتم:
– برای اروپایی‌ها جام جهانی یک تفریح پُرهیجان است. بد هم نیست. مبارک‌شان باشد. امّا برای یک نفر اهل اروگوئه یا مصر یا هر کشوری شبیه این‌ها، جام جهانی پادشاهیِ «میرِ نوروزی» است. چهار سال یک بار فرصت دارند که مردمِ خسته‌ی سرزمین‌شان را یک شب یا دو شب شادمان بکُنند و بعد، بسوزند و به خانه بروند. برای یک آلمانی، یک بازی در جام جهانی فقط یک بازی است؛ امّا برای یک سنگالی تنها جایی است که قانون‌های جهان مساوی است. تنها نَود دقیقه‌ای است که خطای یک بلژیکی و خطای یک مراکشی با یک متر و محک اندازه زده می‌شود!
 
فوتبال تنها جایی است که برای یک ایرانی «آفساید» جایی است که حریف متوقف می‌شود و گُل‌اش قبول نیست؛ وگرنه در باقیِ وقت‌ها که هرچه گُل به‌مان می‌زنند، «آفساید» است و دست‌مان هم به جایی بند نیست. آقام حافظ می‌فرماید:
 
سخن در پرده می‌گویم، چو گُل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکمِ میرِ نوروزی
 
«نگار» گفت:
– دیوانه‌ای به‌خدا!

اشکهای‌ام را پاک نکردم. گذاشتم جاری باشد. گفتم:
– می‌دانم!

منبع : موسیقی ایرانیان

فریدون شهبازیان: درست می‌گویند، موسیقی سنتی به تکرار رسیده است

7 جولای 2018
بدون نظر
موسیقی ما – رهبر ارکستر ملی در جمع بندی اتفاقات اجراهای روسیه و بازتاب‌های خبری این اجراها گفت: «در زمینه اجرای ارکستر در روسیه که ارکستری متشکل از نوازندگان ارکستر ملی ایران و ارکستر سمفونیک تهران بودند، به همراه من و آقای شهرداد روحانی به روسیه آمدیم. سه شب اجرای موسیقی در سه شهر مختلف روسیه داشتیم؛ اجرای نخست در سن‌پترزبورگ، اجرای دوم در مسکو و اجرای سوم در کازان. در دو شهر ما همراه تیم ملی فوتبال کشورمان بودیم؛ در سنپترزبورگ و کازان. اجرای مسکو به دلیل تفاهم‌نامه‌ای که میان بنیاد رودکی و کنسرواتوار چایکوفسکی امضا شده بود، روی صحنه رفت. اجرای اولمان در سن‌پترزبورگ به دلیل عدم آشنایی با محیط و کمی خستگی، نتوانستیم بهترین کیفیت‌مان را ارائه کنیم. اما از اجرای دوم کیفیت ارکستر بسیار خوب بود.»

فریدون شهبازیان افزود: «قطعه‌های انتخاب شده در این کنسرت‌ها هم برمبنای موسیقی ارکسترال ایران و هم بر موسیقی کلاسیک غرب بود. در سال‌های بعد از انقلاب ما نتوانستیم به اندازه کافی موسیقی ارکسترال سرزمین‌مان را به جهانیان معرفی کنیم. این یکی از آرزوهای من است. معتقدم که باید آثار موسیقی ایرانی را اجرا کنیم تا مردم دنیا با آنها آشنا شوند. در زمینه سینما و تئاتر کارهای بیشتری به خارج از ایران معرفی می‌شود و در این زمینه‌ها ما را بیشتر از عرصه موسیقی می‌شناسند. امیدوارم در سال‌های آینده برنامه‌های بیشتری برای معرفی موسیقی‌یمان به دیگر کشورها داشته باشیم.»

* موسیقی خواننده محور

موزیسین قدیمی و خاطره ساز موسیقی ایران درباره شناساندن موسیقی ایران به جهانیان نیز معتقد است: «موسیقی ایرانی خواننده محور است. ما موسیقی بدون کلام ایرانی را کمتر اجرا می‌کنیم و مردم هم کمتر آن را شنیده‌اند. این که بتوانیم موسیقی سرزمینمان را به جهانیان معرفی کنیم، کاری است که در دراز مدت جواب می‌دهد. در زمینه آهنگ‌های موسیقی اصیل ایران یا همان موسیقی سنتی اجراهای بسیاری در سراسر جهان روی صحنه رفته است. گروه‌های دو نفره و چند نفره اجراهای بسیاری در بیشتر کشورهای جهان داشته‌اند؛ این اجراها هم معمولا با خوانندگان بسیار خوبی انجام شده است. اما این موسیقی هرگز نتوانسته جای موسیقی ارکسترال ایران را بگیرد. سرمایه گذاری که امروز انجام شده تا ارکسترهای ایرانی بتوانند جایگاه خود را در جهان پیدا کنند، به زمان نیاز دارد. باید با آهنگسازان صحبت کرد تا آثار جدید نوشته شود. باید در این زمینه سرمایه‌گذاری‌های خوبی انجام داد. آهنگسازان هم باید در آثارشان از جذابیت‌های موسیقی غربی هم استفاده کنند. در این‌ آثار باید ارکستراسیون و سازبندیِ دقیقی انجام شود تا بتوانیم به هدف مورد نظر برسیم.»

شهبازیان گفت: «این که دو ارکستر داشته باشیم و دائما تمرین و اجرا داشته باشند، هدف نهایی ما نیست. رسیدن به هدف ما نیاز به تولید موسیقی دارد. برای ارکسترها باید اثر تولید کرد تا ارکسترها آنها را اجرا کنند و این آثار به جهان معرفی شود. در غیر این صورت تکرار مکررات است؛ درست مانند موسیقی سنتی که می‌گویند به تکرار رسیده است و البته درست هم می‌گویند. ما باید از دستمایه موسیقی محلی و مقامی و موسیقی‌های اصیل ایران استفاده کنیم و آثار ارزشمندی بنویسیم و به اهداف بلند‌مدتمان برسیم.»

* هدف گذاری‌ها در ارکستر ملی

رهبر ارکسترملی ایران درباره هدف گذاری‌ها در هنگام آغاز به کار در ارکستر ملی نیز گفت: «هدفم از روز اول این بود که ارکستر ملی ایران با اجرای موسیقی نوین ایران و جهان معرفی شود. یعنی ارکستر ملی ایران باید اجرای آثاری در برنامه‌اش باشد که موسیقی نوین ایران و جهان باشند. یعنی موسیقی‌های کلاسیکی که در سال‌های گذشته به صورت آپتودیت(به روز شده) اجرا شده، ما آنها را دستمایه خودمان قرار دهیم و اجرا کنیم. مثلا سمفونیک شماره یک اثر موتزارت، اورتوری از بتهوون و یا هر اثری از آهنگسازان بزرگ جهان را بتوانیم به صورت آپتودیت(به روز شده) اجرا کنیم. همچنین موسیقی خودمان را به صورت نوین اجرا کنیم؛ یعنی از ارکستراسیون و سازبندی غربی، هارمونی و کنت‌پوئن استفاده کنیم در حالی که دستمایه‌اش موسیقی ایرانی باشد. یعنی قواعد و جذابیت‌های موسیقی کلاسیک را در کنار موسیقی ایرانی قرار دهیم و به صورت ارکسترال عرضه کنیم. ما هنوز نتوانسته‌ایم این قواعد را برای موسیقی خودمان تدوین کنیم.همیشه گفته‌ام که موسیقی مقامی و موسیقی ردیف را می‌توان به کار برد و به صورت ارکسترال ارائه کرد. اگر این اتفاق بیافتد می‌توانیم پیشرفت بسیاری داشته باشم.»

* سفارش به آهنگسازان جوان

شهبازیان درباره سفارش آثار برای اجرا در ارکسترملی به آهنگسازان جوان نیز گفت: «ما آثاری را به آهنگسازان جوان سفارش داده‌ایم. اما بدانید که این کار با چند سفارش به نتیجه خوبی نمی‌رسد. ممکن است ما چندین اثر سفارش دهیم تا در نهایت به نتیجه مطلوب برسیم. ممکن است آثار بسیاری به آهنگسازان جوان سفارش دهیم و در نهایت هم از میان این آثار تعداد اندکی برای اجرا توسط ارکستر انتخاب شوند. اما این روند باعث پیشرفت آهنگسازان جوان و در نهایت پیشرفت موسیقی ارکسترال می‌شود.این امر به بودجه‌ای مفصل نیاز دارد.»

* گرایش نسل جدید آهنگسازان موسیقی ایرانی به سمت موسیقی پاپیولار

آهنگساز فیلم «معصومیت از دست رفته» درباره گرایش نسل جدید آهنگسازان موسیقی ایرانی به سمت موسیقی پاپیولار و دور شدن آنها از فضای موسیقی اصیل نیز می‌گوید: «در موسیقی پاپ پول حرف اول را می‌زند. این موسیقی را مردم دوست دارند و برای شنیدنش هزینه می‌کنند. خوانندگان و آهنگسازان این حوزه هم درآمدهای خوبی دارند و هرگز حاضر به رها کردن این ژانر از موسیقی نیستند. اگر همین شرایط در موسیقی ملی و در حوزه ارکسترها بیافتد، همه چیز زیرورو می‌شود. اما مردم برای موسیقی پاپ هزینه می‌کنند. در عین حال برخی هنرمندان هم با این که در دانشگاه تحصیل کرده‌اند و استادان خوبی هم داشته‌اند، اما علمشان را برای موسیقی پاپ خرج می‌کنند و نهفته‌های ذهنیشان را خرج موسیقی پاپ می‌کنند. اگر قرار است به موسیقی پاپ مجوز بدهند باید همه چیز شسته رفته باشد و در این زمینه باید موسیقی ممیزی شود. شاید این ممیزی در عرصه موسیقی سنتی و ارکسترال لازم نباشد، اما در زمینه موسیقی پاپ نباید به هر کسی اجازه ورود به این حیطه داده شود؛ آن هم با این شعرهای بسیار بد. ترانه سرایی به قهقرا رفته است. به این دلیل که ترانه سرایی درآمد خوبی دارد، هر چه دستشان بیاید می‌نویسند. یکی از کارهایی که باید انجام شود، همین است.»

وی افزود: «موسیقی ایران خواننده محور است. به همین دلیل است که موسیقی پاپ اجازه نمی‌دهد موسیقی اصیل ایران رشد کند.پرویز منصوری می‌گفت این موسیقی شانسی است. ارکسترهای ملی و ارکستر سمفونیک باید سالن‌شان پر باشد تا بتوانند ادامه حیات دهند. بنیاد رودکی بودجه محدودی برای اداره ارکسترها دارد. آهنگسازانی که خانه نشین شده‌اند، کار کردن برایشان توجیح ندارد. آنها ترجیح می‌دهند که به آموزش بپردازند و از همین راه زندگیشان را تامین کنند. این معضلی است که باید در دراز مدت حل شود.»

* درباره ناصر چشم آذر

فریدون شهبازیان در انتهای این گفتگو درباره مرحوم ناصر چشم آذر نیز گفت: «زمانی که من گروه کُر در رادیو داشتیم، ایشان خواننده گروه کُر بود. بعدها هم دوستان بسیار خوبی بودیم. هر دوی ما در انجمن آهنگسازان خانه سینما عضو بودیم و سال‌ها در هیات‌مدیره با هم بودیم. شناخت خوبی هم از موسیقی پاپ داشت. به نظرم هنرمند زمانی هنرمند است که کارش به خانه مردم برود. این که من آثارِ بسیاری ساختم و مردم گوش ندهند به نظرمارجحیتی ندارد به آثاری که مردم می‌شنوند.زمانی می‌گفتند چهره‌ی ماندگار! بعد خواننده را انتخاب می‌کردند. در حالی که خواننده تنها یک مجری است و اثری را می‌خواند که منِ آهنگساز ساخته‌ام. متاسفانه از اول موسیقی ما خواننده محور بوده است و آهنگسازانی مانند چشم آذر در حاشیه مانده‌اند.»

منبع : موسیقی ایرانیان